تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بیوگرافی مل گیبسون از کودکی تا به امروز + تصاویر

مِل گیبسون (Mel Gibson) بازیگر، کارگردان و تهیه‌کنندهٔ استرالیایی-آمریکایی است. او در سال ۱۹۹۵ میلادی، برای فیلم شجاع‌دل موفق به دریافت دو جایزه اسکار بهترین کارگردانی و اسکار بهترین فیلم از سوی آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک شد. وی همچنین برای این فیلم کاندیدای بفتای کارگردانی نیز شد.

مل گیبسون علاوه بر حرفهٔ بازیگری و کارگردانی، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و دوبلور نیز می‌باشد. از آثار شاخص وی در مقام کارگردان می‌توان به فیلم‌های شجاع‌دل، مصائب مسیح و آپوکالیپتو اشاره کرد. گیبسون پس از ۱۰ سال وقفه، با فیلم ستیغ هک‌ساو به عرصهٔ کارگردانی بازگشت که با استقبال منتقدین و فروش خوبی روبرو شد و دومین نامزدی او را برای جایزهٔ اسکار بهترین کارگردانی به همراه داشت. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این شخصیت معروف را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام مِل کُلْمسیل جِرارد گیبسون (Mel Colmcille Gerard Gibson)
متولد ۳ ژانویه ۱۹۵۶ (۱۲ دی ۱۳۳۴)
محل تولد پی کسکیل، ایالات متحده آمریکا
قد ۱۷۷
شغل بازیگر، کارگردان، فیلمنامه نویس و تولیدکننده استرالیایی آمریکایی
وضعیت تأهل مطلقه

بیوگرافی مل گیبسون

مل گیبسون بازیگر، کارگردان، فیلمنامه نویس و تولیدکننده استرالیایی آمریکایی است که در مقام کارگردان برای درام “شجاع دل” (Braveheart) و فیلم “ستیغ هک سا” (Hacksaw Ridge) نامزد جایزه سینمایی اسکار و گلدن گلوب شد. او علاوه بر جوایز سینمایی، جایزه افتخاری نشان استرالیا را نیز دریافت نموده است.

مل گیبسون (Mel Gibson) در ژانویه ۱۹۵۶ پی کسکیل نیویورک به دنیا آمد. او ششمین فرزند خانواده ایرلندی هاتون و آن گیبسون بود. پس از مل پنج فرزند دیگر به دنیا آمدند از آنجاییکه خانواده او کاتولیک بودند نام او را به افتخار سنت مل انتخاب کردند.

مل گیبسون در جوانی

زمانی که مل ۱۰ ساله بود خانواده‌اش به استرالیا مهاجرت کردند. در آنجا او از مدرسه فارغ التحصیل شد و به سیدنی رفت تا به دبیرستان تئاتر وارد شود. کارنامه سینمایی مل گیبسون از سال‌های دانش آموزی آغاز شد. این بازیگر جوان با موفقیت در فیلم “شهر تابستانی” (Summer City) حضور یافت.

فیلم‌های او

مل گیبسون پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه در فیلم‌ها حضور یافت. در سال ۱۹۷۹ دو فیلم “تیم” (Tim) و “مکس دیوانه: جاده خشم” (Mad Max: Fury Road) از او تولید شد و هردو موفق بودند. اولین آثار گیبسون با استقبال منتقدین مواجه شدند. این بازیگر در اولین نامزدی‌های خود چندین جایزه کسب کرد. اما ۳ سال بعد بود که به شهرت رسید. دومین قسمت “مکس دیوانه” اکران شد و پس از آن گیبسون به سلبریتی هالیوود تبدیل شد. در سال ۱۹۸۴ فیلم “بونتی” (The Bounty) تولید شد که گیبسون در آن نقش اصلی را برعهده داشت.

گیبسون در اوایل سال‌های ۱۹۹۰ کمپانی فیلم سازی خود را افتتاح کرد و نام آن را Icon Productions گذاشت. او در این سال‌ها کارگردانی را تجربه کرد. اولین فیلم او ” مرد بدون چهره” (The Man Without a Face) بود که چندان موفق نشد. اما فیلم دوم بسیار موفق بود. یک درام حماسی درباره تلاش‌های اسکاتلندی‌ها برای استقلال، که “شجاع دل” نام داشت و باعث شهرت گیبسون شد. این پروژه نامزد ۱۰ جایزه اسکار شد و ۵ جایزه را به خانه برد.

مل گیبسون در شجاع دل

گیبسون در کنار کارگردانی در فیلم‌های مختلف بازی کرد. او در سال ۱۹۹۴ در کمدی وسترن “ماوریک” (Maverick) نقش برت ماوریک را بازی کرد. گیبسون در سال ۱۹۹۹ در درام جنایی “حسابدار” (The Accountant) که براساس رمان “شکارچی” ریچارد استارک ساخته شده بود، نقش اصلی را برعهده داشت.

در سال ۲۰۰۰ گیبسون در چندین فیلم نقش اصلی را برعهده داشت که باعث شهرت اش شد. او در کمدی “آنچه زنان می‌خواهند” (What Women Want) حضور یافت. او نقش لاولک نیک را بازی کرد که می‌توانست ذهن زنان را بخواند. او در همان سال در فیلم “میهن پرست” (The Patriot) بازی کرد که به وقایع دوران جنگ انقلابی آمریکا می‌پرداخت.

مل گیبسون در میهن پرست

پروژه بعدی مل گیبسون “مصائب مسیح” (The Passion of the Christ) بود که در سال ۲۰۰۴ اکران شد و مخاطبین و منتقدین را شوکه کرد. این فیلم به ۱۲ ساعت پایانی زندگی مسیح می‌پرداخت و در عین حال خاطرات پیش از به صلیب کشده شدن و حوادث زندگی مردم که با این واقعه مرتبط بود را نشان می‌داد. نقش اصلی مسیح توسط جیم کاویزل و نقش مریم مجدلیه توسط مونیکا بلوچی ایفا شد.

مصائب مسیح

این فیلم نشان دهنده زندگی فلسطین در دوره جدید است و از زبان‌های آرامی و عبری استفاده شده است. جزئیات زندگی روزانه مردم کاملاً درست بود. اما کارگردان صحنه‌های ظالمانه را آنچنان درست نشان داده که هرکسی نمی‌تواند آن را تماشا کند. این فیلم با واکنش منفی منتقدین مواجه شد. اما مخاطبین و پاپ جان پل دوم این فیلم را تقدیر نمودند. این پروژه در گیشه هم موفق بود و سود زیادی را نصیب کارگردان کرد.

این بازیگر از باورهای سنتی کاتولیک استفاده کرده بود. او پس از اکران فیلم و در نشستی با طرفداران کاتولیک، عنوان کرد که نویسنده این فیلم روح القدس بوده و گیبسون تنها واسطه بوده است. او همچنین در مصاحبه با مجله “نیویورکر” عنوان کرد که نشانه‌هایی را دریافت کرده که هر کاتولیک درک خواهد نمود.

آخرالزمان

یکی دیگر از فیلم‌های موفق مل گیبسون “آخرالزمان” (Apocalypto) بود که در سال ۲۰۰۶ اکران شد. برعکس عنوان فیلم داستان آن آخرالزمانی نیست. بلکه داستان درباره قبیله مایا و دوره انقراض این تمدن رازآلود می‌باشد. این فیلم در پایان دوره کلمبیا در قرن ۱۵ میلادی و در یوکاتان رخ می‌دهد. تمام شخصیت‌ها به زبان یوکاتان سخن می گویند.

در سال ۲۰۱۰ گیبسون مجدداً توجه‌ها را به بازیگری خود جلب کرد. او در تریلر “لبه تاریکی” (Edge of Darkness) نقش یک کارآگاه را ایفا کرد. این فیلم بازسازی یک سریال محبوب تلویزیونی به همین نام ساخته کانال بی بی سی در سال ۱۹۸۵ بود. کارگردان و تولیدکننده‌های این فیلم مارتین کمپل و مایکل ویرینگ بودند.

گیبسون در سال ۲۰۱۲ در فیلم ” شش روز، هفت شب” (Six Days, Seven Nights) فعالیت کرد، اگرچه پیشتر گفته بود که آخرالزمان آخرین اثر کارگردانی شده او می‌باشد. او در سال ۲۰۱۲ در فیلم اکشن “بیگانه را بگیر” (Get the Gringo) و در نقش مجرمی که ۴ میلیون دلار سرقت کرد، حضور یافت.

مل گیبسون در ماچته می کشد

او در سال ۲۰۱۳ در تریلر “ماچته می‌کشد” (Machete Kills) ساخته رابرت رودریگز حضور یافت. در سال ۲۰۱۴ در فیلم اکشن “بی مصرف‌های ۳” (The Expendables 3) در کنار بسیاری از بازیگران مشهور ایفای نقش کرد.

شایعات

اغلب اوقات درباره مل گیبسون شایعات بسیاری ایجاد می‌شود. گفته می‌شود پدر او یک کاتولیک سنتی و بسیار محافظه کار است. برای مثال او شورای دوم واتیکان را عواقب نقشه فریماسون ها با یهودیان می‌داند. او همچنین هولوکاست را ساخته و پرداخته صهیونیسم می‌داند. مل اغلب به دلیل واکنش‌های پدرش نقد شده است. اما گیبسون بسیار تند و تیز پاسخ می‌دهد. البته باید گفته شود که این بازیگر و کارگردان چندان با روزنامه نگاران مؤدب نیست. برای مثال، او به یکی از روزنامه نگاران نیویورک تایمز گفت که او را مانند یک سگ می‌کشد. او درباره زندگی نامه نویش حتی حرف‌های بدتری بر زبان آورد.

در سال ۱۹۸۴ گیبسون به دلیل مصرف الکل گواهینامه رانندگی خود را از دست داد. طبق گفته خودش مصرف الکل یک بار نزدیک بود باعث خودکشی او شود. اما چند سال بعد به دلیل رانندگی در حین مصرف الکل مجدداً دستگیر شد. او به دلیل جملات ضد سامی و ضدهمجنس گرایانه خود دائماً سرزنش می‌شود. و همچنین از عذرخواهی از این اقلیت‌ها خودداری کرد. او همچنین جز کاتولیک‌هایی است که با مطالعه درباره سلول‌های بنیادی مخالف می‌باشد.

زندگی شخصی

اولین همسر مل گیبسون رابین مور بود که در سال ۱۹۸۰ و با کمک آژانس همسریابی با هم ازدواج کردند. آن‌ها تا سال ۲۰۰۹ با هم زندگی کردند و ۷ فرزند داشتند.

مل گیبسون و رابین مور

در بهار ۲۰۰۳ گفته می‌شد که گیبسون و همسرش ۳ سال از هم جدا بودند. دلیل جدایی آن‌ها بازیگر روسی اوکسانا گریگوریوا بود. در مه همان سال گیبسون در یکی از برنامه‌ها اعلام کرد که گریگوریوا به زودی فرزند هشتم او را به دنیا خواهد آورد. در پاییز آن سال دخترشان لوسیا به دنیا آمد. اما این زوج از هم جدا شدند. در بهار ۲۰۱۰ گیبسون و گریگوریوا رسماً از هم جدا شدند. این طلاق سروصدای زیادی به پا کرد.

مل گیبسون و رازالین راس

در پاییز ۲۰۱۲ درباره رابطه گیبسون با اشلی کوساتوی ورزشکار و بدلکار شایعاتی شنیده شد اما آن دو از هم جدا شدند. در سپتامبر ۲۰۱۵ مشخص شد که گیبسون مجدداً پدر می‌شود، این بار رازالیند رأس ۲۴ ساله باردار بود.

مل گیبسون در امروز

در سال ۲۰۱۶ فیلمی از مل گیبسون اکران شد. یک درام جنگی زندگی نامه‌ای با نام “ستیغ هک سا” که براساس داستان واقعی ساخته شده است. این فیلم درباره سرجوخه دزموند داس، یکی از شرکت کننده‌های جنگ جهانی دوم است. او اولین سرجوخه‌ای بود که مخالف جنگ بود و مدال افتخار ارتش ایالات متحده را دریافت کرد.

ستیغ هک ساو

طبق دیدگاه‌های مذهبی این سرباز از استفاده از سلاح خودداری کرد، از دادگاه گریخت و به یک قهرمان جنگی تبدیل شد. گفته می‌شود که او سربازان را فراری می‌داد و از مرگ نمی‌ترسید. اندرو گارفیلد در این فیلم نقش او را ایفا نمود.

در سال ۲۰۱۷ مل گیبسون برای این فیلم نامزد گلدن گلوب و اسکار شد. این فیلم دو جایزه اسکار بهترین نور و صدا را دریافت کرد و به انتخاب وبسایت IMDb در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر قرار گرفت.

فیلم شناسی

  • مکس دیوانه – Mad Max
  • بانتی – The Bounty
  • مرد بدون چهره – The Man Without a Face (کارگردان)
  • شجاع دل – Braveheart (کارگردان)
  • مصائب مسیح – The Passion of the Christ (کارگردان)
  • آخرالزمان – Apocalypto (آخرالزمان)
  • ستیغ هک سا – Hacksaw Ridge (کارگردان)
  • وطن پرست – The Patriot
  • حسابدار – The Accountant
  • لبه تاریکی – Edge of Darkness
  • ماوریک – Maverick

تصاویری از مل گیبسون

ادامه‌ی پست

بیوگرافی لیام نیسون از کودکی تا به امروز + تصاویر

لیام نیسون یکی از بازیگران معروف ایرلندی است که مجله امپایر او را در فهرست صد تن از جذاب‌ترین ستاره‌های تاریخ سینما جهان قرار داده‌است. نیسون از بازیگران گزیده کار محبوب به‌شمار می‌رود که تاکنون نقش‌های به‌یاد‌ماندنی زیادی را ایفا نموده است. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این بازیگر را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام لیام جان نیسون (Liam John Neeson)
متولد ۷ ژوئن، ۱۹۵۲ (۱۷ خرداد ۱۳۳۱)
محل تولد بالیمنا، انتریم، ایرلند شمالی
قد ۱۹۳
شغل بازیگر بریتانیایی و آمریکایی
وضعیت تأهل همسرش فوت شده

بیوگرافی لیام نیسون

لیام نیسون (Liam Neeson) در ۷ ژوئن ۱۹۵۲ در بالیمنای ایرلند شمالی به دنیا آمد. او در یک خانواده فقیر کاتولیک بزرگ شد. پدرش در یک مدرسه کاتولیک محله مراقب و مادرش آشپز بود. این خانواده سه دختر دیگر هم داشتند. نام لیام از نام ایرلندی ویلیام گرفته شده است. همچنین لیان نام یک کشیش محبوب و مورداحترام در بالیمنا بود.

زمانی که لیام به مدرسه می‌رفت به بوکس علاقه داشت و همیشه با صورت زخمی یا دماغ شکسته به خانه می‌آمد و مادرش را ناراحت می‌کرد. اما به زودی در این عرصه به موفقیت رسید و حتی در وزن خود قهرمان شد.

