تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

حقایق خواندنی درباره تام هاردی، ستاره سال‌های اخیر هالیوود

ادوارد توماس هاردی با یه اختصار تام هاردی (Tom Hardy) یک بازیگر و تهیه کننده انگلیسی است که در ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۷ (۲۶ شهریور ۱۳۵۶) به دنیا آمد. اولین حضور هاردی در سینما با فیلم اکشن “سقوط شاهین سیاه” (Black Hawk Down) به کارگردانی ریدلی اسکات در سال ۲۰۰۱ رقم خورد.

فیلم‌های مهم دیگر او عبارت‌اند از: پیشتازان فضا: نمسیس (Star Trek: Nemesis)، راکنرولا (RocknRolla)، برانسون (Bronson)، مبارز (Warrior)، بندزن خیاط سرباز جاسوس (Tinker Tailor Soldier Spy)، بی قانون (Lawless)، لاک (Locke)، کندو (The Drop) و بازگشته (The Revenant). در مطالب قبلی بیوگرافی کامل او را آوردیم و در این مقاله نیز می‌خواهیم ۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره او را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

تام هاردی در سریال Taboo که خودش کارگردانی آن را بر عهده داشت

۱٫ هاردی در فیلم آخرالزمانی “مکس دیوانه: جاده خشم” (Mad Max: Fury Road) در نقش مکس راکاتانسکی دیوانه و در تریلر جنایی “افسانه” (Legend) نقش برادران دوقلوی کری را بازی کرد.

۲٫ او در سه فیلم کریستوفر نولان حضور داشته است: تریلر علمی-تخیلی “تلقین” (Inception)، فیلم ابرقهرمانی “شوالیه تاریکی برمی‌خیزد” (The Dark Knight Rises) در نقش بین و تریلر اکشن “دانکرک” (Dunkirk)، که براساس تخلیه نیروهای بریتانیا در جنگ جهانی دوم است.

۳٫ هاردی در فیلم اکشن “ونوم” (Venom) در نقش ادی بروک ضدقهرمان که اقتباسی از شخصیت منفی ونوم است، حضور خواهد داشت.

(یادداشت مترجم: در حال حاضر فیلم برداری ونوم  به پایان رسیده و در ۴ اکتبر ۲۰۱۸ به روی پرده خواهد رفت. طبق تریلرهای منتشر شده از این فیلم، انتظار می‌رود فیلم بسیار زیبا و هیجان انگیزی را شاهد باشیم.)

۴٫ نقش‌های تلویزیونی هاردی عبارت‌اند از درام جنگی شبکه اچ بی او “جوخه برادران” (Band of Brothers)، درام تاریخی بی بی سی “ملکه مجرد” (The Virgin Queen)، “بلندی‌های بادگیر” (Wuthering Heights) آی تی وی، سریال درام اسکای وان “گرفتن” (Take) و درام جنایی تاریخی بی بی سی “پیکی بلایندرز” (Peaky Blinders) از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷٫

۵٫ او نویسندگی، تهیه کنندگی و بازی در نقش اصلی سریال هشت قسمتی تاریخی تخیلی “تابو” (Taboo) در بی بی سی وان و اف ایکس را برعهده داشت.

۶٫ هاردی برای نقش شانک در فیلم Arabia We’d All Be Kings در سال ۲۰۰۳ نامزد جایزه بهترین بازیگر جدید لارنس الیویر شد.

۷٫ هاردی برای بازی در Arabia We’d All Be Kings و نقش لوکا در “خون” (Blood) جایزه بهترین بازیگر تازه کار تئاتر استاندارد ایونینگ سال ۲۰۰۳ را به دست آورد.

۸٫ هاردی، تنها فرزند انی هنرمند و نقاش و رمان نویس و ادوارد هاردی، “چیپس” کمدین است که در هَمِراِسمیت لندن به دنیا آمد.

۹٫ او در شین شرقی لندن بزرگ شد.

۱۰٫ هاردی به مدرسه تاور هوس، مدرسه رید و کالج داف میلر سیکس فرم رفت.

۱۱٫ او برای دنبال کردن حرفه بازیگری در مدرسه درام ریچموند تحصیل کرد و سپس به مرکز درام لندن رفت.

۱۲٫ هاردی «گری الدمن» را قهرمان خود می‌داند و می‌گوید در مدرسه درام صحنه‌های بازیگری او را تقلید می‌کرد.

۱۳٫ او خیلی زود از مدرسه درام خارج شد تا در “جوخه برادران” کار کند. یکی از همکلاسی‌های او در مدرسه درام، مایکل فاسبندر بود که او هم در این سریال حضور داشت.

۱۴٫ او سگی به نام مکس داشت که وقتی نوجوان بود به او داده شد. نام سگ به افتخار مکس دیوانه انتخاب شد.

۱۵٫ هاردی در مدرسه درام لندن توسط مربی پیشین آنتونی هاپکینز آموزش دید.

۱۶٫ پدرش، چیپس هاردی، اولین آتشنشان خانواده بود که به دانشگاه رفت.

۱۷٫ او در سن ۲۱ سالگی در سال ۱۹۹۸ در رقابت The Big Breakfast’s Find Me a Supermodel پیروز شد.

۱۸٫ او برای اولین بار در سن ۳۰ سالگی پدر شد، زمانی که دوست دخترش ریچل اسپید پسرشان لوئیز توماس هاردی را در ۸ آوریل ۲۰۰۸ به دنیا آورد.

۱۹٫ هاردی به همراه کلی مارسل دو سریال تلویزیونی نوشته که هر دوی آن‌ها به شرکت‌های تولید فروخته شده‌اند.

۲۰٫ هاردی تا اواسط ۲۰ سالگی به الکل و کوکائین معتاد بود اما از سال ۲۰۰۳ ترک کرده است.

۲۱٫ هاردی در کمدی “این یعنی جنگ” (This Means War) با کریس پاین همکاری داشت. هر دوی آن‌ها در فیلم‌های محبوب پیشتازان فضا نیز حضور داشتند. تام در پیشتازان فضا: نمسیس بازی کرد و کریس در پیشتازان فضا.

۲۲٫ او تصور می‌کرد که به خاطر بازی در برانسون کریستوفر نولان او را برای نقش بین فیلم “شوالیه تاریکی برمی خیزد” انتخاب کند. اما بعدها متوجه شد نولان او را براساس بازی‌اش در راکنرولا انتخاب کرده و برانسون را ندیده است.

۲۳٫ او قرار بود در “جوخه خودکشی” (Suicide Squad) نقش ریک فلگ را بازی کند اما به علت تداخل زمانی‌اش با فیلم “بازگشته” انصراف داد. جوئل کینامن، همکارش در “Child 44” (کودک ۴۴) جاگزین او شد.

۲۴٫ لئوناردو او را متقاعد کرد که نمایشنامه “بازگشته” را خوانده و نقش جان فیتزجرالد را انتخاب کند. آن‌ها پس از بازی در فیلم “تلقین” دوست شده بودند.

۲۵٫ او در سن ۳۸ سالگی و برای دومین بار پدر شد. این بار همسرش شارلوت ریلی در اکتبر ۲۰۱۵ فرزندشان را به دنیا آورد.

۲۶٫ هیو جکمن اظهار کرد که دوست دارد تام هاردی را در نقش ولورین فیلم‌های مردان ایکس (X-Men) که باعث شهرت خودش شد ببیند.

۲۷٫ او در کمدی جنایی “راکنرولا” (RocknRolla) با ادریس البا همکاری کرد. هر دوی آن‌ها در “پیشتازان فضا” بازی کرده بودند. تام در پیشتازان فضا: نمسیس حضور داشت و ادریس در “فراتر از پیشتازان فضا” (Star Trek: Beyond).

۲۸٫ هاردی تا سال ۲۰۱۸ در چهار فیلم که نامزد بهترین فیلم اسکار شده‌اند حضور داشته است: تلقین، مکس دیوانه: جاده خشم، بازگشته و دانکرک.

۲۹٫ انگشت کوچک دست راستش خمیده است. او یک چاقو را در یک تخته گوشت فرو کرده و تاندون انگشت اش پاره شد. بر روی انگشت اش سه عمل انجام گرفت اما هنوز نتوانسته آن را تکان دهد.

۳۰٫ او از تماشای برنامه‌های تلویزیونی و ایده گرفتن از آن‌ها لذت می‌برد. او در این باره می‌گوید: “تماشای مردم لذت بخش است. من از شخصیت‌های “بفرمایید شام” الهام می‌گیرم. زیرا آن‌ها افراد معمولی هستند و من از هر کدام از آن‌ها الهام می‌گیرم. من حتی از شما هم الهام می‌گیرم.”


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

بیوگرافی آل پاچینو از کودکی تا به امروز + تصاویر

بیوگرافی امبر هرد از کودکی تا امروز + تصاویر

بیوگرافی بردلی کوپر از کودکی تا به امروز + تصاویر

بیوگرافی اورلاندو بلوم از کودکی تا به امروز + تصاویر

بیوگرافی بندیکت کامبربچ از کودکی تا به امروز

بیوگرافی بی‌بی رکسا به همراه نکات جالبی که احتمالا نمی دانستید

ادامه‌ی پست

حقایق جالب درباره مارگو رابی که شاید نمی‌دانستید

مارگو الیز رابی یا به اختصار مارگو رابی (Margot Robbie) یک بازیگر و تهیه‌کننده سینمای استرالیایی است که در ۲ جولای ۱۹۹۰ (۱۱ تیر ۱۳۶۹) به دنیا آمد. در سال ۲۰۱۷ مجله تایم نام او را در فهرست ۱۰۰ فرد تاثیرگذار جهان قرار داد و مجله فوربس هم نام او را در فهرست ۳۰ بازیگر زیر ۳۰ سال خود ذکر نمود. در اینجا ۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره مارگو رابی را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

مارگو رابی در نقش هارلی کویین در فیلم جوخه خودکشی (Suicide squad)

۱٫ او در مزرعه‌ای در کوئینزلند، استرالیا به دنیا آمد و در کالج سامرست در رشته درام تحصیل نمود.

۲٫ او در اواخر سال‌های ۲۰۰۰ و پیش از بازی در سریال “همسایگان” (Neighbors) که باعث شد در دو جایزه لاگی نامزد شود، در فیلم‌های مستقل استرالیا فعالیت خود را آغاز نمود.

۳٫ او پس از نقل مکان به ایالات متحده در سریال درام کوتاه Pan Am حضور یافت.

۴٫ او در سال ۲۰۱۳ در کمدی رمانتیک “درباره زمان” (About Time) نقش مکملی را برعهده داشت که باعث شد در آخر همان سال در کمدی سیاه زندگی نامه‌ای “گرگ وال استریت” (The Wolf of Wall Street) مارتین اسکورزی حضور پیدا کند.

۵٫ رابی در سال ۲۰۱۴ یک کمپانی تولید به نام LuckyChap Entertainment راه اندازی کرد.

۶٫ شهرت او با بازی در نقش اصلی در فیلم‌های دیگر ادامه یافت: درام رمانتیک “تمرکز” (Focus)، فیلم اکشن ماجراجویانه “افسانه تارزان” (The Legend of Tarzan) و فیلم ابرقهرمانی “جوخهٔ خودکشی” (Suicide Squad).

۷٫ نقش آفرینی رابی در سال ۲۰۱۷ در نقش تونیا هرادینگ اسکیت باز در فیلم “من تونیا هستم” (I, Tonya) که تهیه کنندگی آن را هم برعهده داشت، با تحسین مواجه شد.

۸٫ او در سال ۲۰۱۲ در فهرست ستاره‌های رو به رشد مجله Inside Film قرار گرفت. در این فهرست ۲۵ بازیگر جوان آمریکایی رو به رشد قرار داشتند، از جمله جای کورتنی، الکس راسل، آدلاید کلمنس و دیوید لادلو.

۹٫ رابی یکی از طرفداران تیم هاکی رنجرز نیویورک است. اولین شهری که او پس از نقل مکان به آمریکا در آن زندگی کرد نیویورک است.

۱۰٫ در ابتدا قرار بود او در فیلم “شیرجه” (A Bigger Splash) در نقش پنه لوپه لنیر بازی کند اما به دلیل بازی در فیلم “افسانه تارزان” از آن انصراف داد. داکوتا جانسون جایگزین او شد.

۱۱٫ او در حین بازی در فیلم “جوخه خودکشی” یاد گرفت نفس خود را پنج دقیقه نگه دارد.

۱۲٫ او پیش از بازی در صحنه رابطه جنسی با لئوناردو دی کاپریو در فیلم “گرگ وال استریت” سه شات تکیلا نوشید.

۱۳٫ در اولین روز فیلم برداری فیلم “جوخه خودکشی” کارگردان این فیلم، دیوید آیر، گوشه‌ای از ابروی راست او را تراشید.

۱۴٫ رابی نقش سام تامسون در فیلم برنده اسکار، “مرد پرنده” (Birdman) یا (فضیلت غیرمنتظرهٔ جهل) را رد کرد. این نقش به اما استون واگذار شد و باعث شد نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل اسکار شود.

۱۵٫ او در زمان بازی در فیلم “جوخه خودکشی” خالکوبی کردن را تجربه کرد. او علاوه بر خالکوبی کردن کلمه “SKWAD” برای همبازی‌هایش، ۲۰ خالکوبی دیگر نیز انجام داد که یکی هم برای خودش بود. او طی فیلم برداری این فیلم مرکز خالکوبی Harley’s Tattoo Parlor را باز کرد و برای همبازی‌هایش، عوامل فیلم و دیوید آیر کارگردان، خالکوبی کرد.

۱۶٫ او اغلب از بازیگر رمانتیک مقابل اش یک دهه کوچک‌تر است. الکساندر اسکارسگارد در فیلم “افسانه تارزان” ۱۳ سال از او بزرگ‌تر بود. لئوناردو دی کاپریو ذر فیلم “گرگ وال استریت” ۱۵ سال از او بزرگ‌تر بود و ویل اسمیت هم که ۲۰ سال از او بزرگ‌تر است در فیلم “تمرکز” نقش مقابل او را ایفا کرد.

۱۷٫ او نیازی نداشت تا برای نقش هارلی کوئین فیلم “جوخه خودکشی” تست دهد زیرا این نقش به او پیشنهاد شده بود.

۱۸٫ او اغلب صحنه‌های فیلم “جوخه خودکشی” را خودش بازی کرد. دیوید آیر، کارگردان فیلم در این باره گفت که بدلکار او بیشتر اوقات استراحت می‌کرد زیرا رابی خودش دوست داشت این صحنه‌ها را بازی کند.

۱۹٫ او برای نقش زن نامرئی فیلم “چهار شگفت انگیز” (Fantastic Four) تست داد اما کیت مارا به جای او جایگزین شد.

۲۰٫ دیوید آیر در سان دیه گو کامیک کان اینترنشنال سال ۲۰۱۶ گفت از انتخاب رابی برای نقش هارلی کوئین خوشحال است زیرا هر بازیگری قبول نمی‌کند برای آماده سازی و اجرای این نقش اینچنین تلاش کند.

۲۱٫ رابی پس از پایان فیلم برداری “جوخه خودکشی” کت و کلاه بیسبال هارلی کوئین را برای خودش داشت.

۲۲٫ رابی از لاغر شدن برای نقش جین پورتر فیلم “افسانه تارزان” خودداری کرد زیرا ترجیح می‌داد سالم باشد تا استخوانی.

۲۳٫ او برای هالووین مانند شخصیت جیمز فرانکو فیلم “تعطیلات بهاری” (Spring Breakers) لباس پوشید که از ذرت ساخته شده بود.

۲۴٫ برادر کوچک‌ترش کامرون رابی پس از موفقیت خواهر بزرگ‌ترش تصمیم گرفت به عرصه بازیگری وارد شود. برادر بزرگ‌ترش لکلان رابی هم به عنوان بدلکار سینما فعالیت می‌کند.

۲۵٫ او در زمان زندگی در لندن با همبازی‌اش سارا دلوینج در فیلم “جوخه خودکشی” به یک مهمانی رفت و با به اشتباه با پرنس هری ولز در اتاقک عکاسی عکس گرفت. رابی او را با اد شیران، خواننده بریتانیایی، اشتباه گرفت.

۲۶٫ شخصیت رابی در فیلم “همسایه‌ها”، دونا فریدمن، یکی از اولین شخصیت‌های دو جنس گرا در تلویزیون استرالیا بود. او حتی در فیلم همبازی مؤنث اش هانی لی را بوسید. نمایش این شخصیت به علت نشان دادن روابط همجنس گرایانه توسط انجمن خانواده استرالیایی مورد انتقاد قرار گرفت.

۲۷٫ موهای رابی در اصل بلوطی است اما از آنجاییکه صنعت سینما او را با موهای بلوند بیشتر می‌پسندد ترجیح می‌دهد موهایش را بلوند کند.

۲۸٫ رابی با وجود افزایش درآمد بازیگری‌اش ترجیح می‌دهد با هم خانه زندگی کرده و پولش را زیاد خرج نکند. او گفته سبک زندگی‌اش باعث شده یاد بگیرد که نمی‌تواند هر آن چه را که می‌خواهد داشته باشد و این برایش عادت شده است.

۲۹٫ او در زمان تحصیل در کالج سامرست در کوئیزلند همزمان چهار شغل داشت: فروشندگی، منشی گری، فروش تخته موج سواری و آماده کردن ساندویچ در مترو. او پس از فارغ التحصیلی در سن ۱۷ سالگی به ملبورن رفت تا به صورت تمام وقت به بازیگری بپردازد.