لیام نیسون در جوانی

سرگرمی دیگر لیام تئاتر بود. او اغلب به همراه بچه‌های دیگر در گروه تئاتر اجرا می‌کرد. در ۱۱ سالگی برای اولین بار در تئاتر مدرسه یک نقش جدی را به دست آورد. این آغاز کارنامه خلاقانه او بود. سپس در سال‌های مدرسه در تئاتر نقش آفرینی کرد اما بوکس حواسش را پرت می‌کرد.

اما برای درس خواندن زمانی نداشت. با این حال پس از دریافت دیپلم به دانشگاه رویال بلفاست وارد شد و در رشته کامپیوتر و و فیزیک درس خواند. اما به زودی اخراج شد. او کارهای مختلفی را تجربه کرد، از اپراتور بالا بر تا رانندگی کامیون. اما با وجود فعالیت در شغل‌های مختلف هنوز به تئاتر علاقه داشت.

حرفه بازیگری

لیام اغلب به تست‌های بازیگری می‌رفت و امیدوار بود نقشی به دست بیاورد. اما تنها در نقش‌های کوتاه دیده می‌شد. تنها در سال ۱۹۷۶ بود که در تئاتر بلفاست حضور یافت. اما این نقش خوبی نبود. به همین دلیل پس از مدتی به تئاتر دیگری در دوبلین رفت. در اینجا هم چندان خوش شانس نبود اما زمانی که جان برمان او را دید و از او دعوت کرد همه چیز تغییر نمود. می‌تواند گفت که این برمان بود که او را به مخاطب معرفی کرد. در حال حاضر میلیون‌ها نفر از سراسر جهان شیفته او هستند.

او در فیلم “اکس‌کالیبور” (Excalibur) نقش سر گوین را ایفا کرد. این نقش اصلی نبود با این حال مورد توجه قرار گرفت. مهم‌ترین نقش‌های او در دوران اقامت در دوبلین در فیلم‌های”بونتی” (The Bounty) و “مأموریت” (The Mission) در کنار رابرت دنیرو بود.

لیام نیسون در جوانی

در سال ۱۹۸۷ لیام تصمیم گرفت به هالیوود برود، زیرا در آنجا زودتر می‌توانست به موفقیت برسد. در همان سال در فیلم “مظنون” (Person of Interest) در کنار کواید و شر شرکت کرد که با واکنش مثبت مردم و منتقدین مواجه شد.

فهرست شیندلر

لیام نیسون در سال ۱۹۹۳ و با بازی در “فهرست شیندلر” (Schindler’s List) استیون اسپیلبرگ یکی از مهم‌ترین نقش‌های خود را ایفا نمود. این فیلم باعث شهرت او شد و توانست جایزه اسکار و گلدن گلوب – که آرزوی هر بازیگری است – را دریافت کند.

فیلم “فهرست شیندلر” مهم‌ترین فیلم کارنامه بازیگری اوست. و لیام پس از این فیلم بسیار معروف شد. این فیلم به دوران جنگ جهانی دوم می‌پردازد که نازی‌ها به دنبال کشتار یهودیان بودند. اسکار شیندلر از حزب نازی با عقیده هیتلر مخالف است و تلاش می‌کند تا جای ممکن زندگی یهودیان را از مرگ نجات دهد.

لیام نیسون در فهرست شیندلر

شیندلر از شرایط گتو استفاده کرد و به یهودیان ثروتمند پیشنهاد داد تا حالا که به دلیل اجبار آلمان نمی‌توانند دارایی خود را خرج کنند آن را برای خرید کالا مصرف کنند. در این صورت صنعت آلمان به آن‌ها فرصت می‌دهد تا مبادله کالا انجام دهند.

به زودی ایتساک استرن، یکی از اعضای یهود، رئیس کارخانه می‌شود. او به کار کردن برای کارفرمای آلمانی خود چندان علاقه‌ای ندارد اما چاره‌ای نیست. شیندلر و استرن فهرستی از اسامی یهودیانی تهیه می‌کنند که باید به کارخانه بیایند و به کمپ‌های آشویتس فرستاده نشوند. در این صورت از مرگ نجات می‌یابند.

بسیاری از کارگران کارخانه شیندلر زنده می‌مانند. اما بر اثر یک اشتباه زنان و کودکان به آشویتس فرستاده می‌شوند. با این حال یک صنعتگر معروف جانشان را نجات می‌دهد.

شیندلر تمام پول خود را برای راضی کردن افسران آلمانی خرج می‌کند. دارایی او زمانی تمام می‌شود که آلمان تسلیم شده است.

قبر اسکار شیندلر

نسخه سینمایی این تراژدی نه تنها برای نیسون بلکه برای اسپیلبرگ هم یک موفقیت بزرگ بود و باعث شد در آینده فیلم‌های اینچنینی دیگری بسازد. همچنین کارگردان اظهار کرد که پس از تماشای یکی از اجراهای نیسون در برادوی او را برای این نقش انتخاب کرده است.

فیلم‌های او

موفقیت‌های بعدی نیسون این باور را تقویت کرد که موفقیت او تصادفی نبوده است، او در سال بعد در فیلم “جنگ ستارگان قسمت اول: تهدید شبح” (Star Wars: Episode I – The Phantom Menace) حضور یافت. سپس در فیلم‌های موفق دیگر دیده شد: کمدی “عشق حقیقی” (Love Actually)، “کینزی” (Kinsey) و تریلر “ربوده شده” (Taken)، که در گیشه بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش داشت. تمام این فیلم‌ها باعث موفقیت او شدند.

یکی دیگر از فیلم‌های موفق او “برخورد تایتان‌ها” (Clash of the Titans) است. او در این فیلم نقش زئوس (خدای بهشت، طوفان و رعد و برق در اساطیر یونان) را ایفا می‌کند که با خدای دنیای زیر زمین هیدس (با بازی رالف فاینز) مبارزه می‌کند.

لیام نیسون در فیلم ربوده شده

مهم‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر او عبارت‌اند از “کلویی” (Chloe)، یک تریلر با بازی نیسون در مقابل جولیان مور و فیلم کارآگاهی “ناشناس” (Unknown) به همراه دیانه کروگر. تریلر “خاکستری” (The Grey) در سال ۲۰۱۲ اکران شد و نیسون را در نقش قهرمانی نشان داد که در شرایط دشوار و در میان برف‌ها با طبیعت و گرگ‌ها مبارزه می‌کند. این فیلم نفس را در سینه بیننده حبس می‌کند. او سپس در فیلم اکشن “نبرد ناو” (Battleship) نقش یک دریاسالار را ایفا می‌کند.

مخاطبین فیلم “پس از زندگی” (After Life) را خوب به یاد دارند که نیسون در مقابل بازیگر آمریکایی، کریستینا ریچی، حضور یافت. فیلم “شوالیه تاریکی برمی‌خیزد” (The Dark Knight Rises) که نقش اصلی توسط کریستین بل ایفا شد در گیشه بیش از ۱ میلیارد دلار فروش داشت.

امروزه این بازیگر به دلیل فعالیت‌های سینمایی‌اش جوایز مختلف دریافت کرده است.

لیام نیسون در امروز

این بازیگر در سال ۲۰۱۶ در فیلم‌های “سکوت” (Silence) و “هیولایی فرا می‌خواند” (The Voice of a Monster) حضور یافت. در سال ۲۰۱۷ در درام جنایی “بیوه‌ها” (Widows) بازی کرد. این فیلم که براساس یک سریال تلویزیونی ساخته شده درباره چند زن است که همسرانشان طی یک سرقت کشته شده و آن‌ها می‌خواهند تجارت‌های مجرمانه همسران خود را ادامه دهند.

گفته می‌شود که جیلیان فلین، نویسنده رمان “دختر گمشده”، در فیلم نامه این فیلم همکاری می‌کند. بازیگران دیگر این فیلم عبارت‌اند از دیویس، الیزابت دبیکی، میشل رودریگز، آندره هلند و غیره. مسلماً این بازیگر در آینده با پیشنهادهای دیگری از جانب کارگردان‌ها هم مواجه خواهد شد.

زندگی شخصی

اولین رابطه لیام نیسون در طی فیلم “اکس کالیبور” پدید آمد. او در این فیلم با هلن میرن بازیگر آشنا شد. با وجود اینکه میرن از لیام بزرگ‌تر بود اما آن‌ها رابطه خود را آغاز نمودند. اما موفقیت، شهرت و ثروت میرن باعث شد که لیام همیشه احساس شرم کند و در نتیجه از هم جدا شدند.

لیام نیسون و هلن میرن

او سرانجام با ناتاشا ریچاردسون، بازیگر تئاتر و سینمای آمریکا و بریتانیا ازدواج کرد. آن‌ها یک زوج ایده آل بودند. در ۱۵ سال زندگی آن‌ها هیچ رسوایی و شایعه‌ای ایجاد نشد. در سال ۱۹۹۵ اولین پسرشان مایکل به دنیا آمد. در سال بعد دومین پسرشان دنیل به دنیا آمد. آن‌ها یک زوج کامل و عاشق بودند.

لیام نیسون و همسرش

متاسفانه در سال ۲۰۰۹ اتفاق غم انگیزی رخ داد: ناتاشا در پیست اسکی دچار سانحه شد. لیام تا آخرین لحظه در بیمارستان در کنار او بود تا اینکه همسرش از دنیا رفت.

لیام نیسون و الیویا وایلد

او سپس خود را وقف پسرها و کارش کرد. او سپس با چندین زن زیبا دیده شد اما با هیچ کدام از آن‌ها ازدواج نکرد. رسانه‌ها درباره رابطه او با اولیویا وایلد و کریستین استوارت چیزهایی می‌نوشتند.

در رسانه‌ها گفته می‌شد که او به دین اسلام گرویده است. طبق این اخبار او در سفر خود به ترکیه دین خود را تغییر داده بود. در این باره خبر موثقی وجود ندارد. افراد او یک بار این گفته را تکذیب کرده و اظهار کردند که او به دین اسلام نگرویده است.

اما مشخص است که او از مدت‌ها به دین اسلام توجه داشت. او معماری عرب را مطالعه می‌کند و به دین مسلمین علاقه دارد. اما درباره مسلمان شدن او اطلاعاتی موجود نیست.

لیام نیسون و فیدل کاسترو

بسیاری از مردم معتقدند که او به فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا شباهت دارد. طرفدارانش معتقدند که این بازیگر بریتانیایی کاملاً شبیه کاسترو است. برخی هم با این گفته موافق نیستند.

فیلم شناسی

  • اکس کالیبور – Excalibur
  • بونتی – The Bounty
  • مظنون – Under Suspicion
  • فهرست شیندلر – Schindler’s list
  • خاکستری – The Grey
  • ربوده شده – Taken
  • بی نوایان – Les Misérables
  • کلویی – Chloe
  • کینزی – Kinsey
  • سرگذشت نارنیا: شیر، کمد و جادوگر – The Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch and the Wardrobe
  • شوالیه تاریکی برمی خیزد – The Dark Knight Rises
  • برخورد تایتان ها – Clash of the Titans

تصاویری از لیام نیسون

ادامه‌ی پست

بیوگرافی جان تراولتا از کودکی تا به امروز + تصاویر

جان تراولتا (John Travolta) خواننده و بازیگر معروف آمریکایی است. بازی تراولتا در فیلم «خوش آمدی کوتر» (welcome back kotter) و تب شب یکشنبه (Saturday Night Fever) در دهه ۱۹۷۰ باعث شد نام وی بر سر زبان‌ها جاری شود. سال‌های بعد یعنی در دهه ۱۹۸۰ تقریباً در فیلمی بازی نکرد ولی در سال ۱۹۹۰ و با بازی در فیلم پالپ فیکشن (Pulp Fiction) اثر مشهور کویینتین تارانتینو، نامش مجدداً بر سر زبان‌ها افتاد.

بعد از این وی بازی در فیلم‌های مشهور دیگری را نیز پذیرفت. فیلم‌هایی همچون تغییر چهره که در آن با نیکلاس کیج همبازی بود، فیلم گرازهای وحشی نیز از فیلم‌هایی بود که تراولتا در آن به نقش‌آفرینی پرداخت. بخاطر بازی در فیلم پالپ فیکشن و تب شب یکشنبه تراولتا نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر شد. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این بازیگر را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام جان جوزف تراولتا (John Joseph Travolta)
متولد ۱۸ فوریه، ۱۹۵۴ (۲۹ بهمن ۱۳۳۲)
محل تولد انگلوود، ایالات متحده آمریکا
قد ۱۸۸
شغل بازیگر، نویسنده، تهیه کننده، خواننده و رقصنده
وضعیت تأهل متأهل، همسر کلی پرستون

بیوگرافی جان تراولتا

جان تراولتا (John Travolta) یک بازیگر، خواننده، رقصنده و برنده جایزه گلدن گلوب و امی از آمریکا است. او در ۱۸ فوریه ۱۹۵۴ در یک خانواده بزرگ به دنیا آمد و فرزند ششم بود. پدر او یک بازیکن حرفه‌ای فوتبال بود و پس از بازنشستگی قطعات خودرو به فروش می‌رساند. مادر او هم معلم رقص بود.

جان تراولتا رقص را از مادرش آموخت. پدر در خانه چیزی شبیه استیج رقص درست کرده بود تا فرزندانش روی آن اجرا کنند. سه تن از این شش فرزند بازیگر شدند. جان از سن ۶ سالگی رقص می‌کرد. معلم او برادر رقصنده معروف، جین کلی، بود. به نظر می‌رسید که جان برای رقصیدن آفریده شده است. او از سنین کم روی صحنه رقصید و در سن ۱۶ سالگی بر روی استیج تئاترهای نیوجرسی به صورت حرفه‌ای می‌رقصید. سپس در برادوی بود که توانست توجه تهیه کنندگان را به خود جلب نماید.

جان تراولتا در جوانی

تراولتا در سال ۱۹۶۶ به مدرسه بازیگری نیویورک وارد شد و در حیطه رقص و آواز تحصیل نمود. سپس در دبیرستان وایت مارو به تحصیلات خود ادامه داد اما در سال ۱۹۷۰ از مدرسه خارج شد و در کمدی موزیکال Bye Bye Birdie اولین نقش خود را به دست آورد.

فیلم‌های او

تراولتا اولین نقش‌های خود را در سال‌های ۱۹۷۰ ایفا نمود. او برای اولین بار در سال ۱۹۷۵ در موزیکال Welcome Back, Kotter در تلویزیون ظاهر شد. در همان سال در فیلم “باران شیطان” (The Devil’s Rain) حضور پیدا کرد. اولین تجربه‌های هنرپیشگی او موفق بودند و در نهایت از انتخاب حرفه بازیگری مطمئن شد.

نقش او در فیلم “تب شب یکشنبه” (Saturday Night Fever) باعث شهرت او شد. این فیلم در سال ۱۹۷۷ ضبط شد و جان نقش فردی که، همانند جوان‌های دیگر آن دوره، عاشق دیسکو بود را ایفا کرد. او توانست در این فیلم مهارت رقص و بازیگری خود را نشان دهد. تراولتا برای ایفای این نقش نامزد اسکار شد.

جان تراولتا در گریس

با این حال بسیاری فیلم “گریس” (Grease) ورود او به دنیای هالیوود می‌دانند. این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های اوست و باعث شهرت او شد. از آن به بعد او حداقل سالی یک فیلم داشت. به زودی او به یک چهره جذاب که خوب می‌رقصید تبدیل شد.

فیلم “فرار از مرگ” (Staying Alive) سیلوستر استالونه در حرفه بازیگری تراولتا یک نقطه عطف بود. او در این فیلم سرنوشت غم انگیز یک رقصنده را نشان می‌داد که در کنار پیروزی با شکست، غم، جراحت و ناامیدی، مواجه می‌شد.

تراولتا پس از بازی در نقش یک گانگستر در “داستان عامیانه” (Pulp Fiction) به یک بازیگر مطرح تبدیل شد. این فیلم در سال ۱۹۹۴ عرضه شد و پس از آن کارگردان‌ها پروژه‌های جدید را به او پیشنهاد کردند. منتقدین و مخاطبین رقص او و اما تورمن را بسیار دوست داشتند.

رقص جان تراولتا و اما تورمن

او در سال ۱۹۹۵ در فیلم “کوتوله را بگیر” (Get Shorty) یک نقش مهم داشت. او نامزد گلدن گلوب شد و برای اولین بار این جایزه را از آن خود نمود. سپس در پروژه‌های موفقی حضور پیدا کرد، از جمله ملودرام “مایکل” (Michael)، درام نظامی “خط باریک قرمز” (The Thin Red Line)، تریلر جنایی “تغییر چهره” (Face/Off)، کمدی تراژدی “رنگ‌های بنیادین” (Primary Colors) و درام “فعالیت مدنی” (A Civil Action).

مخاطبین بازی او در فیلم مایکل را بسیار دوست دارند و یکی از دیالوگ‌های فیلم هم بسیار به یادماندنی شده است: او یک فرشته است… نه یک قدیس.

جان تراولتا در فیلم مایکل

تراولتا در سال ۲۰۰۰ فیلم “آوردگاه زمین” (Battlefield Earth) را ساخت و نقش اصلی آن را هم به عهده گرفت. نسخه سینمایی رمانی به همین نام از ران هابارد چندان مورد توجه واقع نشد و علاوه بر آن نامزد جایزه تمشک طلایی هم شد. این فیلم در سال ۲۰۰۱ هفت جایزه تمشک طلایی دریافت کرد، از جمله جایزه بدترین بازیگر. همچنین در سال ۲۰۱۰ آن را بدترین فیلم دهه نامیدند. طرفداران او این فیلم را یک شکست در کارنامه سینمایی او می‌دادند.

جان تراولتا و اما تورمن

با این حال اپیزودهای نقش آفرینی او و آهنگ‌هایی که در فیلم‌ها خواند افسانه‌ای شدند. طرفداران صحنه‌های فیلم “گریس” را بسیار دوست دارند. او در این فیلم به همراه الیویا نیوتون جان آواز خواند.

زندگی شخصی

جان تراولتا پدر سه فرزند است که بزرگ‌ترین آن‌ها دیگر زنده نیست. در ۲ ژانویه ۲۰۰۹ پسر ۱۶ ساله او در طی یک حمله صرع از دنیا رفت. این اتفاق در خانه او در باهاما رخ داد.

جان تراولتا و همسرش

کلی پرستون همسر اوست و آن‌ها از سال ۱۹۹۱ با هم ازدواج کردند.

جان تراولتا عاشق هواپیماست. او همیشه این علاقه را داشته و از ۵ سالگی عاشق “پرنده‌های فلزی” بوده است. او در کودکی می‌خواست خلبان شود. او مدل‌های مختلف هواپیما را نگهداری کرده و می‌تواند ساعت‌ها به تماشای تمرین هواپیماهای نظامی، در نیروی هوای آمریکا که در نزدیکی خانه‌شان است، بنشیند.

جان تراولتا و خانواده

در کلکسیون هواپیماهای او مدل‌های مختلف دیده می‌شود، برای مثال او یک بوئینگ ۷۰۷ دارد. او دارای گواهینامه خلبانی است و می‌تواند هزاران ساعت پرواز کند. جان هواپیماهای خصوصی‌اش را به نام فرزندانش نام گذاری کرده است.

جان تراولتا به مدت ۴۰ سال است که به دین ساینتولوژی روی آورده است. او در صحنه فیلم “باران شیطان”، زمانی که مکزیکی‌ها کتاب ساینتولوژی را به او معرفی کردند، با این جنبش آشنا شد.

تراولتا به انجام کارهای خیریه هم می‌پردازد. او در سال ۲۰۱۰ شخصاً دارو و پوشاک را برای زلزله زده‌های هایتی فرستاد تا پزشکان آن‌ها را به دست مردم برسانند. او و همسرش به خیریه‌های کودکان و خیریه‌های دیگر کمک می‌کنند.

جان تراولتا در امروز

تراولتا در سال ۲۰۱۷ بوئینگ ۷۰۷ خود را در اختیار موزه استرالیا قرار داد تا نمایش داده شود. او دلیل این کار را تلاش این موزه برای احیای هواپیماهای تاریخی عنوان نمود. این گفته او در وب سایت رسمی‌اش منتشر شد.

جان تراولتا گفت، “باعث افتخار من است که اعلام کنم که هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ محبوب من به موزه تاریخی استرالیا اهدا شده است.”

طبق گفته او این هواپیما از سال ۱۹۶۴ در فرودگاه استرالیا به پرواز درآمده و سپس برای مصارف شخصی استفاده می‌شد. او معتقد است برای استفاده مجدد این هواپیما باید تعمیرات زیادی روی آن انجام داد اما او مطمئن است که این موزه می‌تواند آن را احیا کند.

رئیس این موزه، باب دلاهانتی، در مصاحبه‌ای با ایلاوارا مرکوری، روزنامه نگار استرالیایی، عنوان کرد که یک تیم مهندسی آماده پرواز به فلوریدا هستند تا تجهیزات لازم برای احیای این هواپیما را وارد کنند. او درباره تاریخ پرواز این هواپیما صحبتی نکرد اما تصدیق کرد که در حین پرواز این هواپیما از آمریکا به استرالیا، این بازیگر حضور خواهد داشت.

این روزها تراولتا یکی از گرانقیمت ترین بازیگران هالیوودی است و هنوز هم به نقش آفرینی می‌پردازد. در سال ۲۰۱۶ فیلم “من خشمگین هستم” (I am wrath) و فیلم وسترن جنایی “در دره خشونت” (In the Valley of Violence)، از او منتشر شد. همچنین  میم های اینترنتی هم شهرت او را افزایش دادند. گانگستر وینسنت وگا، قهرمان فیلم “داستان عامیانه” یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های اوست.

در یکی از اینمیم ها تراولتا مشغول تبلیغات برای یک فروشگاه کفش بلاروسی است. کارگردان اینمیم ویدیویی ساخته که در آن این بازیگر معروف به یک فروشگاه خالی وارد می‌شود.

امروزه گیف های بیشتر و بیشتری عرضه می‌شود. جان درباره آن‌ها نظری نمی‌دهد اما اینمیم ها و گیف ها شهرت او را افزایش خواهند داد.

رسانه‌ها همیشه به سبک زندگی او توجه کرده‌اند. منتقدین و مخاطبین تصاویر زیبای خانه او را به یاد دارند. برای مثال او هواپیما را در مقابل درب خانه پارک می‌کند، باند فرود دارد و در گاراژ خانه از ۱۶ خودرو نگهداری می‌کند. گفته می‌شود که ارزش چنین عمارتی ۱۲٫۵ میلیون دلار است.

فیلم شناسی

  • تب یکشنبه شب – Saturday Night Fever – ۱۹۷۷
  • گریس – Grease – ۱۹۷۸
  • فرار از مرگ – Staying Alive – ۱۹۸۳
  • داستان عامیانه – Pulp Fiction – ۱۹۹۴
  • مایکل – Michael – ۱۹۹۶
  • فعالیت مدنی – A Civil Action – ۱۹۹۸
  • خط باریک قرمز – The Thin Red Line – ۱۹۹۸
  • میدان نبرد زمین – Battlefield Earth – ۲۰۰۰
  • اره ماهی – Swordfish – ۲۰۰۱
  • بیسیک – Basic – ۲۰۰۳
  • مجازاتگر – The Punisher – ۲۰۰۴
  • قلب‌های تنها – Lonely Hearts – ۲۰۰۶
  • گرفتن بلهام ۱۲۳ – The Taking of Pelham 1 2 3 – ۲۰۰۹
  • کریستی – Kirstie – ۲۰۱۳
  • من خشمگین هستم – I am wrath – ۲۰۱۶
  • در دره خشونت  – ۲۰۱۶ – In the Valley of Violence

تصاویری از جان تراولتا

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

بیوگرافی جان تراولتا از کودکی تا به امروز + تصاویر

(۲ رای – ۴٫۵ از ۵)

ادامه‌ی پست

بیوگرافی راسل کرو از کودکی تا به امروز + تصاویر

راسل کرو (Russell Crowe) یک بازیگر ، تهیه کننده و نوازنده است. او یک شهروند نیوزلندی است اما بیشتر عمرش را در استرالیا زندگی کرده است. او برای نقش‌اش به عنوان فرمانده‌ی رومی، ماکسیموس دسیموس مِریدویس در فیلم حماسی گلادیاتور (۲۰۰۰) که توسط ریدلی اسکات ساخته شد، مورد توجه بین المللی قرار گرفت. او برای این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین بازیگر مرد، جایزه امپراتور برای بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه محفل منتقدان فیلم لندن برای بهترین بازیگر نقش اول مرد را برنده شد و کاندیدای ۱۰ جایزه دیگر برای بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

او در سال ۱۹۹۹ در فیلم نفوذی در نقش افشاگر شرکت تنباکو ، جفری ویگارد، ظاهر شد. او برای این فیلم ۵ جایزه از جمله بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد و کاندیدای ۷ جایزه ی دیگر با عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. در ۲۰۰۱ ، کرو تجسم ریاضیدان و برنده جایزه نوبل، جان اف نَش، در فیلم زندگی نامه‌ای «یک ذهن زیبا» بود که جوایز متعددی برای او به ارمغان آورد؛ از جمله جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد، جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام و جایزه انجمن بازیگران فیلم برای بهترین بازیگر مرد. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این بازیگر محبوب را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام راسل ایرا کرو (Russell Ira Crowe)
متولد ۷ آوریل، ۱۹۶۴ (۱۸ فروردین ۱۳۴۳)
محل تولد ولینگتون، نیوزلند
قد ۱۸۲
شغل بازیگر، کارگردان، تهیه کننده
وضعیت تأهل مطلقه

بیوگرافی راسل کرو

راسل کرو یک بازیگر و کارگردان استرالیایی با اجداد نیوزلندی است که در سال ۲۰۰۱ جایزه اسکار را از آن خود نمود. او پس از بازی در فیلم‌های گلادیاتور (Gladiator) و ۳:۱۰ به یوما (۳:۱۰ to Yuma) و یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind) به شهرت رسید.

راسل کرو در کودکی

کرو در پایتخت نیوزلند, ولینگتون به دنیا آمد. الکس و جویسلین والدین این ستاره بودند. راسل برادر بزرگتری به نام‌تری هم دارد. چهار سال پس از تولد او والدین اش به سیدنی استرالیا رفتند. راسل ۵ ساله در سیدنی برای اولین بار در قسمتی از سریال Spy Force که توسط پدرخوانده مادرش تولید می‌شد, شرکت کرد.

راسل کرو در جوانی

خانواده در سال ۱۹۷۸ به نیوزلند بازگشت. پدر او با دوستانش رستوران Flying Pitcher را افتتاح کرد. این رستوران درآمد چندانی نداشت به همین دلیل راسل مدرسه را رها کرد تا کمک خرج خانواده باشد. این مرد جوان سال‌ها می‌خواست ستاره راک شود. راسل در نوجوانی گروه موسیقی Russ Le Roc را راه اندازی کرد. این نام بعدها نام هنری او شد. او سپس گروه موفق Roman Antix را ایجاد کرد که بعدها به ۳۰ Odd Foot Of Grunts تبدیل شد. این گروه تا سال ۲۰۰۵ فعالیت داشت و اغلب آهنگ‌های گروه توسط خود کرو نوشته می‌شد. گروه اغلب تور برگذار می‌کرد و پنج آلبوم منتشر کرد. او به شهرت نرسید اما اجرا در این گروه باعث شد که خلاقیت و استعداد خود را نشان دهد.

فیلم‌های او

این ستاره برای اولین بار در برنامه The Rocky Horror Show حضور پیدا کرد. او در ۴۱۵ قسمت این برنامه حضور پیدا کرد. سریال‌های تلویزیونی دیگری که کرو در آن‌ها حضور پیدا کرد عبارتند از: سریال مشهور “همسایه‌ها” (Neighbors)، “زندگی با قانون” (Living with the Law)، Acropolis Now و Brides of Christ. او همچنین در فیلم‌های lood Oath، “ّبرهان” (Proof) و “اسپاتسوود” (Spotswood) هم حضور داشت.

راسل کرو در فیلم برنده و بازنده

اولین نقش مهم کرو در فیلم “عبور” (Crossroads) بود. او سپس در فیلم استرالیایی “رامپر استامپر” (Romper Stomper) ظاهر شد که کارگردان تلاش می‌کرد تا درباره نژادپرستی و نئونازی‌ها صحبت کند. این فیلم با واکنش‌های منفی منتقدین مواجه شد اما تماشاگران آن را بهترین فیلم کارنامه بازیگری او می‌دانند. این نقش او توجه شارون استون بازیگر را جلب کرد و کرو را به هالیوود دعوت نمود. در سال ۱۹۹۵ فیلم وسترن “برنده و بازنده” (The Quick and the Dead) عرضه شد. سپس فیلم‌های موفق “چیره دستی” (Virtuosity) و “محرمانه لس آنجلس” (L.A. Confidential) عرضه شدند. این فیلم روان شناسانه باعث شد که کرو برای اولین بار نامزد اسکار شود.

راسل کرو در فیلم چیره دستی

پس از این موفقیت‌ها پیشنهادهایی سینمایی این بازیگر افزایش یافت. اما فیلم‌های بعدی را نمی‌توان موفق نامید. او در سال ۱۹۹۹ در فیلم “نفوذی” (The Insider) در کنار آل پاچینو نقش آفرینی کرد و با واکنش‌های مثبت مواجه شد. یک سال بعد کرو با بازی خود باز هم همگان را مبهوت کرد. این بازیگر استرالیایی در فیلم تاریخی “گلادیاتور” در نقش فرمانده ارتش روم, ماکسیموس, خوش درخشید. این فیلم با استقبال مخاطبین مواجه شد و کرو هم جایزه اسکار را دریافت کرد. او سپس در فیلم زندگینامه‌ای “یک ذهن زیبا” درباره جان فوربس نش ریاضیدان, شرکت کرد. و جایزه گلدن گلوب, جایزه گیلد فیلم آمریکا و جایزه آکادمی سینما و تلویزیون بریتانیا را دریافت کرد و برای بار دیگر نامزد اسکار شد.