۳۰٫ او در زمان ترک سریال “همسایه‌ها” دوست داشت شخصیت اش به شکل دراماتیکی کشته شود. اما تولیدکنندگان تصمیم گرفتند او را به کالج بفرستند تا در صورتی که نقل مکان اش به ایالات متحده موفق نبود بتواند به سریال بازگردد.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

بیوگرافی جالب پیت بول

بیوگرافی امبر هرد از کودکی تا امروز + تصاویر

۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره اسکارلت جوهانسون

۳۰ حقیقت جالب درباره امیلی بلانت + تصاویر و گریم‌ها

۳۰ حقیقت جالب درباره مگان فاکس + تصاویر

۵۰ حقیقت درباره پل واکر – بازیگر فیلم سریع و خشمگین

ادامه‌ی پست

کَره: خوب یا بد؟

چند وقتی است که خوردن کره با نان بربری داغ و مربای هویج، آب کردن کره در میان برنج چلوکباب و خوردن کره با سیب زمینی را کنار گذاشته ام. می دونید این خیلی کار سختی است، اما فکر کنم که برای سلامتی بدنم خوبه. از آن جایی که رازی بلاگیی ها پیرو پزشکی علمی و مستدل هستند، نگاهی به مقالات و مستندات علمی انداختم تا ببینم از نظر پزشکی علمی چه نگاهی به مصرف کره وجود دارد. یکی از این مقالات توسط پیمپین و سایرین (۲۰۱۶) به بررسی سیستماتیک و تحلیل مطالعات انجام شده در رابطه با مصرف کره و انواع مرگ و میر، بیماری های قلبی و عروقی و دیابت نوع دوم پرداخته است. جالبه که این مطالعه، رابطه مثبت ضعیفی را بین مصرف کره و بیماری های ذکرشده کشف کرده است. توصیه های تغذیه ای در رابطه با کره و چربی لبنیات بیشتر مبتنی بر اثرات قابل پیش بینی مواد مغذی خاص (مانند چربی اشباع شده و کلسیم) است و چندان مبتنی بر اثرات واقعی مشاهده شده نمی‌­باشد.

این نتیجه گیری برایم جالب بود. بنابراین، جستجوی بیشتری انجام دادم و به مقاله‌ای که توسط مدرسه سلامت عمومی هاروارد نوشته شده بود، برخورد کردم. در این مقاله، ذکر شده که در تحلیل پیمپین و سایرین،  مقایسه ای خاص مثلاً بین کره و روغن زیتون انجام نمی گیرد، بنابراین مقایسه پیش فرض، رابطه کره با بقیه رژیم غذایی است. یعنی کره با ترکیب بزرگی از دانه های فراوری شده، سودا و سایر منابع شکر، سیب زمینی، و گوشت قرمز مقایسه می‎گردد.

جالبه بدونید که در نشریات و اخبار نیز نتایج این مقاله تصدیق شده است:

«افرادی که کره بیشتری می‌خورند، رژیم تغذیه و سبک زندگی بدتری دارند، اما به نظر لورا پیمپین، کره در میانه راه است: یعنی از شکر یا نشاسته مانند نان سفید یا سیب زمینی که معمولاً کره را با آن می خوریم و خطر ابتلا به دیابت و بیماری عروقی را افزایش می دهد، انتخابی سالم تر و از بسیاری از مارگارین ها و روغن های خوراکی که غنی از چربی های سالم مانند دانه سویا، کانولا، کتان و روغن زیتون فرابکر هستند، انتخابی بدتر است.»

از منظر مدرسه سلامت عمومی هاروارد، به کارگیری عبارت «سالم­» برای کره عجیب است. زیرا کره، چربی اشباع شده است که کلسترول کل و LDL را افزایش می‌دهد و کلسترول هم فاکتور اثبات شده‎ای برای بیماری های عروقی است. از منظر پژوهشگران این مدرسه، علاوه بر مصرف کربوهیدارت های ناسالم مانند نشاسته پالایش شده و شکرهای افزودنی، مصرف چربی اشباع شده و چربی ترانس هم باید محدود گردد.

نتیجه گیری مدرسه سلامت عمومی هاروارد این است که کره، منبعی از چربی اشباع شده است و هنوز از بسیاری از منابع چربی های سالم غیراشباع شده مانند روغن زیتون فرابکر، دانه سویا، یا روغن های کانولا انتخاب بدتری است. در زندگی روزانه، در هنگام آماده سازی غذا یا در سر میز، اگر انتخابی بین کره و یکی از انواع روغن های گیاه-پایه وجود داشته، باید با اطمینان شیشه روغن انتخاب شود چون برای سلامتی مفیدتر از کره است.

منبع:

مدرسه سلامت عمومی هاروارد

  • Pimpin, L., et all. (2016). Is Butter Back? A Systematic Review and Meta-Analysis of Butter Consumption and Risk of Cardiovascular Disease, Diabetes, and Total Mortality, https://doi.org/10.1371/journal.pone.0158118

نوشته کَره: خوب یا بد؟ اولین بار در رازی بلاگ. پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

۲۱ رمان عاشقانه برتر جهان که حتماً باید بخوانید

این رمان‌های عاشقانه، از داستان‌هایی که اشکتان را درمی آورند تا داستان‌های تاثیرگذار، می‌توانند احساساتتان را دچار نوسان کرده و سرگرمتان کنند. در این مقاله ۲۱ رمان عاشقانه برتر جهان را آورده‌ایم که البته متاسفانه برخی از آن‌ها هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند. با رازی بلاگ همراه باشید.


۱٫ مرا با نام خود صدا کن (Call Me By Your Name)، نوشته آندره آسیمان

رمان “مرا با نام خود صدا کن” آندره آسیمان (André Aciman) داستان الیو پرلمن را تعریف می‌کند که برای تابستان نزد خانواده‌اش رفته و در آنجا بین او و مهمان خانه داستان عاشقانه‌ای رخ می‌دهد.


۲٫ غریبه (Outlander)، نوشته دایانا گابالدون

داستان “غریبه” دایانا گابالدون (Diana Gabaldon) درباره کلر رندال، کسی که بین عشق دو مرد از دو قرن مختلف گیر کرده، حقیقتاً دلچسب است. این فیلم به یک سریال تلویزیونی هم تبدیل شده اما کتاب آن بهتر است.


۳٫ به دنبال آلاسکا (Looking for Alaska)، نوشته جان گرین

خوانندگان جوان و مخصوصاً عاشق بهتر است “به دنبال آلاسکا” را بخوانند. جان گرین (John Green) که در گذشته داستان “خطایی در ستارگانمان” (The Fault In Our Stars) را نوشت، این بار هم داستان مایلس هالتر را تعریف می‌کند، او به یک مدرسه جدید می‌رود تا چیزهای تازه را تجربه کند اما به سرعت عاشق آلاسکا یانگ می‌شود.


۴٫ تقریباً الکس (Alex, Approximately)، نوشته جین بنت

بیلی ریدل حدود نصف سال تلاش کرد تا به الکس نزدیک شود. الکس عاشق فیلم و سینما است و بیلی تنها از طریق اینترنت او را می‌شناسند. او که شخصیت حقیقی الکس را نمی‌شناسد به او نمی‌گوید به خاطر دیدنش به این شهر آمده و در موزه کار می‌کند. پرتر راث یکی از نگهبانان جذاب موزه است که سعی می‌کند توجه بیلی را جذب کند. بیلی در ابتدا از پرتر بدش می‌آید اما رفته رفته عاشق اش می‌شود. او باید بین شخصیت مورد علاقه اینترنتی‌اش و پرتر یکی را انتخاب کند. اما داستان زمانی پیچیده می‌شود که متوجه می‌شویم پرتر هم رازهایی دارد – او الکس است. این داستانن زیبا از جین بنت (Jenn Bennett) را از دست ندهید.


۵٫ زنان برتر (Novel Women)، نوشته کلوپ کتاب دوستان

بری بنیان گذار یک کلوپ کتاب خوانی است که سعی می‌کند یک زن زیبا را که به دنبال ترغیب همسرش است، از او دور کند، در این میان استیسی از طلاق بازگشته و دوباره عاشق می‌شود. تس (یک بیوه) عاشق خدمتکارش می‌شود و شارلوت هم پس از یک طلاق وحشتناک دور عشق و عاشقی را خط کشیده است. اوا دروغ‌های همسرش را لاپوشانی کرده و سعی می‌کند به او و کارش فکر کند و هانا هم پس از ۱۶ سال زندگی با همسری که به کارش معتاد است عاشق مربی فوتبال دخترش می‌شود. نقطه مشترک تمام این زنان علاوه بر جنسیت شان، این است که همه عضو کلوپ کتاب خوانی هستند.

جالب‌تر این که این کتاب توسط یک کلوپ کتاب واقعی نوشته شد. نویسندگان آن، کیم سالیوان هاروانکو، پتی ورانا، فرن فورتادو، دنیز پانیک-دیل، و جین ان، عضو کلوپ کتاب دوستان هستند.


۶٫صداقت (Honesty)، نوشته سث کینگ

داستان عاشقانه سث کینگ (Seth King) درباره دو دانشجوی کالج است که دوست دارند خودشان باشند. این رمان مشکلاتی را نشان می‌دهد که اگر بخواهید خودتان باشید و در برابر هنجارهای اجتماع بایستید، با آن‌ها مواجه خواهید شد.