کرو سپس در ۲۰ فیلم دیگر حضور یافت. مهم‌ترین فیلم‌های او عبارت‌اند از: فیلم اکشن “یک مشت دروغ” (Body of Lies) در سال ۲۰۰۸, فیلم اقتباسی “رابین هود” (Robin Hood) در سال ۲۰۱۰, فیلم اقتباسی “بی نوایان” (Les Miserables) از رمان ویکتور هوگو, درام سینمایی “شهر ویران” (Broken City) در سال ۲۰۱۳ و فیلم حماسی “نوح” (Noah).

راسل کرو در فیلم گلادیاتور

این بازیگر در سال ۲۰۱۵ در فیلم نظامی “آب شناس” (The Water Diviner) به عنوان بازیگر نقش اصلی و کارگردان حضور پیدا کرد. این فیلم سه جایزه انستیتوی فیلم استرالیا را از آن خود نمود.

گلادیاتور

فیلم تاریخی گلادیاتور در کارنامه فیلمسازی کرو یک نقطه عطف بود. او در این فیلم نقش ژنرال ماکسیموس, فرمانده ارتش روم در آلمان را ایفا نمود. این فیلم داستان امپراتور مارکوس آئورلیوس را نشان می‌دهد که در سال ۱۸۰ پس از میلاد جنگ با قبایل آلمانی را ادامه داد. ماکسیموس دسیموس مریدیوس به فرمان امپراتور فرماندهی ارتش را برعهده می‌گیرد و در مقابل بربرها می‌ایستد. پس از این پیروزی، مرگ اپراتور و خیانت همرزمانش در میان نبرد، به ایتالیا نزد خانواده‌اش بازمی گردد. اما متوجه می‌شود که کومودوس، امپراتور آینده روم، پسر مارکوس آئورلیوس، خانواده‌اش، که در یک روستای ایتالیایی زندگی می‌کردند، را به قتل رسانده است.

او سپس در نبردهای گلادیاتوری شرکت می‌کند. زمانی که کومودوس متوجه می‌شوند فرمانده موردعلاقه پدرش هنوز زنده است عصبانی می‌شود. امپراتور از هر راهی تلاش می‌کند تا ماکسیموس را که حقیقتاً جانشین امپراتور است، به قتل برساند.

این فیلم با واکنش‌های مثبت مواجه شد و بسیاری از منتقدین آن را بهترین فیلم تاریخ سینما معرفی کردند. این فیلم در سال ۲۰۰۱ پنج جایزه اسکار به دست آورد: بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین طراحی لباس، بهترین صدا و بهترین جلوه‌های ویژه. این فیلم همچنین دو جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام و بهترین موسیقی را دریافت نمود.

زندگی شخصی او

گفته می‌شود راسل کرو قلب بسیاری از زنان هالیوود را شکسته است. گفته می‌شود جودی فاستر و شارون استون, زنان مطرح هالیوودی شیفته او بودند. مگ رایان هم که در فیلم “دلیل زندگی” (Proof of Life) با او آشنا شده بود به خاطر بودن با راسل از همسرش طلاق گرفت.

راسل کرو و مگ رایان

راسل کرو تنها یک بار ازدواج کرد. او در سال ۲۰۰۳ با دنیلا اسپنسر که حدود ۱۳ سال با او رابطه داشت, ازدواج کرد. این زوج دو پسر داشتند: چارلز اسپنسر کرو و تنیسون اسپنسر کرو. اما آن دو در سال ۲۰۱۲ از هم جدا شدند. فرزندان با مادرشان زندگی می‌کنند و کرو هم در استرالیاست.

راسل کرو و همسر سابق اش

کرو یک مزرعه بزرگ دارد و حیوانات را دوستان باوفای خود می‌داند. تری کرو, برادرش, به کارهای مربوط به مزرعه رسیدگی می‌کند. والدین او هم در آنجا زندگی می‌کنند.

راسل کرو در امروز

راسل کرو همچنان به حضور در فیلم‌های مختلف ادامه می‌دهد. کمدی “آدم‌های خوب” (The Nice Guys) یکی از آخرین آثار اوست. او در فیلم “مومیایی” (The Mummy) که در سال ۲۰۱۷ اکران شد نقش دکتر هنری جکیل را ایفا کرد.

او در این فیلم در کنار تام کروز نقش آفرینی می‌کند. گفته می‌شود که این دو ستاره هالیوودی دائم با هم بحث می‌کردند و عوامل فیلم هم این گفته را تأیید می‌کنند. آنابل والیس، یکی از بازیگران این فیلم هم تصویری منتشر کرد که این دو بازیگر با تنفر به هم نگاه می‌کنند.

کاربران شبکه‌های مجازی می‌توانند دلیل این تنفر را حدس بزنند. راسل کرو یکی از دوستان نزدیک نیکول کیدمن است. پس از جدایی تام کروز و نیکول کیدمن، کرو نه تنها ارتباط اش را با کروز به هم زد بلکه ناراحتی‌اش را کاملاً نشان داد. کرو که به دلیل صراحت لهجه‌اش شهرت دارد، به کروز نشان داده که به خاطر رفتارش با نیکول او را نخواهد بخشید.

فیلم شناسی

  • برنده و بازنده – The Quick And The Dead – ۱۹۹۵
  • محرمانه لس آنجلس – A. Confidential – ۱۹۹۷
  • نفوذی – The Insider – ۱۹۹۹
  • گلادیاتور – Gladiator – ۲۰۰۰
  • دلیل زندگی – Proof of Life – ۲۰۰۰
  • یک ذهن زیبا – A beautiful mind – ۲۰۰۱
  • گانگستر آمریکایی – American Gangster – ۲۰۰۷
  • یک مشت دروغ – Body of Lies – ۲۰۰۸
  • رابین هود – Robin Hood – ۲۰۱۰
  • سه روز آینده – The Next Three Days – ۲۰۱۰
  • بی نوایان – Les Misérables – ۲۰۱۲
  • شهر ویران – Broken City – ۲۰۱۳
  • آب شناس – The Water Diviner – ۲۰۱۴
  • نوح – Noah – ۲۰۱۴
  • آدم‌های خوب – The Nice Guys – ۲۰۱۶
  • مومیایی – The Mummy – ۲۰۱۷

آلبوم‌های موسیقی

  • The Photograpgh Kills – ۱۹۹۵
  • What’s Her Name? – ۱۹۹۷
  • Gaslight – ۱۹۹۸
  • Inside her Eyes – ۱۹۹۹
  • Beside Life Or Clarity – ۲۰۰۱
  • Other Ways of Speaking – ۲۰۰۳

تصاویری از راسل کرو

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

بیوگرافی راسل کرو از کودکی تا به امروز + تصاویر

(۲ رای – ۴٫۵ از ۵)

ادامه‌ی پست

بیوگرافی دنیل دی-لوئیس از کودکی تا به امروز + تصاویر

دنیل دی-لوئیس (Daniel Day-Lewis) از بازیگران اهل انگلیس می‌باشد که دارای دو ملیت ایرلندی و بریتانیایی است. او متولد و بزرگ شده در لندن است و قبل از درخشش روی صحنه نمایش «تئاتر ملی جوانان» انگلیس، سه سال را در «مدرسه بریستول الد ویک» به تحصیل بازیگری پرداخته‌است.

علیرغم اینکه در مدرسه بریستول به شیوه مرسوم و عادی، بازیگری را آموزش می‌دادند، دانیل تصمیم گرفت که از سبک متد اکتینگ استفاده کند. به خاطر همین است در فیلم‌هایی که بازی می‌کند، خود را وقف نقشش می‌کند و همچنین به تحقیق دربارهٔ نقش‌هایش مشهور است. او معمولاً در تمام زمان فیلمبرداری در نقش باقی می‌ماند؛ حتی اگر به سلامتی‌اش آسیب برساند یا برایش مضر باشد. دی-لوئیس به عنوان یکی از گزیده‌کارترین بازیگران صنعت فیلم‌سازی شناخته می‌شود، به‌طوری‌که از سال ۱۹۹۸ به بعد او تنها در شش فیلم به ایفای نقش پرداخته و تقریباً بین هریک از فیلم‌هایش پنج سال فاصله افتاده‌است. او به شدت از زندگی شخصی‌اش حفاظت می‌کند به گونه‌ای که در تمام این سال‌ها به ندرت مصاحبه کرده و در انظار عمومی ظاهر شده‌ است. وی در ژوئن ۲۰۱۴، در جریان مراسم تولد ملکه انگلستان به دریافت عنوان شوالیه مفتخر شد. دی-لوئیس اعلام کرد که در سال ۲۰۱۷ بازنشسته می‌شود، بدین ترتیب آخرین نقش آفرینی او در فیلم رشته خیال (Phantom Thread) بود.

دی-لوئیس در بیشتر سال‌های دههٔ ۸۰ میلادی، هم در تئاتر حضور داشت هم در سینما. عضویت در «شرکت رویال شکسپیر» و بازی کردن نقش رومئو در نمایش رومئو و ژولیت و بازی به جای فلوت در نمایش رؤیای شب نیمه تابستان از معدود فعالیت‌های وی در تئاتر بود. در سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ به ترتیب در فیلم‌های باونتی و رختشویخانه زیبای من ظاهر شد. اولین ایفای نقش او که هم نظر منتقدان و هم نظر مردم را جلب کرد، در فیلم اتاقی با یک چشم‌انداز (۱۹۸۵) بود. بعد از آن، او در فیلم سبکی تحمل‌ناپذیر هستی (۱۹۸۸) بازی کرد.

دانیل یکی از تحسین‌شده‌ترین بازیگران نسل خودش است، او جوایز متعددی به دست آورده که مهم‌ترین آن سه جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد از جوایز آکادمی اسکار برای فیلم‌های پای چپ من (۱۹۸۹)، خون به پا خواهد شد (۲۰۰۷) و لینکلن (۲۰۱۲) می‌باشد، که او را به تنها بازیگر دارنده این عنوان بدل کرده. او همچنین جزو سه بازیگر مردیست که سه اسکار دارد و برای فیلم‌های به نام پدر (۱۹۹۳)، دارودسته‌های نیویورکی (۲۰۰۲) و رشته خیال (۲۰۱۷) نامزد دریافت این جایزه شده‌است. او چهار جایزه بفتا، سه جایزه از انجمن بازیگران فیلم و دو گلدن گلوب نیز در کارنامه خود دارد و همچنین تنها بازیگری است که توانسته دوبار پنج جایزه حرفه‌ای سینما (شامل اسکار، بفتا، انجمن منتقدان، گلدن گلوب و انجمن بازیگران) را کسب کند. در نوامبر ۲۰۱۲، مجله تایم دی-لوئیس را «بزرگترین بازیگر جهان» نامید.

در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این شخصیت معروف را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

دنیل دی-لوئیس در نقش لینکلن در فیلمی به همین نام

اطلاعات کلی

نام سر دانیل مایکل بلیک دی-لوئیس (Sir Daniel Michael Blake Day-Lewis)
متولد ۲۹ آوریل ۱۹۵۷ (۹ اردیبهشت ۱۳۳۶)
محل تولد لندن، بریتانیا
قد ۱۸۷
شغل بازیگر
وضعیت تأهل متأهل

بیوگرافی دانیل دی-لوئیس

گفته می‌شود دو دسته انسان وجود دارد، دسته‌ای که برای رسیدن به موفقیت باید شبانه روز تلاش کنند و دسته‌ای که بدون تلاش به موفقیت می‌رسند. دنیل دی-لوئیس به گروه دوم تعلق دارد.

کودکی و جوانی

دنیل دی-لوئیس (Daniel Day-Lewis) در ۲۹ آوریل ۱۹۵۷ در لندن به دنیا آمد. پدرش سیسیل دی-لوئیس یک شاعر ایرلندی بود. مادرش جیل بالکون یک بازیگر یهودی و دختر تولیدکننده سینما مایکل بالکون، همکار آلفرد هیچکاک، بود. دنیل اولین فرزند خانواده نبود زیرا سیسیل و جیل از ازدواج‌های پیشین خود صاحب فرزند شده بودند.

دنیل دی-لوئیس در جوانی

لوئیس در مدرسه اقتباس داستان هری هاینز، “Kes” از کن لوچ را در تلویزیون تماشا کرد. این فیلم آنچنان بر او تأثیر گذاشت که تصمیم گرفت بازیگر شود. دنیل در سال ۱۹۷۰ به کمپانی رویال شکسپیر ملحق شد و چندین سال در آنجا فعالیت کرد.

فیلم‌های او

او برای اولین بار در سن چهارده سالگی در یک اپیزود از فیلم “یکشنبه خونین یکشنبه” (Sunday Bloody Sunday) از جان شلزینجر (پایانه (Terminus)، دور از اجتماع خشمگین (Far from the Madding Crowd) و ارتفاعات آرام (Pacific Heights)) حضور یافت.

دنیل دی-لوئیس در فیلم گاندی

او سپس در سال ۱۹۸۲ در فیلم “گاندی” (Gandhi) از ریچارد اتنبرا (پلی در دوردست (A Bridge Too Far)، در عشق و جنگ (In Love and War) و بستن حلقه (Closing the Ring)) حضور یافت. ناگفته نماند که لوئیس پیش از این در چندین پروژه تلویزیونی مانند Play of the Month و Shoestring حضور یافت.

او دو سال بعد در فیلم “بانتی” (The Bounty) از راجر دونالدسون (سریع‌ترین ایندین جهان (The World’s Fastest Indian)، Robbery on Baker Street و دزدی بانک (The Bank Job)) بازی کرد. این فیلم اقتباسی از رمان Captain Bligh and Mr. Christian از ریچارد هاف بوده و به داستان رخ داده در قایق بانتی می‌پردازد. از بازیگران دیگر این فیلم عبارت‌اند از مل گیبسون، آنتونی هاپکینز، لارنس الیویر، لیام نیسان و برنارد هیل.

دنیل دی-لوئیس در اتاقی با یک منظره

با این حال لوئیس پس از بازی در فیلم “اتاقی با یک منظره” (A Room with a View) از جیمز آیووری (Howards End، نجات پیکاسو (Surviving Picasso) و بازمانده روز (The Remains Of The Day)) و “رختشویخانه زیبای من” (My Beautiful Laundrette) از استیون فریزر (ملکه (The Queen)، فیلومنا (Philomena) و روابط خطرناک (Dangerous Liaisons)) به شهرت رسید. هردوی این فیلم‌ها یک سال پس از بانتی اکران شده و با وانش های مثبت مردم و منتقدین مواجه شدند. حتی دنیل را بهترین بازیگر سال نامیدند.

پس از اکران این دو فیلم، فیلیپ کافمن (حمله جسددزدها (Invasion of The Body Snatchers)، قلم پرها (Quills) و The Great Northfield Minnesota Raid) به بازیگری او علاقه مند شد. کافمن او را به پروژه بعدی خود – نسخه سینمایی رمان نویسنده چک-فرانسوی، میلان کوندرا، “سبکی تحمل‌ناپذیر هستی” (The Unbearable Lightness of Being) دعوت کرد و این فیلم در سال ۱۹۸۸ اکران شد.