۷٫ روشنایی از دست رفته (The Light We Lost)، جیل سانتوپولو

رمانی زیبا از جیل سانتوپولو (Jill Santopolo). زمانی که لوسی و گیب در سال‌های پایانی کالجی در کلمبیا، همدیگر را ملاقات می‌کنند هرگز تصور نمی‌کنند چه در انتظارشان است. مسیرهای کاری متفاوت که دنیایشان را از هم جدا می‌کند تنها نقطه شروع است. با خواندن این رمان مسیر ۱۳ ساله آن‌ها را خواهید دید که پر از رؤیا، آرزو، حسادت، خیانت و البته، عشق، است.


۸٫ تاریک‌تر (Darker)، نوشته‌ای آل جیمز

در این رمان به ذهن کریستین گری وارد می‌شویم. درحالی که در “پنجاه طیف تاریک‌تر” همه چیز را از نگاه ای ال جیمز (E L James) می‌بینیم. مطمئناً طرفداران این مجموعه دوست دارند پیش از ورود آنا با ذهنیت کریستین آشنا شوند.


۹٫ خورشید و گل‌هایش (The Sun and Her Flowers)، نوشته روپی کور

مجموعه جدید روپی کور (Rupi Kaur) که شامل پنج فصل است – پژمردن، افتادن، ریشه گرفتن، شکفتن و غنچه دادن – در حقیقت به شکوه عشق می‌پردازد. یادتان نرود که مجموعه شعر او، “شعر و عسل” (Milk and Honey) را هم بخوانید.


۱۰٫ یک بار و برای همه (Once and for All)، نوشته سارا دسن

لونا در شغل تابستانی خود به عروس‌ها کمک می‌کند تا کارهای مراسم عروسی خود را انجام دهند اما از انجاییکه عشق اول اش سرانجام خوبی نداشته تصور می‌کند زندگی عاشقانه‌اش به پایان رسیده است. تا اینکه امبروز به زندگی‌اش وارد می‌شود. امبروز می‌خواهد به خواسته‌اش برسد و چیزی که او می‌خواهد لونا است. آیا لونا متوجه می‌شود که شانس دوم زندگی عاشقانه‌اش بر سر راهش قرار گرفته است؟ اثر زیبای سارا دسن (Sarah Dessen) را از دست ندهید.


۱۱٫ سوگند به این زندگی (Swear On This Life)، نوشته رنه کارلینو

زمانی که امیلین رمان جی. کولبی ناشناس را می‌خواند همه از آن تعریف می‌کنند، خود امیلین هم از داستان رمان، که درباره یک زوج عاشق است که می‌خواهند زندگی بهتری داشته باشند، خوشش می‌آید. امیلین رفته رفته متوجه شباهت‌های داستان با زندگی خود شده و می‌فهمد که جی. کولبی همان جس کولبی، بهترین دوست و عشق اول اش است. او که از دانستن این موضوع شوکه شده حالا باید با جس دیده کرده و حقیقت پرفروش‌ترین رمان او را بداند. رنه کارلینو (Renée Carlino) درس های زیادی را در این کتاب گنجانده است.


۱۲٫ مرا ببین (See Me)، نوشته نیکلاس اسپارکس

مطمئناً می دانید که حین خواندن رمان‌های نیکلاس اسپارکس (Nicholas Sparks) باید یک جعبه دستمال کاغذی در کنار خود قرار دهید. در این رمان، کولین و ماریا به طور تصادفی همدیگر را دیده و عاشق هم می‌شوند. زمانی که درباره آینده خود صحبت می‌کنند متوجه می‌شویم که در زندگی گذشته ماریا حقایقی وجود دارد.


۱۳٫ الینور و پارک (Eleanor & Park)، نوشته رینبو روول

رمان الینور و پارک نوشته رینبو روول (Rainbow Rowell) پرفروش‌ترین رمان نیویورک تایمز بوده و طرفداران بسیاری دارد. در این رمان متوجه می‌شویم که عشق اول چگونه است و چه مشکلاتی دارد، مشکلاتی که برخلاف تصورمان تا ابد باقی نمی‌مانند.


۱۴٫ من پیش از تو (Me Before You)، نوشته جوجو مویس

پرفروش‌ترین رمان نیویورک تایمز، رمانی نوشته جوجو مویس (Jojo Moyes) است که بیش از پنج میلیون نسخه از آن به فروش رسید. لوئیزا کلارک یک دختر معمولی است که از یک پسر فلج به نام ویل ترینور نگهداری می‌کند اما رفته رفته حوادثی روی می‌دهد که اشکتان را درمی آورد. حتماً سری دیگر کتاب، “من پس از تو” (After you) را نیز فراموش نکنید.


۱۵٫ بازی نفرت انگیز (The Hating Game)، نوشته سالی ثورن

لوسی هاتن و جاشوآ تمپلمن، دو دستیار هستند که از هم متنفرند و بر سر ارتقا شغلی با هم رقابت می‌کنند. تا پایان داستان حوادث خنده داری روی داده و متوجه می‌شویم آن‌ها در حقیقت از هم متنفر نیستند. خواندن این کتاب از سالی ثورن (Sally Thorne) را به تمام طرفداران رمان های عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.


۱۶٫ با ما به پایان خواهد رسید (It Ends With Us)، کولین هوور (olleen Hoover)

لیلی که تصور می‌کند عشق اول اش، اطلس، را فراموش کرده، از یک جراح اعصاب به نام رایل خوشش می‌آید. زمانی که بین آن دو همه چیز به خوبی پیش می‌رود، اطلس سر رسیده و به لیلی یادآوری می‌کند که چه رابطه‌ای داشتند و گذشته‌شان چه بود. این رمان باعث می‌شود با احساسات حقیقی خود رودرو شوید و مطمئناً پس از خواندن آن را به اطرافیان خود توصیه خواهید کرد.


۱۷٫ دوستان معمولی (Just Friends)، نوشته بیلی تیلور (Billy Taylor)

آگوست و ایتان از هفت سالگی بهترین دوست هم بوده‌اند. آن‌ها پس از گذشت ۱۲ سال هنوز باهم دوست هستند. آن‌ها در همه لحظات کنار هم بوده‌اند: غم، شادی، شهرت، خوشبختی، به همین دلیل آگوست متوجه می‌شود که دوست دارد برای ایتان چیزی جز یک دوست معمولی باشد.


۱۸٫ کتابفروشی کوچک پاریس (The Little Paris Bookshop)، نوشته نینا جرج

نینا جرج (Nina George) داستان موسیو پردو را تعریف می‌کند، صاحب یک کتابفروشی که برای قلب‌های شکسته که به سراغش می‌آیند بهترین داستان عاشقانه را تجویز می‌کند. تنها قلبی که نمی‌تواند چیزی برایش تجویز کند قلب خودش است. از عشق ناپدید شده او تنها یک نامه به جا مانده، بنابراین پردو سفری را به جنوب فرانسه آغاز می‌کند تا به آرامش درونی دست یابد.


۱۹٫ پنجاه طیف آزادی (Fifty Shades Freed)، نوشته ای ال جیمز (E L James)

از آنجاییکه قرار است فیلم جدید این مجموعه اکران شود، بنابراین بهتر است تا پیش از آن از تمام داستان‌های رخ داده بین آناستازیا و کریستین باخبر باشید. بنابراین رمان های قبلی را هم بخوانید: پنجاه طیف خاکستری و پنجاه طیف تاریک تر.


۲۰٫ دفترچه خاطرات (The Notebook)، نوشته نیکلاس اسپارکس (Nicholas Sparks)

این رمان به معرفی نیاز ندارد. اگرچه احتمالاً فیلم آن را هزار بار دیده‌اید اما هنوز هم خواندن کتاب اصلی ارزشش را دارد. داستان عاشقانه نوح و الی و رابطه عاشقانه‌شان که با وجود سال‌ها دوری از هم باقی مانده، ارزش خواندن را دارد.


۲۱٫ معشوقه (The Mistress)، نوشته دنیل استیل

دنیل استیل (Danielle Steel) پرفروش‌ترین نویسنده زنده است که بیش از ۸۰۰ میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده، بنابراین این نویسنده عشق را خوب می‌شناسد. آخرین کتاب او، “معشوقه” درباره ناتاشا لنو است که دوست دارد فرار کند و در این میان عاشق نقاش قهاری به نام تئو لوکا می‌شود. ولادیمیر استانیسلاس یک میلیاردر است که ناتاشا را از خیابان به قصر خود آورده تا معشوقه‌اش باشد، بنابرای ناتاشا یک اسیر است که راهی برای فرار ندارد. او باید بین ماندن یا فرار برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش یکی را انتخاب کند.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

۱۰ فیلم برتر اقتباسی از کتاب‌ها

۱۰ کتاب برتر که جهان را دگرگون کردند

۵ کتاب که با خواندنشان زندگی‌تان متحول می‌شود

۲۰ کتابی که زندگی شما را متحول می کنند و بهتر است که قبل از ۳۰ سالگی خوانده شوند

۲۵ تفاوت میان فیلم‌های هری پاتر و کتاب‌های آن

ادامه‌ی پست

کرفس شکم پر مقوی / سایت رازی بلاگ/انواع خوراک/ آموزش آشپزی /آموزش دسر

کرفس شکم پر مقوی
کرفس شکم پر مقوی

یکی از خوشمزه ترین غذاهایی را که میتوانید در منزل تهیه کنید با کرفس است. رد ادامه مطلب زیر طرز تهیه کرفس شکم پر مقوی و جدید را به شما بانوان با سلیقه آموزش میدهیم.