دنیل دی-لوئیس در پای چپ من

دنیل در سال ۱۹۸۹ در فیلم “پای چپ من” (My Left Foot) جیم شریدان (Get Rich or Die Tryin، خانه رؤیایی (Dream House) و دست نوشته محرمانه (The Secret Scripture)) حضور یافت. این فیلم داستان هنرمند و نویسنده ایرلندی به نام کریستی براون است. این بازیگر برای حضور در این فیلم جایزه بافتا و اولین اسکار خود را دریافت کرد. فیلم The Dazzling Smile of New Jersey از کارلوس سورین هم در همان سال اکران شد اما با موفقیت کمتری مواجه گشت.

دنیل سه سال بعد در نسخه سینمایی رمان “آخرین موهیکان” (The Last of the Mohicans) نوشته جیمز فنمور کوپر به کارگردانی مایکلمان (شکارچی انسان (Manhunter)، نفوذی (The Insider)، خاکستری (The Grey) و دشمنان ملت (Public Enemies)) حضور یافت. این بازیگر ماهیچه‌ها و عضلات خود را افزایش داد و فرم فیزیکی بسیار خوبی داشت. به همین دلیل در این فیلم بسیار خوش هیکل به نظر می‌رسید (با قد ۱۸۷ سانتی متر و وزن ۹۷ کیلوگرم). او برای این نقش مجدداً جایزه بافتا را دریافت کرد.

دنیل دی-لوئیس در عصر معصومیت

او در سال ۱۹۹۳ در اقتباس سینمایی رمان “عصر معصومیت” (The Age of Innocence) نوشته ادیت وارتون و کارگردانی مارتین اسکورزی (راننده تاکسی (Taxi Driver)، رفقای خوب (Goodfellas) و جزیره شاتر (Shutter Island)) حضور یافت. او در این فیلم در کنار میشل فایفر و ویونا رایدر بازی کرد. در همان سال فیلم “به نام پدر” (In the Name of the Father) جیم شریدان اکران شد که داستان گیلدفورد فور را بیان می‌کرد. دنیل برای بازی در این فیلم ۱۳ کیلو وزن کم کرد.

در سال ۱۹۹۶ او در “بوته آزمایش” (The Crucible) نیکلاس هایتنر (The History Boys، جنون شاه جرج (The Madness of King George) و One Man, Two Guvnors) نقش آفرینی کرد. این فیلم از نمایشنامه آرتور میلر، پدرزن آینده او اقتباس شد و درباره محاکمات جادوگران سلیم است. در این فیلم او در کنار ویونا رایدر نقش آفرینی نمود.

دنیل دی-لوئیس خون به پا خواهد شد

برای کارگردانی مانند مارتین اسکورزی، بازیگری مانند لئوناردو دی کاپریو و تهیه کننده‌ای مانند هاروی واینستین، جلب نظر دنیل دی-لوئیس برای بازی در فیلم “دارودسته های نیویورکی” (Gangs of New York) که اقتباسی از کتاب مستند نوشته هربرت اسبوری بود، چندان آسان نبود. این فیلم در سال ۲۰۰۲ اکران شد. لوئیس برای بازی در این فیلم جایزه بافتا و جوایز فیلم گیلد را دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۵ فیلم “تصنیف جک و رز” (The Ballad of Jack and Rose) از ربکا میلر، همسر این بازیگر اکران شد. در این فیلم لوئیس نقش اصلی را برعهده داشت. دو سال بعد او در فیلم “خون به پا خواهد شد” (There Will Be Blood) پل توماس اندرسون (شب‌های عیاشی (Boogie Nights)، مشروب-مستی عشق (Punch-Drunk Love) و خباثت ذهنی (Inherent Vice)) حضور یافت. این فیلم اقتباسی از رمان آپتون سینکلر بود. لوئیس برای بازی در نقش دنیل پلینویو در “۲۴ فوریه” دومین جایزه اسکار خود را در سال ۲۰۰۸ به دست آورد.

دنیل دی-لوئیس در دارودسته های نیویورکی

در سال ۲۰۱۲ دنیل مجدداً در صحنه سینما دیده شد. او در فیلم زندگی نامه‌ای “لینکلن” (Lincoln) حضور یافت. این فیلم توسط استیون اسپیلبرگ (برخورد نزدیک از نوع سوم (Close Encounters of the Third Kind)، پارک ژوراسیک (Jurassic Park) و آگه میتونی منو بگیر (Catch Me If You Can)) ساخته شد. این فیلم هم مانند دیگر فیلم‌های او اقتباسی از رمان Team of rivals نوشته دوریس کیرنس گودوین است.

دنیل دی-لوئیس در لینکلن

دنیل دی-لوئیس برای بازی در نقش لینکلن برای سومین بار جایزه اسکار بازیگر نقش اصلی را دریافت کرد، که یک اتفاق نادر در سینما بود. همچنین نام او در سال ۲۰۱۳ در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار جهان مجله تایم قرار گرفت.

گفته می‌شود که او از حامیان متد استانیسلاوسکی است. احتمالاً به همین دلیل است که او جوایز مختلف اسکار، گلدن گلوب، ساترن، امپریوم، ساتلایت، دیوید دی دوناتلو، MTV و غیره دریافت کرده است.

زندگی شخصی

دنیل از اواخر دهه هشتاد تا ۱۹۹۶ با ایزابل آجانی بازیگر رابطه داشت. پس از جدایی آن دو آجانی پسرشان را به دنیا آورد و نام او را گابریل کین دی-لوئیس گذاشت. این زوج ازدواج نکردند.

دنیل دی-لوئیس و ایزابل آجانی

دنیل پس از بازی در فیلم “بوته آزمایش” (The Crucible) ازدواج کرد. او در این فیلم با ربکا میلر (بزرگسالان راضی (Consenting Adults)، خانم پارکر و محفل شرور (Mrs. Parker and the Vicious Circle) و Cucumber)، دختر آرتور میلر آشنا شد که نیکلاس هایتنر ساخت آن را برعهده داشت.

دنیل دی-لوئیس و همسرش ربکا میلر

در سال ۱۹۹۸ اولین پسر آنها رونان کال دی-لوئیس به دنیا آمد. چهار سال بعد هم دومین پسر آن‌ها کاشل بلیک دی-لوئیس به دنیا آمد. در حال حاضر دنیل، ربکا و فرزندانشان در ایرلند و ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند.

دنیل دی-لوئیس در امروز

دنیل دی-لوئیس ترجیح می‌دهد یک زندگی بی سروصدا داشته باشد. او به ندرت در عموم ظاهر شده یا مصاحبه می‌کند. بسیاری از رازهای زندگی او پنهان است و تنها گاهی از عکس‌ها می‌توان چیزهایی را متوجه شد.

در ۲۵ دسامبر ۲۰۱۷ دومین همکاری مشترک دنیل دی-لوئیس و پل توماس اندرسون به نام Ghost thread اکران شد که به بیان زندگی پنهان صنعت مد لندن در میانه قرن بیستم می‌پردازد.

فیلم شناسی

  • گاندی – Gandhi – ۱۹۸۲
  • بانتی – Bounty – ۱۹۸۴
  • اتاقی با یک منظره – A room with a view – ۱۹۸۵
  • رختشویخانه زیبای من – My Beautiful Laundrette – ۱۹۸۵
  • سبکی تحمل ناپذیر هستی – The Unbearable Lightness of Being – ۱۹۸۸
  • پای چپ من – My Left Foot – ۱۹۸۹
  • آخرین موهیکان – The Last of the Mohicans – ۱۹۹۲
  • عصر معصومیت – The Age of Innocence – ۱۹۹۳
  • به نام پدر – In the Name of the Father – ۱۹۹۳
  • بوته آزمایش – The Crucible – ۱۹۹۶
  • بوکسور – The Boxer – ۱۹۹۷
  • دارودسته های نیویورکی – The Gangs of New York – ۲۰۰۲
  • خون به پا خواهد شد – There Will Be Blood – ۲۰۰۷
  • لینکلن – Lincoln – ۲۰۱۲

تصاویری از دنیل دی-لوئیس

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

بیوگرافی دنیل دی-لوئیس از کودکی تا به امروز + تصاویر

(۲ رای – ۴٫۵ از ۵)

ادامه‌ی پست

بیوگرافی وودی آلن از کودکی تا به امروز + تصاویر

وودی آلن (Woody Allen) ‏کمدین، بازیگر، کارگردان، نویسنده و موسیقی‌دان آمریکایی است. آلن فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان یک نویسنده کتاب‌های طنز و سپس یک کمدین روی صحنه شروع کرده و سپس در دههٔ ۶۰ میلادی فعالیت فیلم‌سازی خود را آغاز کرد. وی ۱۹ بار نامزد اسکار و چهار بار برنده آن شده‌ است که این جوایز شامل یک اسکار بهترین کارگردانی و سه جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی شده‌است. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این هنرمند محبوب را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام آلن استوارت کونیگزبرگ (آلن استوارت کونیگزبرگ)
متولد ۱ دسامبر ۱۹۳۵ (۹ آذر ۱۳۱۴)
محل تولد نیویورک، ایالات متحده آمریکا
قد ۱۶۵
شغل کارگردان، بازیگر، کمدین، تولیدکننده و نویسنده سینما
وضعیت تأهل متأهل

بیوگرافی وودی آلن

هیوود آلن استوارت کونیگزبرگ یا همان وودی آلن (Woody Allen) در دسامبر ۱۹۳۵ در نیویورک به دنیا آمد. اجداد او از مهاجران آلمانی بودند و به زبان ییدیش و آلمانی تکلم می‌کردند. وودی آلن بزرگ‌ترین فرزند خانواده نتی و مارتین کونیگزبرگ بود. ۸ سال بعد دخترشان لتی به دنیا آمد که اکنون تولیدکننده فیلم‌های وودی آلن است. والدین او در منهتن به دنیا آمده و بزرگ شده، اما بعدها به بروکلین مهاجرت کرده بودند. نتی در فروشگاه قنادی بزرگ خانواده زندگی می‌کرد. مارتین هم حکاک و طلاساز بود.

وودی آلن در جوانی

آلن به مدت ۸ سال در مدرسه یهودی تحصیل کرد. همکلاسی‌هایش به خاطر رنگ موهایش او را کله قرمز می‌نامیدند. اما اگرچه او کمی ضعیف به نظر می‌رسید اما در مقابل آنان ایستادگی کرد. او یک بازیکن بااستعداد بیسبال بود و خوب هم بسکتبال بازی می‌کرد. همچنین او به دلیل شوخ طبعی‌اش شهرت داشت. او برای مجله مدرسه مقالات طنز می‌نوشت و از همان زمان نام مستعار وودی آلن را انتخاب کرد. این مقالات اولین منبع درآمد او بودند. در سن ۱۶ سالگی توجه هنرمند طنز میلت کامن را به خود جلب کرد و در برنامه Sid Caesar طنزپرداز بود.

وودی آلن در کودکی و جوانی

وودی پس از دبیرستان به دانشگاه نیویورک وارد شد و رشته سینما را انتخاب کرد. اما از آنجاییکه دانشجوی باهوشی نبود نتوانست در آنجا تحصیل کند. سپس برای مدتی به یکی از کالج‌های نیویورک رفت اما از آنجا هم خارج شد. او برای گذران زندگی برای مجلات مقالات طنز می‌نوشت و در یکی از کلوپ‌های شهر کمدین بود. چارلز فلدمن تولیدکننده یکی از اجراهای او را دید و از دعوت به عمل آورد. یک سال بعد فیلم What’s New Pussycat اکران شد و آلن در آن بازیگر و فیلمنامه نویس بود.

وودی آلن در جوانی

اولین موفقیت الهام بخش وودی آلن بود. او نقش‌های فرعی را برعهده گرفت و فیلم نامه‌های دیگران را کامل می‌کرد. اما به زودی متوجه شد که خودش می‌تواند این حرفه را ادامه داده و فیلم‌های خود را بسازد.

فیلم‌های او

کارنامه سینمایی وودی آلن با طنز فلدمن آغاز شد و به سرعت رشد کرد. او در سال ۱۹۶۶ فیلم کمدی “چه خبرها، سوسن ببری؟” (What’s Up, Tiger Lily?) را با همکاری تانیگوچی سنکیچی ساخت. سه سال بعد فیلم ” پول را بردار و فرار کن ” (Take the Money and Run) را ساخت. او نه تنها فیلمنامه را نوشت بلکه نقش اصلی را برعهده داشت.

وودی سپس کل مراحل فیلمسازی را خود به عهده گرفت. او فیلم نامه را می‌نوشت، فیلمبرداری می‌کرد و به عنوان بازیگر هم حضور می‌یافت. فیلم‌های او عبارت‌اند از: دوباره بنواز سام (Play It Again, Sam)، آنچه همیشه می‌خواستید دربارهٔ سکس بدانید* (*ولی می‌ترسیدید بپرسید) (Everything You Always Wanted to Know About Sex* (*But Were Afraid to Ask))، آنی هال (Annie Hall)، منهتن (Manhattan)، توت فرنگی‌های وحشی (Wild Strawberries)، کمدی سکسی نیمه‌شب تابستانی (A Midsummer Night’s Sex Comedy)، برادوی دنی رز (Broadway Danny Rose)، رز ارغوانی قاهره (The Purple Rose of Cairo)، هانا و خواهرانش (Hannah and her Sisters).

فیلم آنی هال در کارنامه سینمایی وودی آلن نقش مهمی دارد. زیرا با اکران این فیلم از کمدی به درام تغییر جهت داد و طنز خاص خود را پیدا کرد. این فیلم چهار جایزه اسکار و چندین جایزه دیگر به دست آورد. دائن کیتن، بازیگر نقش اصلی این فیلم، نامزد دریافت بهترین جایزه اسکار شد. این فیلم در فهرست ۱۰۰ فیلم آمریکایی برتر آکادمی فیلم امریکا در جایگاه ۳۵ قرار گرفت. همچنین این فیلم در فهرست ۱۰۰ فیلم جالب در جایگاه چهارم قرار گرفت. منتقدین این فیلم را بهترین اثر وودی آلن می‌دانند. زیرا این فیلم در آثار او یک نقطه درخشان است و به همین دلیل نامزد چهار جایزه اسکار شد.

سبک کارگردانی وودی آلن در آثارش مشهود است. زیرا آثار او یک کمدی هوشمندانه با رگه‌هایی از درام روان شناسانه، پوچ گرایی و هجو را شامل می‌شوند. پیش از او کسی چنین فیلم‌هایی نساخته بود.

وودی آلن در آنی هال

آلن از سال‌های ۱۹۹۰ دیگر کمتر در مقام بازیگر دیده شد. او در سال‌های ۲۰۰۰ بازیگری را خاتمه داد و بر فیلم نامه نویسی و کارگردانی تمرکز کرد. او در نیمه دوم سال ۲۰۰۰ فیلم‌هایی را تولید کرد که منتقدین آن‌ها را “سه گانه اروپایی” می‌نامند. این فیلم‌ها نشانگر حوادث رخ داده در شهرهای اروپایی هستند. “امتیاز نهایی” (Match Point) که در بریتانیا ساخته شده به عقیده خودش بهترین اثر اوست. فیلم‌های بعدی او عبارت‌اند از: ویکی کریستینا بارسلونا (Vicky Cristina Barcelona)، تقدیم به رم با عشق (To Rome with love) و نیمه شب در پاریس (Midnight in Paris). آخرین فیلم با بازی اون ویلسون در نقش اصلی ۱۵۰ میلیون دلار فروش داشت و چهار جایزه اسکار و گلدن گلوب دریافت کرد.