مواد لازم برای تهیه کرفس شکم پر مقوی

  1. ساقه کرفس ۱ دسته
  2. پنیر خامه ای ۲۰۰ گرم
  3. زیتون مغز دار خرد شده ۳/۴ فنجان
  4. سیر ریز خرد شده ۲ حبه
  5. نمک، فلفل سیاه و آویشن به میزان دلخواه

 

کرفس شکم پر مقوی

ساقه های کرفس را خوب بشویید و به قطعه های دلخواه خوب برش دهید.و خوب با دستمال خشک نمایید..زیتون های مغز دار را خرد نمایید.پنیر خامه ای، زیتون خرد شده، سیر ریز خرد شده، نمک و فلفل سیاه را در کاسه ای با هم مخلوط کنید. کمی از مایه پنیری بردارید و داخل هر تکه کرفس را با آن پر کنید. برای زیباتر شدن کار، می توانید مواد را داخل قیف بریزید و با ماسوره داخل ساقه های کرفس را پر کنید. به همین ترتیب تمام ساقه های کرفس را با مواد پنیری پر کنید.سپس این پیش غذای فوق العاده ترد، آبدار و خوشمزه را در ظرف سرو بچینید و سرو کنید. کرفس شکم پر را می توانید تا چند ساعت در یخچال نگه دارید و بعد سرو کنید.

 

کرفس شکم پر مقوی
کرفس شکم پر مقوی

درباره کرفس

رفس و آب کرفس فشار خون بالا را کاهش می دهد. این خاصیت کرفس را چینی ها از صدها سال قبل می دانستند و در درمان فشار خون از آن استفاده کرده و می کنند. نوشیدن روزی یک لیوان آب کرفس، پس از حدود یک هفته فشار خون بالا را کاهش داده، به صورتی که هیچ داروی شیمیایی چنین قدرتی را نشان نداده است. ماده شیمیایی Phtalides موجود در کرفس سبب آرامش بافت ها و ماهیچه های بدن و عروق می گردد و نرمی و انعطاف مخصوص به آنها می دهد. به همین جهت خون به آسانی در عروق

گردش کرده و به تمام بافت ها می رسد. در ضمن این ماده شیمیایی سبب کاهش ترشح هورمون استرس در بدن می شود. جالباینکه در موقع مصرف مدام آب کرفس فشار خون در حد طبیعی باقی میماند و بیشتر از آن کاهش نمی یابد که خود یکی از شگفتی های طبیعت این سبزی است که در کنار عوامل شناخته و ناشناخته موجود در آن اعمال بسیاری از اعضا بدن انسان را تنظیم می کند.کرفس و آب کرفس از بی خوابی و بدخوابی جلوگیری می کند. این سبزی به خاطر داشتن روغن های طبیعی و ضروری و املاح و ویتامین ها و هورمونهای گیاهی سبب نوعی آرامش در بدن می شود و سیستم مغز و اعصاب را تسکین می دهد.

 

ادامه‌ی پست

جذاب‌ترین ویلن‌ها (شخصیت‌های منفی) در تاریخ سینما

شخصیت‌های منفی (villain) همواره یکی از بخش‌های جدایی‌ناپذیر سینما هستند که گاهی اوقات با وجود اینکه از آن ها متنفر هستیم، اما عمیقا حضور آن‌ها در فیلم را دوست داریم. گاهی اوقات ایفای نقش منفی توسط بازیگر به قدری زیبا و حرفه‌ای انجام می‌شود که شخصیت منفی حتی پرطرفدارتر و پررنگ تر از قهرمان فیلم ظاهر می‌شود. در این مقاله تصمیم گرفتیم شخصیت‌های منفی محبوب فیلم‌های سینمایی را به شما معرفی کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.


۲۰٫ مایکل مایرز

مجموعه هالووین (Halloween series، ۱۹۷۸ – ۲۰۱۸)

ظاهر جذاب. قاتل خاموش. یک روانی با مشکلات خانوادگی جدی. بخشی از جذابیت این شخصیت مدیون خلاقیت جان کارپنتر، نویسنده و کارگردان این فیلم است که ماسک قدیمی ویلیام شاتنر را به بخشی از یکی از جذاب‌ترین قاتل‌های فیلم‌های هالووین تبدیل نمود. مایکل یکی از شخصیت‌هایی است که به شخصیت پردازی چندانی نیاز ندارد و به خودی خودی تهدید آمیز است. فیلم‌های بسیاری از این شخصیت الهام گرفته‌اند با این حال تماشای او در فیلم اصلی همچنان جالب و ترسناک است.


۱۹٫ T-1000

نابودگر ۲: روز داوری (Terminator 2: Judgement Day – ۱۹۹۱)

زمانی که قرار شد در نسخه اصلی نابودگر آرنولد شوارتزنگر یک شخصیت منفی اضافه شده و در کنار او بایستد، جیمز کامرون باید یک شخصیت پیچیده اضافه می‌کرد که بتواند به هر کاری دست زده و تمام قوانین فیزیک را زیر پا بگذارد. در نهایت رابرت پاتریک برای بازی در نقش یک قاتل حیله گر ظاهر می‌شود و چنان تاثیری به جا می‌گذارد که نابودگر ۲ از نسخه اصلی‌اش هم محبوب‌تر می‌شود. شاید شخصیت شوارتزنگر توقف ناپذیر باشد اما قابلیت‌های پاتریک در تغییر ظاهرش باعث می‌شود هرگز از دیدن او خسته نشوید.


۱۸٫ فردی کروگر

مجموعه کابوس خیابان الم (The Nightmare On Elm Street series، ۱۹۸۴ – ۲۰۱۰)

“یک، دو، فردی به دنبال تو…سه، چهار، بهتره درو ببندی…” با صدای ترسناک و چندش آور او باعث شد که یکی از شخصیت‌های به یادماندنی و ترسناک کابوس خیابان الم باشد. در حقیقت از نسخه ساله ۱۹۸۵، “انتقام فردی” (Freddy’s Revenge) بود که این شخصیت هویت تازه‌ای پیدا کرد. فردی (رابرت انگلاند) در حالی که تماشاگران را می‌ترساند، شوخ طبع هم بود اما رفته رفته جنون آمیزتر شد. فردی به شخصیت دوست داشتنی این ژانر تبدیل شد و افزایش سن مانع محبوبیت او نشده است.


۱۷٫ مأمور اسمیت

سه گانه ماتریکس (The Matrix Trilogy، ۱۹۹۹ – ۲۰۰۳)

مأمور اسمیت هوگو ویوینگ با دهان کج و کوله و پیشانی چین افتاده‌اش یک شخصیت سرد و سخت کوش است. البته او تنها یک برنامه هوش مصنوعی در یک واقعیت مجازی است که برای مدهوش کردن انسان طراحی شده است. او در حقیقت نباید نفرت ما را برانگیزد اما همانطور که از سخنرانی‌اش به مورفئوس (لارنس فیشبرن) پیداست: “من از اینجا متنفرم”، برنامه ریزی‌اش به هم خورده است. به همین دلیل اسمیت به یک شخصیت منفی تبدیل می‌شود، البته نه شخصیتی که از یک رژیم سرکوبگر نشات گرفته بلکه شخصیتی که از شغل اش متنفر است.


۱۶٫ نورمن بیتس

روانی (Psycho – ۱۹۶۰)

مردی که در صحنه دوش حمام با داشتن یک چاقو پشت یک زن ایستاده زیباترین صحنه سینما را به وجود آورده است (این صحنه آنقدر معروف است که به صحنه دوش حمام شهرت دارد) و چیزی بیشتر از یک شخصیت منفی است. او در نوع خود یک اثر سینمایی است: یک هیولای سینمایی که صد در صد انسان است. این شخصیت نه ظاهر عجیبی دارد نه هیچ چیز دیگری، بلکه یک مرد جوان است که می‌تواند کنارتان بایستد و هرگز به ماهیت او پی نبرید و حتی باور نکنید که بتواند یک پشه بکشد. اکنون که تصویر این قاتل سینمایی را روی پرده سینما می‌بینیم تصور می‌کنیم برای تماشاگران سال‌های ۱۹۶۹ دیدن پسری به نام نورمن بیتس که توسط مادرش تسخیر شده تا چه اندازه ترسناک است (و یا آلفرد هیچکاک چگونه توانست چنین شخصیتی را خلق کند)، در هر صورت باید قبول کنیم که او معنای ترسناک بودن را تغییر داد.


۱۵٫ پالپاتین

جنگ ستارگان (The Star Wars Saga، ۱۹۸۳ – ۲۰۰۵)

زمانی که اولین بار در “بازگشت جدای” (Return Of The Jedi) او را دیدیم تنها یک شخصیت ترسناک با صدای بم و صورت مهیب بود که در شنلی سیاه به رنگ روحش پیچیده شده بود. اگرچه بازیگر اسکاتلندی، ایان مک دیارمید، به خوبی از عهده نقش آفرینی در آن برآمده، اما رئیس دارت ویدر، به سختی می‌توانست به عنوان یک شخصیت سه بعدی درنظر گرفته شود. اما با سه گانه ای که به داستان‌های قبلی می‌پردازد، با شیو پالپاتین، رئیس لرد سیث آشنا شده و متوجه شدیم یک سیاست مدار موذی و حیله گر است. اگرچه این فیلم‌ها چندان موفق نشدند اما پالاپتین به یک مخلوق جذاب و حیله گر تبدیل شد.


۱۴٫ کلانتر ناتینگهام

رابین هود- پادشاه دزدان (Robin Hood: Prince Of Thieves – ۱۹۹۱)

دیدن شخصیت آلن ریکمن در فهرست شخصیت‌های منفی چندان تعجب برانگیز نیست زیرا او می‌تواند به خوبی در نقش ضد قهرمان ظاهر شود. گفته می‌شود او در ابتدا از قبول این نقش سر باز زد تا اینکه این حق را به او دادند که هرکاری که دوست دارد با این نقش انجام دهد – چیزی که به گفته کوین کاستنر اختصاص دادن کل فیلم به خودش بود. هر حرکت، هر قدم و هر غضب او دیدنی است. ریکم چه کریسمس را لغو کند چه قلبتان را با قاشق از سینه بیرون بکشد، در هر صورت یک قهرمان شرور و جذاب است.


۱۳٫ پرستار رچد

دیوانه از قفس پرید (One Flew Over The Cuckoo’s Nest – ۱۹۷۵)

سردترین، بی روح ترین و غیرقابل تحمل ترین پرستار ممکن. پرستار میلدرد رچد چیزی بیشتر از سرپرستار یک بیمارستان روانی است. او در فیلم برنده اسکار لوئیز فلچر یک شخصیت سرد و خشن را بازی می‌کند که سعی کرده با تسلط خود بر امور بیماران روانی خود را کنترل کند. بنابراین تعجبی ندارد که رایان مورفی تهیه کننده معتقد است که پرستار رچد از شخصیت مک مورفی با بازی جک نیکلسون جذاب‌تر است و بیشتر به چشم می‌آید.


۱۲٫ سائورون

سه گانه ارباب حلقه‌ها و سه گانه هابیت (The Lord Of The Rings trilogy and the Hobbit trilogy، ۲۰۰۱ – ۲۰۰۴)

“یک چشم درشت، بدون پلک و پر از شعله‌های خشم.” این توصیف از ارباب تاریکی روی کاغذ قابل قبول به نظر می‌رسد اما در صحنه سینما شاهد یک هیولا خواهید بود که پتر جکسون و گروه ارباب حلقه‌ها آن را خلق کردند. همانطور که در ابتدای فیلم می‌بینیم سائورون یک هیولای مهیب و خشمگین است که با یک دم می‌تواند هر آنچه در مقابل اش قرار دارد را نابود کند. اما حتی زمانی که جسم خود را از دست می‌دهد به کابوس تبدیل شده و هر بار که فوردو حلقه را لمس می‌کند به ذهن او وارد شده و پیرامون او را همچون یک دریای آتش شعله ور می‌کند.


۱۱٫ گالوم

سه گانه ارباب حلقه‌ها و سه گانه هابیت (The Lord Of The Rings trilogy and the Hobbit trilogy، ۲۰۰۱ – ۲۰۰۴)

اگرچه سائورون یکی از شخصیت‌های منفی فیلم‌های تالکین است و گالوم یکی از شخصیت‌های دوست داشتنی‌تر (مخصوصاً با بازی اندی سرکیس)، اما در رابطه با گالوم چیزی وجود دارد که ماهیت او را ترسناک می‌کند. سائورون اهریمنی بود که داستان از طریق او آغاز شد، اما گالوم به وسیله قدرت حلقه به یک موجود خطرناک و قدرتمند تبدیل شد که شاید رفته رفته به جای ترحم از او بترسید. از زمانی که دست او به حلقه خورد، ذهنش آشفته شد و تنها به قتل فکر می‌ کند. البته همچنان می‌توانید او را دوست داشته باشید اما هرگز به او اعتماد نکنید.


۱۰٫ بیگانه

مجموعه بیگانه (The Alien series، ۱۹۷۹ – ۲۰۱۷)

زمانی که دان اوبانون و رونالد شوست در اواسط دهه ۷۰ میلادی بیگانه را خلق می‌کردند اصلاً تصور نمی‌کردند که یکی از ماندنی‌ترین هیولاهای سینما را خلق کنند. این شخصیت توسط ریدلی اسکات به تصویر کشیده شد، توسط جیمز کامرون رشد کرد و بیش از چند دهه توسط فیلم سازان، کمدین ها و بازی‌ها تکرار و تکرار شد. شاید بهترین توصیف از او این جمله از ایان هولم باشد: “یک ارگانیسم کامل. ساختار کامل او با شرارت وجودش تکمیل شده است…یک بازمانده که ذره‌ای آگاهی، ندامت یا اخلاقیات در او دیده نمی‌شود.


۹٫ لرد ولدمورت

مجموعه هری پاتر (The Harry Potter series، ۲۰۰۱ – ۲۰۱۱)

برخی معتقدند ولدمورت با الهام از شخصیت والدمور ادگار آلن پو خلق شد. در حقیقت عشق جی. کی. رولینگ به فرانسه باعث خلق ولدمورت به معنای “مبارزه با مرگ” شد. او در سال ۲۰۰۹ گفت، “من به نامی نیاز داشتم که نشانگر مرگ بوده و عجیب باشد.” آن دو کلمه در کنار هم نشان دهنده قدرت مطلق خدای مرگ هستند. نام او باید عجیب باشد، زیرا یک مرد خون سرد با بینی تو رفته است و در عین حال ترکیبی از انسان و مار محسوب می‌شود. در عین حال باید قدرتمند باشد زیرا او می‌تواند در یک لحظه بدون داشتن عصا و با قدرت جادوی سیاه پرواز کند. در هر سایه در صفحه می‌توان حضور او را احساس کرد. نام او به هر معنایی که باشد کسی جرات به زبان آوردن آن را ندارد.


۸٫ آنتون چیگور

جایی برای پیرمردها نیست (No Country For Old Men – ۲۰۰۷)

زمانی که خاویر باردم در سال ۲۰۰۷ جایزه بهترین بازیگر مکمل مرد را دریافت کرد، از برادران کوئن تشکر کرد به خاطر “انتخاب ترسناک‌ترین مدل موی تاریخ برای او”. “جایی برای پیرمردها نیست” آخرین فیلم خاویر باردم نیست که در آن نقش منفی را ایفا کرد (اسکای فال – Skyfall، دزدان دریایی کارائیب ۶ – Pirates 6)، اما در هیچ فیلم دیگری نتوانست نقش یک شرور به نام آنتون چیگور را ایفا کند که با یک تپانچه قربانیان اش را به راحتی از بین برده و به سرعت انداختن یک سکه جانشان را می‌گیرد. این شخصیت حقیقتاً یک شخصیت ترسناک و رعب آور است.


۷٫ کایلو رن

جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد (Star Wars: The Force Awakens – ۲۰۱۵)، جنگ ستارگان: اپیزود ۸ (Star Wars: The Last Jedi – ۲۰۱۷)

حضور در مجموعه فیلم‌هایی که پالپاتین و مخصوصاً دارت ویدر در آن حضور دارند، می‌تواند برای جذاب شدن یک شخصیت کافی باشد. اما کایلو رن، با بازی آدم درایور، از شخصیت ابتدایی‌اش پیچیده‌تر شده و به یک شخصیت منفی جذاب تبدیل شده است. او در دو فیلم کوتاه به یک شخصیت مرگبار تبدیل شده که مسیر خود را می‌داند و برای رسیدن به پیروزی هر کاری می‌کند. ویدر سیاره‌ها را به هم می‌ریزد، دشمنان اش را از بین می‌برد و اوبی وان را کنار می زند، اما کایلو رن در کمال خونسردی پدر خودش را به قتل می‌رساند.


۶٫ هانس لاندا

حرامزاده‌های لعنتی (Inglourious Basterds – ۲۰۰۹)

شخصیت‌های نازی تاکنون در فیلم‌های مختلف به شکل‌های مختلف نمایش داده شده‌اند: روانی (فهرست شیندلر – Schindler’s List)، بدشکل (مهاجمان صندوق گمشده – Raiders Of The Lost Ark)، کارتونی (دیکتاتور بزرگ – The Great Dictator) یا برتر از همه (کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام‌جو – Captain America: The First Avenger). اما هانس لاندا، کلنل نازی کاملاً متفاوت است: عمیق، سطح بالا، مسلط به چند زبان، علاقه مند به شیرینی. او یک شخصیت روانی است که در عین روانی بودن جذاب هم می‌باشد، به همین دلیل برای تماشاگر آزاردهنده است. کریستوفر والتز (برنده جایزه اسکار) به خوبی توانسته این شخصیت باهوش و جذاب را ایفا کند و از زبان تارانتینو سخن بگوید.