نیمه شب در پاریس

در تابستان ۲۰۱۳ فیلم “یاسمن پژمرده” (Blue Jasmine) اکران شد. منتقدین درباره این فیلم چیزهای مختلفی نوشتند. انجمن مطبوعات خارجی هالیوود در سال بعد جایزهٔ سیسیل ب دومیل گلدن گلوب را به او اهدا کرد.

شهرت وودی آلن تنها مرهون فیلم‌ها و فیلم نامه‌های او نیست. او کتاب‌ها بسیاری نوشته و بسیاری از نمایشنامه‌های او اجرا شده است. او یکی از بزرگ‌ترین طرفداران موسیقی جاز است. خودش هم موسیقی کلارینت و ساکسیفون را به خوبی می‌نوازد و در کلوپ‌ها و کنسرت‌های مشهور اجرا می‌کند. در پاییز سال ۲۰۰۸ وودی آلن برای اولین بار اپرای Gianni Schicchi را در لس آنجلس اجرا کرد. منتقدین این اپرا را مهم‌ترین اتفاق هنری سال ۲۰۰۸ می‌دانستند.

زندگی شخصی

اولین همسر او هارلین روزن بود که در کنسرت جاز باهم آشنا شده بودند. آن دو در سال ۱۹۵۶ در هالیوود باهم ازدواج کردند و سپس به نیویورک رفتند تا هارلین در کلاس‌های فلسفه شرکت کند و وودی هم طرح‌ها و مقالات طنز خود را بنویسد. این ازدواج ۵ سال طول کشید و سپس از هم جدا شدند. سپس هارلین به دلیل اظهارات نادرست آلن از او در مصاحبه‌ها، شکایت کرده و غرامت دریافت نمود.

وودی آلن و هارلین روزن

ازدواج دوم او با لوئیز لسر کمتر طول کشید. آن دو سه سال بعد جدا شدند اما لوئیز در فیلم‌های همسرش بازی کرد که معروف‌ترین آن فیلم ” آنچه همیشه می‌خواستید دربارهٔ سکس بدانید* (*ولی می‌ترسیدید بپرسید)” است.

وودی آلن و لوئیز لسر

در سال ۱۹۹۷ وودی آلن مجدداً ازدواج کرد. او هشت سال مجرد بود تا اینکه با دیدن داین کیتون نظرش عوض شد. کیتون بر او تأثیر زیادی گذاشت و در چندین فیلم او حضور داشت که معروف‌ترین آن فیلم “آنی هال” است. عنوان فیلم نام واقعی این بازیگر است. همچنین در فیلم قسمت‌هایی از زندگی این دو وجود دارد. این ازدواج به طلاق منجر شد اما این دو هنوز از دوستان هم هستند و باهم ارتباط دارند.

وودی آلن و داین کیتون

در سال ۱۹۸۰ وودی آلن با میا فارو آشنا شد. این بازیگر در ۱۳ فیلم او از جمله “رز ارغوانی قاهره” و “هانا و خواهرانش” حضور یافت. این زوج ۱۲ سال باهم زندگی کردند. میا اولین و تنها پسر آلن را به دنیا آورد: رونان استاچل فارو. آن‌ها دو فرزند به نام‌های مالون و مایک را هم به فرزندی پذیرفتند. جدایی این دو با رسوایی و سروصدای زیادی روبه رو شد. همسرش او را به آزار کودک متهم کرد اما شواهد کافی نبودند.

وودی آلن و میا فارو

دلیل اصلی جدایی آن‌ها رابطه آلن با دخترخوانده میا، سون-یی پرون عنوان شد. در اواخر دهه ۱۹۹۰ وودی آلن و سون-یی پرون ازدواج کردند. آن‌ها دو فرزند به نام‌های بکت و منزی به فرزندی گرفتند.

وودی آلن و سون-یی پرون 

تنها پسر آلن و فارو، رونان استاچل فارو در فهرست “۳۰ شخصیت بانفوذ زیر ۳۰ سال جهان” مجله فوربس قرار گرفت. او دستیار مشاور مخصوص هیلاری کلینتون برای مشکلات جهانی جوانان بوده و با داشتن بورس رودز توانسته در دانشگاه آکسفورد تحصیل کند.

فیلم شناسی

  • پول را بردار و فرار کن – Take the Money and Run
  • دوباره بنواز، سام  – Play It Again, Sam
  • آنچه همیشه می‌خواستید دربارهٔ سکس بدانید* (*ولی می‌ترسیدید بپرسید) – Everything You Always Wanted to Know About Sex* (*But Were Afraid to Ask)
  • آنی هال – Annie Hall
  • هانا و خواهرانش – Hannah and Her Sisters
  • امتیاز نهایی – Match Point
  • ویکی کریستینا بارسلونا – Vicky Cristina Barcelona
  • تقدیم به رم با عشق – To Rome with Love
  • نیمه شب در پاریس – Midnight in Paris
  • یاسمن پژمرده – Blue Jasmine

تصاویری از وودی آلن

ادامه‌ی پست

۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره کیتی پری + تصاویر

کیتی پری (Katy Perry) با نام حقیقی کاترین الیزابت هادسن یک خواننده و ترانه سرای آمریکایی است که در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ (۳ آبان ۱۳۶۳) در سانتا باربارا، کالیفرنیا به دنیا آمد. او پس از آواز خواندن در کلیسا در سنین نوجوانی به موسیقی گاسپل روی آورد. در این جا ۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره کیتی پری را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

۱٫ طبق گفته او آلانیس موریست و فردی مرکوری فقید الهام بخش او بودند.

۲٫ پدر و مادر کیتی کشیش بودند به همین دلیل او فعالیت خوانندگی خود را از کلیسا آغاز کرد.

۳٫ کیتی به زایمان خواهر بزرگ‌ترش، آنجلا هادسون، در خانه کمک کرد. کیسه آب آنجلا در خانه دوستش پاره شد و کیتی هم با تلفن خود زایمان او را ضبط کرد.

۴٫ او با سخت گیری شدید والدین مذهبی خود بزرگ شد. او اجازه نداشت فیلم “اسمورف ها” (The Smurfs) را تماشا کند یا کتاب‌های هری پاتر را بخواند. با این حال در جولای ۲۰۱۱ در نقش اسمورف فیلم “اسمورف ها” بازی کرد.

۵٫ آلبوم Teenage Dream او دارای ۵ آهنگ برتر شماره ۱ است و از این لحاظ با آلبوم Bad مایکل جکسون برابر می باشد.

۶٫ او در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۰ در راجستان هند و طی تعطیلات با کمدین بریتانیایی، راسل برند، ازدواج کرد. با این حال نداشتن تفاهم باعث شد که ۱۴ ماه بعد تقاضای طلاق بدهند.

۷٫ کیتی پری طره‌ای از موهای تیلور سوئیفت و مایلی سایرس را دارد و آن‌ها را در کیف خود نگه می‌دارد.

۸٫ او ۴ خالکوبی دارد: طرح مسیح در مچ دست چپش، یک جمله سانسکریت به معنای “با جریان آب حرکت کن” در بازوی چپ، یک توت فرنگی در پای چپ و یک نعناع در پای راست.

۹٫ او یک گربه خانگی به نام کیتی پری دارد. او برای گربه‌هایش مدل موهای مختلف درست کرده و حتی یک وبلاگ هم راه اندازی کرده است. این گربه در مراسم بهترین حیوان خانگی سلبریتی در سال ۲۰۰۹ جایزه منتخب نوجوانان را دریافت کرد.

۱۰٫ کیتی در ۱۵ سالگی از مدرسه خارج شد و در سن ۱۷ سالگی هم خانه را ترک کرد تا حرفه موسیقی را ادامه دهد.

۱۱٫ او در سن ۱۵ سالگی و حین خواندن در گروه کلیسا، نظر تهیه کنندگان نشویل، تنسی را جلب کرد. آن‌ها او را به نشویل بردند تا ترانه سرایی و نواختن گیتار را به او بیاموزند.

۱۲٫ او در سال ۲۰۱۰ به عنوان داور “ایکس فکتور” (The X Factor) انتخاب شد.

۱۳٫ با وجود مشکلات در ضبط آهنگ و همکاری با یک برند، او تلاش کرد تا آهنگ Long Short را در موسیقی متن فیلم “خواهری از سفر آرزوها” (The Sisterhood of the Traveling Pants) قرار دهد.

۱۴٫ او برای سلنا گومز، اشلی تیزدیل و کلی کلارکسون آهنگ نوشته است.

۱۵٫ قرار بود او در فیلم “بیارش گریک” (Get Him to the Greek) راسل برند حضور داشته باشد اما صحنه مربوط به خود را حذف کرد.

۱۶٫ آهنگ موفق او، I Kissed a Girl با الهام از اسکارلت جوهانسون ساخته شد.

۱۷٫ والدین او در ویدیوی Hot n’ cold حضور یافتند.

۱۸٫ کیتی پری ۴ رکورد گینس دارد. یکی برای بهترین ستاره چارت دیجیتال ایالات متحده توسط یک هنرمند زن و یکی برای بهترین هنرمند زن با پنج آهنگ شماره یک از یک آلبوم.

۱۹٫ او اولین هنرمند زن است که چندین ویدیوی او، Roar و Dark Horse، در Vevo، یک میلیارد بازدید داشته‌اند.

۲۰٫ او علاوه بر رکوردهای گینس، ۵ جایزه موسیقی آمریکا، یک جایزه بریت و یک جایزه جونو دارد. نام او همچنین در فهرست پردرآمدترین زنان عرصه موسیقی نیز دیده می‌شود.

۲۱٫ او در آکادمی موسیقی در غرب سانتا باربارا، برای مدت کوتاهی به مطالعه اپرای ایتالیایی پرداخت.

۲۲٫ مدونا با تعریف از آهنگ Ur So Gay، که آن را آهنگ مورعلاقه خود از کیتی پری دانست، به شهرت او کمک کرد.

۲۳٫ اجرای او در سوپر بول در ایالات متحده ۱۱۸٫۵ میلیون بیننده داشت و به پربیننده‌ترین و پرامتیازترین اجرا در تاریخ سوپربول تبدیل شد. اجرای او با داشتن ۱۱۴٫۴ بیننده از مسابقه اصلی هم پربیننده‌تر بود.

۲۴٫ او در سال ۲۰۱۰ در فهرست ۱۰۰ زن جذاب ماکسیم در جایگاه نخست قرار گرفت و جو لوی، ویراستار، آن را “جذاب‌ترین” نامید.

۲۵٫ نخستین آلبوم او با نام کیتی هادسون در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و راک مسیحی محسوب می‌شد. تنها ۲۰۰ نسخه از این آلبوم فروخته شد، اما کیتی ناامید نشد و تلاش خود را بیشتر کرد، تا اینکه در نهایت به صدر موسیقی پاپ رسید.

۲۶٫ او با خواننده اصلی Gym Class Heroes، تراویس مک کوی، چندین سال رابطه داشت تا اینکه در سال ۲۰۰۹ از هم جدا شدند. آن‌ها تا زمان موفقیت آهنگ I Kissed A Girl با هم بودند.

۲۷٫ برای حضور در فصل دوازدهم American Idol به عنوان داور، ۲۰ میلیون دلار به او پیشنهاد شد اما به دلیل فعالیت بر روی پروژه‌هایش آن را نپذیرفت.

۲۸٫ او به مناسبت تولد ۲۸ سالگی خود با بانوی اول آن سال، میشل اوباما، نهار خورد.

۲۹٫ کیتی پری خود را نسخه چاق‌تر امی واینهاوس و نسخه لاغرتر لی لی آلن معرفی کرد. لی لی آلن هم ناراحت شد و تهدید کرد که شماره شخصی کیتی پری را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند.

۳۰٫ با اجرا در The View، مجری این برنامه ووپی گلدبرگ لب‌های او را بوسید و گفت “خوشم آمد.”

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره کیتی پری + تصاویر

(۴ رای – ۴٫۵ از ۵)

منبع: tonsoffacts.com

ادامه‌ی پست

بدترین ۳۵ فیلم تاریخ سینما بر اساس امتیاز متاکریتیک

اگرچه شاید برخی از افراد حتی  از تماشای فیلم های ضعیف نیز لذت ببرند، اما منتقدین و افرادی که سینما را اندکی تخصصی تر دنبال می کنند از دیدن این فیلم ها زجر می کشند!

برای اینکه بدانید بدترین فیلم های تاریخ سینما کدامند این فهرست از متاکریتیک را برایتان تهیه کرده ایم. منتقدین فیلم های مختلفی را انتخاب کرده اند، از “فیلم ترسناک ۵” (Scary Movie 5) گرفته تا مستندی درباره هیلاری کلینتون. با رازی بلاگ همراه باشید.


۳۵٫  Strikes three – ۲۰۰۰

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۴٫۰

خلاصه: “برایان هوکز نقش شخصی را بازی می کند که پس از دومین خطایش از زندان آزاد شده است. او باید سه قانون را دنبال کند اما سپس خطایی از او سر می زند که باعث می شود زندانی زندگی باشد.”

نظر منتقدین: “شبیه یک کمدی آخر شبی است که رفته رفته بی مزه شده و به یک مزخرف واقعی تبدیل می شود.” – نیویورک تایمز


۳۴٫ مورتال کامبت: نابودی – Mortal Kombat: Annihilation – ۱۹۹۷

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۸٫۰

خلاصه: “شیطان در دفاع از خدایان پیشین می خواهد زمین را به جهنم تبدیل کند. لیو کانگ و دوستان مبارزش آخرین امید زمین هستند. آن ها تنها مانع میان زندگی…و نابودی هستند.

نظر منتقدین: “این فیلم پر از عیب و افسرده کننده است، ترجیح می دهم پیش از نشان دادن این فیلم به یک کودک او را در یک اتاق حبس کنم.” – ال.ای.ویکلی


۳۳٫ دیت مووی – Date Movie – ۲۰۰۶

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۲٫۹

خلاصه: پیچیدگی های ذهنی دو فیلم نامه نویس از شش فیلمنامه نویس “فیلم ترسناک” ژانر کمدی رمانتیک را به قهقهرا کشانده است.”

نظر منتقدین: استیو مارتین می گوید، “کمدی دشوار است. اما برای نویسندگان این فیلم غیرممکن بوده است.” – نیویورک دیلی نیوز


۳۲٫ پینوکیو – Pinocchio – ۲۰۰۲

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۲٫۹

خلاصه: “روبرتو بنینی یکی از مشهورترین و محبوب ترین داستان های جهان را به تصویر می کشاند.”

نظر منتقدین: “این یک فیلم عجیب است که مسلما میلیون ها نفر از دیدن آن خودداری می کنند. حتی اگر اوسامه بن لادن هم در این فیلم حضور می داشت به چشم نمی آمد. – نیویورک تایمز


۳۱٫ نه جان – Nine Lives – ۲۰۱۶

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۲٫۸

خلاصه: تام برند (کوین اسپیسی) یک میلیاردر بزرگ است که ناگهان تصادف سختی می کند. اما زمانی که بیدار می شود متوجه می شود در قالب جسم یک گربه زندانی شده است.”

نظر منتقدین: “۸۷ دقیقه عذاب آور که لبخند بر لبان مان نمی آورد و تنها دستاوردش این است که باعث می شود از گربه ها متنفر شویم!” – رولینگ استون


۳۰٫ فیلم ترسناک ۵ – Scary Movie 5 – ۲۰۱۳

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۲٫۷

خلاصه: “یک زوج پس از آوردن پسر تازه متولد شده شان از بیمارستان به خانه با تجربه های ماورایی مواجه می شوند. اما به کمک دوربین های مداربسته و متخصصین متوجه می شوند که با یک اهریمن مواجه اند، البته به شکل خنده دارش.”

نظر منتقدین: “فیلم ترسناک ۵ علاقه ام به لذت را از بین برد!” – ویلج ویس


۲۹٫ چگونه مثل یک مرد انگلیسی عاشق شویم – Some Kind of Beautiful – ۲۰۱۵

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۱

امتیاز کاربران: ۱۰/۵٫۰

خلاصه: “ریچارد (پیرس برازنان) یک پروفسور موفق دانشگاه است که با یک شب خوشگذرانی با یکی از دانشجویان جوان اش (جسیکا آلبا) قرار است پدر شود..

نظر منتقدین: “یک فیلم کمدی رمانتیک افتضاح که به نظر می رسد با تمام قوا تلاش کرده این ژانر را دهه ها به عقب بازگرداند.”


۲۸٫ Whipped – ۲۰۰۰

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۱۰

امتیاز کاربران: ۱۰/۶٫۳

خلاصه: “هر یکشنبه گروهی از دوستان قدیمی دور هم جمع می شوند تا درباره راه افتادن شان دنبال جنس مخالف صحبت کنند. تا اینکه یک هفته متوجه می شوند همه آن ها به دنبال یک دختر هستند.”

نظر منتقدین: “یک فیلم زشت و ناخوشایند که سروته ندارد.” – سان فرانسیسکو کرونیکل


۲۷٫ باکی لارسون: ستاره متولد می‌شود – Bucky Larson: Born to Be a Star – ۲۰۱۱

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۹

امتیاز کاربران: ۱۰/۲

خلاصه: “باگی فروشنده یک سوپرمارکت در شهری کوچک است که تا به حال به چیزی دست نیافته، تا اینکه متوجه می شود والدین محافظه کارش زمانی ستارگان سینما بودند.”

نظر منتقدین: “این می تواند بدترین فیلمی باشد که پاولی شور در آن حضور یافته است. درباره آن فکر کنید.” – نیویورک تایمز


۲۶٫ میدان نبرد زمین – Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000 – ۲۰۰۰

امتیاز منتقدین: ۱۰۰/۹

امتیاز کاربران: ۱۰/۲

خلاصه: “در سال ۳۰۰۰ و پس از حمله سیکلوس به زمین، او بسیاری از انسان ها را نابود کرد تا از ذخایر زمین استفاده کند. تا اینکه مردی از مخفیگاه اش خارج شده و امیدوار است که دیگران را پیدا کند.”

نظر منتقدین: “فیلمی که بدون هیچگونه بحث به عنوان بدترین فیلم تاریخ انتخاب خواهد شد.” – اسلیت

ادامه این مقاله را در صفحه دوم بخوانید.


به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

بدترین ۳۵ فیلم تاریخ سینما بر اساس امتیاز متاکریتیک

(۳ رای – ۴٫۳ از ۵)

ادامه‌ی پست

۲۵ ساختمان با ساختار جالب و عجیب در جهان

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که عجیب ترین ساختمان های جهان به چه شکل هستند؟ آیا تصور می کنید همه ساختمان ها، چه هتل، رستوران یا اداره، ساده و خسته کننده اند؟ اگرچه با دیدن برخی از این ساختمان ها تصور می کنید معمار طراح آن دیوانه است اما محال است که خلاقیت آن ها را تحسین نکنید. با رازی بلاگ همراه باشید تا با ۲۵ ساختمان عجیب در جهان آشنا شوید.


۲۵٫ ساختمان سبدی (اوهایو، ایالات متحده آمریکا)

روسای کمپانی سبدسازی لانگابرگر در نیوآرک، اوهایو، این ساختمان را دقیقا به شکل سبدهایی که تولید می کنند، ساخته اند. اگرچه بسیاری از متخصصین تلاش کردند تا دیوید لانگابرگر را متقاعد کنند تا طرح دیگری را انتخاب نماید، اما او همین طراح را انتخاب نمود.


۲۴٫ ساختمان فیلی (بانکوک، تایلند)

این ساختمان ۱۰۰ متری برای اینکه ظاهر خنده داری داشته باشد، ساخته شده است. این ساختمان پر از مراکز خرید، ادارات تجاری و آپارتمان است.


۲۳٫ بار کوسه (پرم، روسیه)

این بار جالب از یک کشتی قدیمی ساخته شده است. کشتی روی پایه قرار دارد بنابراین با بالا آمدن رودخانه کاما، آب اطراف بار را پوشانده و تصور می شود که بار کوسه در آب قرار دارد.


۲۲٫ مجتمع ۶۷ (مونترال، کانادا)

این مجتمع که Habitat هم نامیده می شود به مناسب نمایشگاه جهانی در سال ۱۹۶۷ ساخته شد.


۲۱٫ ساختمان گوسفندی (تیرائو، وایکاتو، نیوزلند)

در سال ۱۹۹۰ در یک شهر کوچک یک ساختمان بزرگ به شکل گوسفند ساخته شد و سپس ساختمان های دیگری به شکل سگ و قوچ هم ساختند.


۲۰٫ خانه برعکس (زیمبارک، لهستان)

این خانه که توسط تاجر لهستانی دنیل کزاپیسکی ساخته شد، قرار بود نشان دهنده دوره کمونیست و اوضاع جهان باشد.


۱۹٫ خانه مکعبی (روتردام، هلند)

این خانه متفاوت در هلند براساس ایده “زندگی در سقف شهری” ساخته شده است. معمار این ساختمان می خواست هر خانه را شبیه یک درخت نشان دهد تا تمام آن ها در کنار هم شبیه جنگل باشند.


۱۸٫ ساختمان کتری (راک بریج کانتی، اداره امور کهنه‌سربازان ایالات متحده آمریکا، ایالات متحده آمریکا)

این ساختمان در سال های ۱۹۵۰ به عنوان یک قهوه خانه ساخته شد، در طی سال ها به دست صاحبین مختلف افتاد و همیشه به عنوان یک مکان تجاری استفاده شد.


۱۷٫ خانه زیبای در حال پرواز (سارزانا، ایتالیا)

اگرچه شاید این خانه در نگاه اول چندان خاص به نظر نرسد، اما جذابیت ابن خانه به ویژگی هایش است نه به ظاهر آن. این خانه که روی ریل قرار داشته می تواند در ۳۶۰ درجه چرخیده و بالا و پایین برود.


۱۶٫ ساختمان پیانو شکل (هواینان، چین)

این ساختمان پیانو شکل در سال ۲۰۰۷ و توسط دانشگاه تکنولوژی هفئی به عنوان یک نمایشگاه ساخته شد. همچنین در شب چراغانی می شود.


۱۵٫ خانه ارواح (ویتنام)

این خانه که به دختر رویس جمهور پیشین ویتنام تعلق دارد همانند نامش ترسناک است. در ساخت این خانه از هیچ طرح مشخصی استفاده نشده و جذابیت آن در عجیب بودنش است. هیچ کدام از پنجره ها شبیه هم نیست و خانه مانند سر یک زرافه است و از زمین بیرون زده.


۱۴٫ خانه میان صخره ها (فرانسه)

این خانه زیبا در میان دو صخره، خانه صخره ای نیز نامیده می شود. این خانه در سال ۱۸۶۱ ساخته شد که مجوز ساخت و ساز وجود نداشت و می شد در هر جا خانه ساخت.


۱۳٫ موزه گیتار (تنسی، ایالات متحده آمریکا)

این سازه تنها موزه گیتار شکل جهان است که در سال ۱۹۸۳ ساخته شد و در تنسی قرار دارد.


۱۲٫ سازه تخم مرغی (جزیرهٔ ایشیگاکی، ژاپن)

اگر با دیدن این سازه تعجب کرده اید باید بدانید که گویی این سازه برج شکارچیان پرنده است.


۱۱٫ کتابخانه عمومی شهر کانزاس (میسوری،ایالات متحده آمریکا)

زمانی که این گاراژ پارکینگ در مرکز شهر کانزاس ساخته شد، مردم تصمیم گرفتند تعدادی از کتاب ها که نشانگر تاریخ و فرهنگ شان بود را در ساخت آن به کار ببرند.


۱۰٫ خانه سنگی (گویمارائس، پرتقال)

بسیاری این خانه را دروغ می پنداشتند، اما روزنامه نگارانی که در آن خانه جستجو کردند متوجه شدند که این خانه حقیقی است و در عصر حجر ساخته شده است.


۹٫ ساختمان حلزونی (دارمشتات، آلمان)

این ساختمان با رنگ های زیبایش توسط فریدنریش هاندرواسر، معمار معروف اتریشی ساخته شده است.


۸٫ خانه کج و کوله (سوپوت، لهستان)

این خانه کج و کوله بخشی از مرکز خرید رزیدنت است که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد و موردعلاقه گردشگران و عکاسان است.


۷٫ خانه حفره ای (تگزاس، ایالات متحده آمریکا)

این خانه دقیقا همانند نامش است و با ایجاد یک حفره منظره فروپاشی زمان  مکان را تداعی می کند.


۶٫ دنیای پازل مانند دریاچه واناکا (اوتاگو، نیوزلند)

این جاذبه گردشگری که کمی کوچک تر از یک هزارتو است در سال ۱۹۷۳ در نزدیکی واناکا، در نیوزلند ساخته شد و اکنون شبیه یک پارک زیباست.


۵٫ سازه رنگارنگ دستینی (میتاکا، ژاپن)

این ساختمان زیبا که توسط شوساکو آراکاوا ساخته شده آنقدر خاص است که دستورالعمل استفاده دارد.


۴٫ مرکز اداری اسکناس ۱۰۰۰ (کاوناس، لیتوانی)

یک ساختمان که همانند یک اسکناس غول پیکر است، گردشگران بسیاری را به سمت خود جلب می کند. با این حال سازندگان آن تاکید دارند که این ساختمان برای نشان دادن قدرت پول ساخته نشده است.


۳٫ اتمیوم (بروکسل، بلژیک)

این سازه که همانند یک اتم غول پیکر است در سال ۱۹۵۸ و به عنوان نمایشگاه جهانی ساخته شد. هدف از ساخت این سازه نشان دادن امید و خوشبینی از آینده بشریت بود.


۲٫ بانک آسیا – ساختمان رباتی (بانکوک، تایلند)

این ساختمان رباتی که در محله مالی بانکوک قرار دارد در سال ۱۹۸۶ ساخته شد و دارای ۲۰ طبقه است.


۱٫ آناناس غول پیکر (نامبور، کوئینزلند)

این سازه بزرگ ترین ساختمان آناناسی جهان است. زیرا ساختمان آناناسی دیگری هم در استرالیا قرار دارد که این ساختمان از روی آن ساخته شده و ۱۷ متر ارتفاع دارد و از ساختمان اصلی بلندتر است.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

۲۵ ساختمان با ساختار جالب و عجیب در جهان

(۴ رای – ۴٫۸ از ۵)

ادامه‌ی پست

بیوگرافی شارلیز ترون از کودکی تا به امروز + تصاویر

شارلیز ترون (Charlize Theron) هنرپیشه و تهیه‌کننده آفریقای جنوبی-آمریکایی است. وی سابقاً نیز درزمینهٔ مد فعالیت می‌کرد. ترون کار خود را از اواخر دههٔ ۹۰ و با بازی در فیلم‌هایی چون ۲ روز در دره، جو یانگ نیرومند، وکیل مدافع شیطان و قوانین خانه سایدر آغاز کرد. او برای بازی در نقش قاتل سریالی زن در هیولا توانست علاوه بر کسب نقدهای مثبت منتقدین، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را ببرد تا اولین آفریقایی باشد که در رده بازیگران، موفق به کسب اسکار می‌شود. همچنین وی برای بازی در فیلم سرزمین شمالی نامزد جایزه اسکار شد.

ترون در سال ۲۰۰۵، ستاره خود را بلوار مشاهیر هالیوود کسب کرد. پرفروش‌ترین فیلمی که در آن بازی کرده، فیلم هنکاک است که بیش از ۶۰۰ میلیون دلار فروش داشت. در اواخر سال ۲۰۰۹ نیز مجری‌گری مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال را در کشورش به عهده داشت.

او در پانزده سالگی، شاهد کشته شدن پدرش به دست مادرش بود و در راه تبدیل شدن به یک رقاص باله، دچار مصدومیت شدید زانو شد و دیگر نتوانست به این رقص ادامه دهد. شارلیز در کارهای خیریه زیادی شرکت کرده و خود مؤسسه‌ای برای کمک به مردم کشورش دارد. در سال ۲۰۰۸ بود که از طرف دبیرکل سازمان ملل، به عنوان سفیر صلح این سازمان انتخاب شد. وی همچنین از اعضای فعال حمایت از حقوق زنان و دفاع از حقوق حیوانات و حامی حقوق همجنس‌گرایان است. در این مطلب می‌خواهیم بیوگرافی این بازیگر محبوب را مرور کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

اطلاعات کلی

نام شارلیز ترون (Charlize Theron)
متولد ۷ اوت، ۱۹۷۵ (۱۶ مرداد ۱۳۵۴)
محل تولد بنونی، آفریقای جنوبی
قد ۱۷۷
شغل مدل و بازیگر آمریکایی
وضعیت تأهل مجرد

بیوگرافی شارلیز ترون

شارلیز ترون (Charlize Theron) یک بازیگر و مدل مریکایی است که بسیاری زیبایی، وقار و سبک او را می‌پسندند. ترون با بازی در فیلم “وکیل مدافع شیطان” (The Devil’s Advocate) توانست توجه مخاطب را به خود جلب کرده و سپس با حضور در حدود ۵۰ پروژه دیگر استعداد بازیگری خود را ثابت کند.

شارلیز ترون تنها فرزند خانواده گردا آلتا و چارلز جیکوبز ترون بود. او در ۷ اوت ۱۹۷۵ در بنونی آفریقای جنوبی به دنیا آمد. او از سمت مادر دارای نژاد آلمانی و از سمت پدر دارای نژاد هلندی و فرانسوی است. والدین او کشاورز بوده و کارخانه جاده سازی داشتند. گردا ترون، مادر مصصم شارلیز این کارخانه را اداره می‌کرد.