۵٫ هانیبال لکتر

سکوت بره‌ها (The Silence Of The Lambs – ۱۹۹۱)، هانیبال (Hannibal – ۲۰۰۰) و اژدهای سرخ (Red Dragon – ۲۰۰۲)

برایان کاکس و مدس میکلسن در فیلم ترسناک رابرت هریس بازی فوق العاده ای داشتند اما آنتونی هاپکینز هانیبال را به یک افسانه تبدیل نمود. اغلب شخصیت‌های منفی با کارهایشان تعریف می‌شوند اما سکوت هاپکینز نقطه قوت او بود. او از ابتدای رویارویی‌اش با جودی فاستر تا انتهای فیلم رفته رفته پوسته انداخته و لایه‌های جدیدی از خودش را نشان می‌دهد. اعمال ترسناک لکتر به جای نمایش فیزیکی به صورت ضمنی معرفی می‌شوند اما زبان او برنده و خشن‌تر از هر شمشیر و شلیک است. هانیبال با ریدلی اسکات و اژدهای سرخ برت رتنر ادامه یافت و هنوز هم نفسگیر است.


۴٫ هانس گروبر

جان سخت (Die Hard – ۱۹۸۸)

“تا سه می‌شمارم. چهاری وجود ندارد.” احتمالاً آلن ریکمن در این نقش بهترین ترکیب صدا و چهره را به وجود آورده است. یک شخصت منفی با فرهنگ و حیله گر که با هر بار لو رفتن نقشه‌اش توسط یک پلیس موذی (جان مک کلین با بازی بروس ویلیس)، مسیر جدیدی را آغاز می‌کند. یکی از نقاط قوت شخصیت او دیالوگ‌های شنیدنی‌اش است که توسط نویسندگان فیلم، جب استوارت و استیون ای. دسوزا خلق شد. نحوه بیان او که از مهارت نقش آفرینی‌اش سرچشمه می‌گیرد گیرایی نقش اش را افزایش می‌دهد. اگرچه هر شخصیت منفی نقطه ضعفی دارد اما معدود شخصیت‌های منفی دیده می‌شوند که نقطه ضعفی نداشته باشند و گروبر یکی از آن‌هاست.


۳٫ لوکی

فیلم‌های ثور (The Thor films، ۲۰۱۱ – ۲۰۱۷)، انتقام جویان (The Avengers – ۲۰۱۲)

حتی در دنیای ستارگان مارول که پر از قهرمان و ضدقهرمان است، یکی از آن‌ها می‌تواند بیش از بقیه به چشم بیاید. لوکی با بازی تام هیدلستون یک کودک اسگاردی است که اودین سرپرستی او را برعهده می‌گیرد. او در فیلم ثور خوش درخشید، در “ثور: دنیای تاریک” (The Dark World) لحظات به یادماندنی به نمایش گذاشت، اما در “گردآوری انتقام جویان” (Avengers Assemble)، جاس ودون فیلم نامه نویس شخصیت تازه‌ای به او بخشید. خالقان سینمایی تام هیدلستون و لوکی با قدرت این شخصیت بسیار آشنا بودند – زیرا او یک شخصیت اساطیری است که از دنیای دیگری می‌آید – ودون هم عناصر طنز را به او افزود. هویت واقعی لوکی بسیار جالب و جذاب است و زمانی که با داستان زندگی‌اش آشنا می‌شویم دوست داریم آن را بیشتر دنبال کنیم، چیزی که در “ثور: رگنوراک” بیشتر دیده می‌شود. اگر او در آینده بمیرد احتمالاً غوغا به پا خواهد شد.


۲٫ جوکر

بتمن (Batman – ۱۹۶۶)، بتمن (Batman – ۱۹۸۹)، شوالیه تاریکی (The Dark Knight – ۲۰۰۸)

شخصیت جوکر از زمانی که یک شخصیت کمدی داستانی بود تا زمانی که توسط سزار رومرو (و کارتون مارک همیل) به دنیای سینما و تلویزیون وارد شد، همواره یک شخصیت جالب و جذاب بوده است. تیم برتون و جک نیکلسون در بازسازی سال ۱۹۸۹ به شخصیت او جنبه‌های تاریک‌تری بخشیدند، اما شکی وجود ندارد که کریستوفر نولان و هیث لجر در فیلم “شوالیه تاریکی” بهترین و کامل‌ترین شخصیت جوکر را خلق کردند. جوکر لجر یک مرد زشت و زیباست که برای رسیدن به خواسته‌اش هر کاری می‌کند و شاید توصیف شخصیت آلفرد مایکل کین درست باشد که گفت جوکر دوست دارد سوختن دنیا را تماشا کند.


۱٫ دارت ویدر

سه گانه جنگ‌های ستارگان (The Star Wars trilogy، ۱۹۷۷ – ۱۹۸۳)، جنگ ستارگان قسمت سوم: انتقام سیت (Star Wars: Episode III – Revenge Of The Sith، ۲۰۰۵)، جنگ ستارگان: یک سرکش (Rogue One، ۲۰۱۶)

اکنون به بهترین شخصیت منفی تاریخ سینما رسیدیم. دارت ویدر به این دلیل در صدر لیست قرار گرفت که نه تنها به یادماندنی بود بلکه توانست سیاره آلدران را از آن خود کند. شاید این شخصیت در سال‌های جوانی چندان موفق نباشد اما حضور او در فیلم‌های اولیه به موفقیت اش لطمه‌ای هم وارد نکرد. یک شخصیت تراژیک و اهریمنی که با وجود اتفاقاتی که برایش رخ می‌دهد، با کمک لوک مارک همیل به رستگاری می‌رسد. حضور تاثیرگذار دیوید پروز و صدای غرش مانند ارل جونز این شخصیت را به یک شخصیت به یادماندنی تبدیل کرد که در هر صحنه الهام بخش است. او همچنین شنلی به تن کرده که هرکسی نمی‌تواند آن را از تنش بیرون کند.


در این مطلب به ۲۰ ویلن پرطرفدار اشاره کردیم. البته شخصیت‌های منفی جذاب بسیار زیادی در دنیای سینما وجود داشته‌اند که شاید انتخاب بهترین های آن‌ها تا حدودی سلیقه‌ای باشد. از جمله آن‌ها می‌توان به تانوس (انتقامجویان: جنگ بی نهایت)، مگنیتو (مردان ایکس)، ملکه قرمز (آلیس در سرزمین عجایب)، بِین (شوالیه تاریکی برمی‌خیزد)، جیگساو (مجموعه فیلم‌های ارّه)، جو فناناپذیر (مد مکس) و … اشاره کرد. به همین خاطر از شما دعوت می‌کنیم که شخصیت منفی محبوب خود را در قسمت نظرات بنویسید تا به لیست اضافه شود.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

بهترین ضد قهرمان های سینمای هالیوود: از تایلر داردن تا جوکر

۱۰ فیلم ابر قهرمانی که منتظر اکران آن‌ها هستیم

فیلم‌های ابرقهرمانی مارول را با چه ترتیبی ببینیم؟

۲۵ ابر قهرمان قدرتمند تمام زمان‌ها به همراه تصاویر

۸ فیلم ابر قهرمانانه در سال ۲۰۱۷ از بدترین تا بهترین

ادامه‌ی پست

آلبوم Abbey Road گروه بیتلز، یکی از بهترین آلبوم‌های تاریخ را بهتر بشناسید

ابی رود (Abbey Road) یازدهمین آلبوم گروه راک انگلیسی، بیتلز (The Beatles) است که در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۹ توسط اپل رکوردز منتشر شد. جلسات ضبط این آلبوم آخرین جلساتی بودند که هر چهار عضو این گروه در آن شرکت داشتند. این آلبوم ژانرهایی مانند بلوز، پاپ و پراگرسیو راک را به نمایش می‌گذارد. در اینجا ۲۳ حقیقت جالب و خواندنی درباره آلبوم ابی رود گروه بیتلز را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.


۱٫ ضبط این آلبوم از جلسات ضبط آلبوم‌های قبلی مانند Get Back یا Let It Be دوستانه‌تر بود. با این حال اعضا اختلاف نظرهایی داشتند.

۲٫ جان لنون در زمان انتشار آلبوم گروه را ترک کرده بود و مک کارتنی هم سال بعد از گروه رفت.

۳٫ اگرچه ابی رود فروش بالایی داشت و به سرعت به عنوان آلبوم شماره یک بریتانیا و ایالات متحده شناخته شد، اما در ابتدا واکنش‌های مختلف دریافت کرد. برخی از منتقدین موسیقی آن را غیربدیع و حاصل افکت‌های مصنوعی می‌دانستند.

۴٫ بسیاری از منتقدین امروزه آن را بهترین آلبوم بیتلز و حتی یکی از بهترین آلبوم‌های تاریخ می‌دانند.

۵٫ تصویر جلد این آلبوم چهار اعضای گروه را نشان می‌دهد که از عابر پیاده خارج از استودیوی ابی رود در حال رد شدن هستند. این عکس امروزه یکی از مشهورترین عکس‌های تاریخ موسیقی جهان است.