شارلیز ترون در کودکی

شارلیز کودکی خود را در مزرعه خانوادگی خود در بنونی، در نزدیکی ژوهانسبورگ، که مدرسه ابتدایی‌اش در آنجا بود، گذراند. ارتباط با کارگران بومی مزرعه که از نژادهای مختلف آفریقا بودند باعث شد که شارلیز زبان محلی و گویش‌ها را یاد بگیرد. شارلیز به زودی توانست به زبان انگلیسی هم همانند زبان آفریقایی بومی مسلط شود.

از آنجاییکه مزرعه خانوادگی او در دل طبیعت بود بنابراین او امروزه مدافع حقوق حیوانات است. او در سن ۶ سالگی به کلاس باله رفت. در سن ۱۳ سالگی به مدرسه راهنمایی ژوهانسبورگ رفت. او در این شهر در مدرسه هنر ملی تحصیل کرد.

شارلیز ترون به همراه خانواده

شارلیز در سن ۱۵ سالگی با حادثه تلخی مواجه شد، زیرا پدر او که به الکل معتاد بود درگذشت. گفته می‌شود که گردا همسرش را کشته اما پلیس نتوانست این موضوع را ثابت کند زیرا گردا به عنوان دفاع از خود به همسرش شلیک کرده بود. این بازیگر در مصاحبه‌ها گفت که پدرش در تصادف رانندگی کشته شده است.

مدلینگ

مادرش بر آینده این دختر تأثیر بسزایی داشت. شارلیز در سن ۱۶ سالگی به اصرار مادر در مسابقه مدلینگ شرکت کرد. سپس در مسابقه بین المللی مدلینگ ایتالیا در پوزیتانو شرکت کرد و پس از پیروزی با آژانس مدلینگ میلان قرارداد یک ساله بست. قد بلند او (۱۷۷ سانتی متر) آینده مدلینگ او را تضمین می‌کرد. در این زمان بود که تصمیم گرفت از همه جای اروپا دیدن کند. پس از اتمام این قرارداد به نیویورک رفت و مدت زمان طولانی در آن جا ماند.

از آنجاییکه همیشه دوست داشت بالرین شود بنابراین در نیویورک به مدرسه باله رفت. در اوقات بیکاری هم به صورت نیمه وقت به مدلینگ می‌پرداخت. اما با آسیب زانوی او همه چیز دگرگون شد. او باید برای همیشه رقص را فراموش می‌کرد. او تصمیم داشت به خانه بازگردد اما به درخواست مادرش به میامی رفت. در آنجا چندین ماه به عنوان مدل کار کرد. سپس مجدداً به درخواست مادرش تصمیم گرفت بازیگری در هالیوود را انتخاب کند.

فیلم‌های او

شارلیز با یک بلیت یک طرفه از میامی به لس آنجلس رفت. چندین ماه اول برای او دشوار بود. یک بار برای نقد کردن چک مادرش به بانک رفت اما بانکدار از انجام این کار امتناع کرد. شارلیز عصبانی شد زیرا این پول تنها منبع مالی او برای خوراک و زندگی بود. اما او ضعف نشان نداد بلکه با زبان انگلیسی و آفریقایی با آن کارمند بحث کرد.

این اتفاق به یک رسوایی بزرگ تبدیل شد. جان کراسبی بزرگ در آنجا حضور داشت و از ابتدا تا انتها شاهد این ماجرا بود. او به ترون کمک کرد تا در عرصه بازیگری اولین قدم‌های خود را بردارد. او در ابتدا در چندین تست بازیگری شرکت کرد، سپس به کمک کراسبی به کلاس بازیگری رفت تا در آنجا از شر لهجه آفریقای جنوبی خود رها شود.

اولین نقش او در فیلم “وکیل مدافع شیطان” بود که باعث موفقیت اش شد. او در کنار ستارگانی چون آل پاچینو و کیانو ریوز بازی کرد و بهتر از این نمی‌شد. ترون به خوبی توانست نقش همسر شخصیت اصلی را ایفا کند که به شیزوفرنی مبتلا بود. شارلیز پس از شروع فیلم برداری به مدت سه ماه به بیمارستان روانی می‌رفت و هر روز رفتار این بیماران را بررسی می‌کرد.

شارلیز ترون در بازی گوزن ها

به گفته خودش شباهت او با شارون استون، که در آن زمان محبوب بود، باعث شد در این نقش حضور پیدا کند. هر دوی آن‌ها نقش بلوندهای جذاب و شیطانی را ایفا کردند.

در فیلم “بازی گوزن‌ها” (Reindeer Games) بن افلک نقش مقابل ترون را ایفا کرد. شارلیز باید برای بازی در این فیلم اکشن در صحنه‌های اروتیک برهنه ظاهر می‌شد. این فیلم با انتفاد منتقدین مواجه شد اما ترون این قابلیت را داشت تا در ژانرهای مختلف بازی کند: او پیش از این در فیلم‌های ملودرام حضور داشت.

اما در کارنامه بازیگری او تنها فیلم‌های موفق دیده نمی‌شود. پروژه “نوامبر شیرین” (Sweet November) در کنار کیانو ریوز به یک شکست تبدیل شد، اگرچه از این فیلم انتظارات بالایی وجود داشت. شارلیز حتی برای این فیلم بازی در نقش اصلی فیلم برنده جایزه اسکار “پرل هاربر” (Pearl Harbour) را رد کرده بود. اما این پروژه ناموفق بود و شارلیز نامزد جایزه تمشک طلایی شد.

شارلیز ترون و کیانو ریوز

اما حرفه او به سرعت رشد کرد. ترون در فیلم “هیولا” (Monster) نقش یک قاتل سریالی را بازی کرد. او برای بازی در این نقش باید ۱۴ کیلو وزن اضافه کرده و به یک زن نازیبا تبدیل می‌شد. اما تلاش او بیهوده نبود، منتقدین بازی او در این فیلم را یکی از بهترین نقش آفرینی‌های تاریخ سینما می‌دانستند. ترون برای این پروژه، در فوریه ۲۰۰۴ جایزه اسکار را دریافت کرد. او همچنین جایزه گلدن گلوب را نیز به دست آورد. او اولین بازیگر آفریقای جنوبی بود که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد. زمانی که به خانه بازگشت نلسون ماندلا شخصاً به پیشواز او رفت تا تبریک بگوید.

جایزه اسکار باعث شد مشکلات مالی که به مدت طولانی به آن دچار بود را حل کند. در سال ۲۰۰۵ ستاره خیابان مشاهیر هالیوود را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۶ به گفته “گزارشگر هالیوود” در فهرست گران قیمت‌ترین بازیگران زن هالیوود قرار گرفت. به زودی برای بازی در فیلم “سرزمین شمالی” (North Country) نامزد اسکار و گلدن گلوب شد.

شارلیز ترون در فیلم هیولا

سال ۲۰۰۸ هم برای او یک سال موفق بود. او در کنار ویل اسمیت در فیلم “هنکاک” (Hancock) حضور یافت. این فیلم در آمریکا ۲۳۰ میلیون دلار و در جهان حدود ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشت.

شارلیز ترون در فیلم هنکاک

این بازیگر به دلیل ایفای نقش‌های مختلف شهرت دارد زیرا می‌تواند نقش یک زن اغواگر یا یک سرباز میدان جنگ را به خوبی ایفا کند.

شارلیز در سال ۲۰۰۹ در تریلر آخرالزمانی “جاده” (The Road”) نقش اصلی را ایفا کرد. در سال ۲۰۱۱ در کمدی تراژدی “بزرگسالان جوان” (Young Adult) نقش یک نویسنده را ایفا کرد. و در سال ۲۰۱۲ در فیلم فانتزی “سفیدبرفی و شکارچی” (Snow White and the Huntsman) نقش اصلی منفی، ملکه، را ایفا کرد.

شارلیز ترون در سفیدبرفی و شکارچی

در سال ۲۰۱۵ فیلم استرالیایی “مکس دیوانه: جاده خشم” (Mad Max: Fury Road) عرضه شد که دنباله سری‌های قبلی آن بود. این فیلم را می‌توان یک نسخه متفاوت دانست زیرا در این سری نقش مکس به جای مل گیبسون همانند سری‌های پیشین، توسط تام هاردی ایفا شد.

ترون نقش سرباز معروف فریوزا را ایفا کرد. او در این نقش متفاوت موهایش را تراشید و لباس‌های زبر و خشن به تن کرد. بازی زیبا و تاثیرگذار شارلیز توانست بازی نقش مکس را در سایه قرار دهد.

طبق گفته عوامل فیلم ضبط این پروژه کمی دشوار بود: زیرا در یک مکان دورافتاده و در زیر نور آفتاب ضبط انجام می‌شد و ترون و هاردی اغلب با هم مشکل داشتند. اما ارزشش را داشت زیرا این فیلم نامزد ده جایزه اسکار شد و شش جایزه را دریافت کرد. همچنین این فیلم چهار جایزه بافتا نیز به دست آورد.

شارلیز ترون در مکس دیوانه: جاده خشم

این فیلم با نقدهای مختلف منتقدین مواجه شد. یکی از موضوعات اصلی نقد منتقدین حضور تعداد زیاد بازیگران زن بود که حضور آن‌ها در مقابل دوربین هم طولانی بود. به همین دلیل برخی از منتقدین فیلم را انقلابی و برخی دیگر غیرواقعی توصیف کردند.

با این حال حضور در این فیلم جایگاه شارلیز ترون را تثبیت کرد. او در کمپین تبلیغاتی کریستین دیور به چهره جادور و الهام بخش گالیانو تبدیل شد. در تبلیغات دیور نه تنها ظاهر ترون نشان داده می‌شود بلکه از مهارت‌های بازیگری او هم استفاده شده: هر ویدیو یک فیلم رمانتیک کوچک است.

لباس‌هایی که شارلیز ترون در مراسم اسکار یا گلدن گلوب به تن می‌کند معمولاً توسط گالیانوی معروف طراحی می‌شوند.

زندگی شخصی او

زندگی شخصی شارلیز ترون پر از اتفاقات مختلف، شایعات و روابط عاشقانه است. تمام مردان جهان این زن زیبا را می‌پرستند. در اواسط دهه ۹۰ این بازیگر به مدت دو سال با کریگ بیرکوی بازیگر رابطه داشت. از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ نیز با استفان جنکینز موزیسین روابط نزدیکی داشت.

شارلیز ترون و استوارت تاونسند

شارلیز ترون در فیلم “به دام افتاده” (Trapped) در سال ۲۰۰۲ با استوارت تاونسند آشنا شد. برای مدت زمان طولانی رابطه آن دو را یکی از بهترین و زیباترین روابط هالیوودی می‌دانستند. اما پس از تعطیلات کریسمس در مکزیک، شارلیز حلقه خود را درآورد. آن‌ها در ابتدای سال ۲۰۱۰ از هم جدا شدند. این بازیگر از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ با شان پن رابطه داشت اما مادرش این رابطه را نمی‌پذیرفت.

این بازیگر در مارس ۲۰۱۲ از کشور آفریقای جنوبی یک فرزند به سرپرستی گرفت و سپس در جولای ۲۰۱۵ نیز یک فرزند دیگر را. او در حال حاضر در لس آنجلس زندگی می‌کند. رسانه‌ها درباره رفتار او با فرزندانش کنجکاو هستند. او به پسر بزرگ‌ترش اجازه می‌دهد که دامن و پیراهن به تن کند، شبیه پرنسس‌های دیزنی باشد و حتی در پیاده روی‌ها کیف زنانه همراه داشته باشد. رسانه‌های روسی این حرکت او را باورهای آزادی خواهانه غربی می‌دانند، همچنین معتقد است که این باور او به این دلیل است که به تنهایی فرزندانش را بزرگ می‌کند.

شارلیز در این باره می‌گوید که جکسون خودش لباس‌هایش را انتخاب می‌کند و از لباس‌های روشن و دامن خوشش می‌آید. شارلیز در این باره نگران نیست و معتقد است هر لباسی برای کودکان با هر جنسیتی مناسب است. او معتقد است که اجازه ندادن به فرزندش برای انتخاب لباس دلخواه یا محدود کردن او به دلیل جنسیت اش می‌تواند عواقب بدی داشته باشد.

شارلیز ترون و فرزندش

این بازیگر به هنجارهای جنسیتی باور ندارد و در طول حرفه بازیگری خود مدل موهای مختلف را انتخاب کرده و حتی موهای خود را تراشیده است. او به رسانه‌ها گفته که موی کوتاه پسرانه مدل موی مورد علاقه اوست.

تصاویر مختلف او با مایوی شنا نشان دهنده این است که او در این باره اهمیتی نمی‌دهد و نه تنها در ساحل بیکینی می‌پوشد بلکه حتی حین پیاده روی با سگش و یا بازی با فرزندانش در هوای خوب نیز بیکینی به تن می‌کند. این بازیگر زیبا در طی روز چندین بار بیکینی خود را عوض می‌کند.

او حساب کاربری اینستاگرام دارد و در آنجا تصاویر شخصی و روزمره را به اشتراک می‌گذارد. او در صفحه رسمی خود ۲ میلیون کاربر دارد.

شارلیز ترون در امروز

ترون در سال ۲۰۱۶ در سری دوم “سفیدبرفی و شکارچی” به نقش ملکه بازگشت. او در پاییز ۲۰۱۶ فیلم برداری فیلم Tully را آغاز کرد. او برای نقش مادری که صاحب چندین فرزند است ۱۶ کیلو اضافه وزن پیدا کرد (نظر رسانه‌های در این باره مختلف است: از ۵۴ تا ۶۱ کیلو).

شارلیز ترون و خاویر باردم در آخرین چهره

در پایان سال ۲۰۱۶ تریلر فیلم “آخرین چهره” (The Last Face) در وب منتشر شد و شارلیز ترون، ژان رنو و خاویر باردم نقش‌های اصلی را برعهده داشتند. شان پن در این فیلم کارگردانی را تجربه کرد. این فیلم از همان ابتدا با واکنش‌های منفی مواجه شد و منتقدین این فیلم را بدترین فیلم ۲۰ سال اخیر معرفی کردند.

شارلیز ترون در فیلم سریع و خشن ۸

در آوریل ۲۰۱۷ شارلیز در سری هشتم فیلم اکشن “سریع و خشن” (The Fast and the Furious) حضور یافت. شارلیز در سری‌های قبلی این فیلم حضور نیافته بود و در این فیلم نقش منفی سیفر را ایفا کرد.

فیلم بعدی او تریلر جاسوسی “بلوند اتمی” (Atomic Blonde) بود که در آن نقش اصلی را برعهده داشت. این فیلم درباره آژانس‌های سری در دوران جنگ سرد است.

فیلم شناسی

  • جو یانگ نیرومند – Mighty Joe Young
  • قوانین خانه سایدر – The Cider House Rules
  • نوامبر شیرین – Sweet November
  • هیولا – Monster
  • سرزمین شمالی – North Country
  • هنکاک – Hancock
  • دشت سوزان – The Burning Plain
  • بزرگسالان جوان – Young Adult
  • آخرین چهره – The Last Face
  • سفیدبرفی و شکارچی – White Snow and the Huntsman
  • مکس دیوانه: جاده خشم – Mad Max: Fury Road
  • سرنوشت حشمگین – The Fate of the Furious

تصاویری از شارلیز ترون

ادامه‌ی پست