کاور آلبوم Abbey Road

۶٫ اولین جلسه ضبط آن در ۲۲ فوریه ۱۹۶۹، سه هفته پس از جلسات Get Back و در تریدنت استودیوز، آغاز شد.

۷٫ دو قسمتی بودن آلبوم نشانه سازش آن‌هاست. زیرا لنون می‌خواست با آهنگ‌های خاص و منحصربه فرد شیوه پیشین انتشار را دنبال کند، در حالی که مک کارتنی و مارتین می‌خواستند سبک آلبوم Sgt. Pepper’s Lonely Hearts Club Band خود را دنبال کرده و چیزی به آن بیفزایند.

۸٫ در سپتامبر ۱۹۶۹ و پس از ضبط ابی رود، لنون گروه جدیدی تشکیل داد، Plastic Ono Band. زیرا بیتلز آهنگ Cold Turkey او را نپذیرفته بود.

۹٫ بیتلز ابی رود را مستقیماً تبلیغ نکرد و جدایی اعضای این گروه در هیچ رسانه‌ای اعلام نشد تا این که مک کارتنی در آوریل ۱۹۷۰ اعلام کرد از این گروه می‌رود. در این زمان اعضای این گروه رسماً از هم جدا شده بودند.

اعضای گروه بیتلز

۱۰٫ ابی رود روی دستگاه پخش ریلی حرفه‌ای ضبط شد نه دستگاه‌های چهار کاستی که برای آلبوم‌های پیشین بیتلز مانند Sgt. Pepper استفاده شده بود. این اولین آلبوم بیتلز بود که تک خوانی نداشت.

۱۱٫ بسیاری از صداهای آلبوم از طریق سینث‌سایزر موگ ایجاد شدند و گیتار هم از طریق بلندگوی لسلی نواخته شد.

۱۲٫ در بسیاری از بخش‌های آلبوم، سینث‌سایزر موگ تنها افکت زمینه نیست بلکه نقش اصلی را دارد. سینث‌سایزر در آهنگ Because به همراه آهنگ‌های دیگر استفاده شده است.

۱۳٫ این ابزار از طریق هریسون که در نوامبر ۱۹۶۸ آن را خریداری کرده بود، به گروه معرفی شد و با استفاده از آن آلبوم Electronic Sound خود را خلق کرد.

۱۴٫ ابی رود اولین و تنها آلبوم بیتلز است که کل آن با استفاده از دستگاه صداآمیزی جامد مینیاتوری، مدل TG12345 MK I، ساخته شد. در حالی که در گذشته از میزهای REDD حرارتی استفاده می‌شد.

۱۵٫ یکی از مهندسین دستیار این آلبوم آلن پارسونز ۱۹ ساله بود که آلبوم The Dark Side of the Moon پینک فلوید را نیز تنظیم کرد.

۱۶٫ جلد آلبوم توسط طراح اپل رکوردز یعنی کاش، طراحی شد. این تنها آلبوم اوریجینال بیتلز است که روی جلد مقابل آن نام گروه یا آلبوم دیده نمی‌شود و این ایده کاش بود.

۱۷٫ طراحی عکس روی جلد، که گروه روی عابر پیاده راه می‌روند، توسط ایده مک کارتنی خلق شد و در روز ۸ اوت ۱۹۶۹، در خارج از استودیوی EMI در ابی رود، گرفته شد.

۱۸٫ در ساعت ۱۱:۳۵ دقیقه صبح، عکاس این گروه، این مک‌میلان برای گرفتن عکس تنها ۱۰ دقیقه وقت داشت و در حالی که پلیس ترافیک را کنترل می‌کرد، او روی یک نردبان نشست و عکس گرفت.

۱۹٫ مدت کوتاهی پس از انتشار آلبوم، عکس روی جلد به بخشی از شایعه “پل مرده است” که به سرعت بین خوابگاه‌های دانشجویی سراسر آمریکا سرایت کرد، تبدیل شد.

۲۰٫  عابرپیاده تصویر جلد این آلبوم برای طرفداران بیتلز یک جاذبه محبوب است و EarthCam از سال ۲۰۱۱ یک وب کم در آنجا قرار داده است.

۲۱٫ اهمیت فرهنگی و تاریخی عابر پیاده در جلد این آلبوم باعث شد که در دسامبر ۲۰۱۰ عنوان بنای فهرست شده به آن واگذار شود.

۲۲٫ ابی رود طی ۲ ماه اول پس از انتشار ۴ میلیون نسخه به فروش رفت. این آلبوم در بریتانیا به مدت ۱۱ هفته در جایگاه اول قرار گرفت و سپس توسط آلبوم Let It Bleed رولینگ استون به مدت یک هفته کنار رفت.

۲۳٫ یک ماه پس از انتشار آلبوم، جرج بنسون نسخه‌ای از آلبوم، به نام The Other Side of Abbey Road را ضبط کرد.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

۲۳ حقیقت جالب آلبوم دیوار (The Wall) از پینک فلوید

۱۵ آهنگ برتر جاستین بیبر (بروز شده تا سال ۲۰۱۷)

۱۱ حقیقت درباره خانواده سلطنتی بریتانیا

۱۱ حقیقت که خدمه پرواز می‌دانند اما شما نمی‌دانید!

۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره لارا کرافت

ادامه‌ی پست

حقایقی ترسناک درباره سرطان پوست، رایج‌ترین سرطان حال حاضر

سرطان پوست (Skin Cancer) رایج‌ترین سرطان موجود در انسان است. در صورتی که به سرطان پوست دچار هستید باید نوع آن را دانسته و درمان مناسب آن را بیابید. سرطان پوست بیشتر در نواحی بدن که در معرض نور مستقیم خورشید قرار دارند، مانند سر، گردن و دست‌ها، دیده می‌شود. با این حال می‌تواند در نواحی ایجاد شود که چندان در معرض نور خورشید قرار ندارند. در اینجا ۲۵ حقیقت درباره سرطان پوست را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

۱٫ سالانه در ایالات متحده بیش از ۵٫۴ میلیون مورد جدید سرطان پوست غیر ملانوما در بیش از ۳٫۳ میلیون نفر درمان می‌شود.

(یادداشت مترجم: ملانوما (melanoma) به تومور با منشا سلولهای ملانین دار گویند. این تومور بدخیم اصولاً یک تومور پوستی است. درمان آن در مراحل اولیه جراحی و برداشتن ضایعه است. بروز ملانوما با تابش طولانی مدت نور آفتاب مرتبط است. در سال ۲۰۰۷ نزدیک به ۶۰٬۰۰۰ نفر در ایالات متحده آمریکا مبتلا به ملانوما شدند.)

۲٫ سالانه نمونه‌های بیشتر و بیشتر سرطان پوست به همراه سرطان سینه، سرطان پروستات، سرطان ریه و سرطان روده، دیده می‌شود.

۳٫ در ۳۰ سال اخیر، تعداد افرادی که به سرطان پوست دچار شدند نسبت به مجموع سرطان‌های دیگر بیشتر بود.

۴٫ از هر ۵ آمریکایی ۱ نفر در طول زندگی خود به سرطان پوست دچار می‌شود.

۵٫ بین ۴۰ تا ۵۰ درصد آمریکایی‌هایی که تا سن ۶۵ سالگی زندگی کرده‌اند حداقل یک بار به سرطان سلول پایه‌ای یا کارسینوم سلول-سنگفرشی دچار می‌شود.

۶٫ سرطان سلول پایه‌ای رایج‌ترین نوع سرطان پوست است. سالانه بیش از ۴ میلیون مورد جدید سرطان پوست تشخیص داده می‌شود.

۷٫ کارسینوم سلول-سنگفرشی دومین سرطان پوست رایج است. سالانه بیش از ۱ میلیون نمونه آن در ایالات متحده تشخیص داده می‌شود.

۸٫ بیماران پیوند عضو ۱۰۰ برابر بیش از سایرین در معرض خطر سرطان کارسینوم سلول-سنگفرشی قرار دارند.

۹٫ کراتوز اکتینیک رایج‌ترین بیماری پوستی پیش سرطانی است و بیش از ۵۸ میلیون آمریکایی به آن دچار هستند.

۱۰٫ حدود ۹۰% سرطان‌های پوستی غیرملانوما به دلیل قرار گرفتن در معرض مستقیم امواج فرا بنفش نور خورشید یا دستگاه‌های برنزه کننده ایجاد می‌شود.

۱۱٫ هزینه سالانه درمان سرطان‌های پوست در ایالات متحده حدود ۸٫۱ میلیارد دلار است. برای درمان سرطان‌های پوست غیرملانوما ۴٫۸ میلیارد دلار و برای درمان سرطان‌های پوست ملانوما ۳٫۳ میلیارد دلار هزینه می‌شود.

۱۲٫ سالانه در ایالات متحده حدود ۲۸۰۰ نفر بر اثر سرطان پوست غیر ملانوما و حدود ۸۰۰۰ نفر بر اثر سرطان پوست ملانوما از بین می‌روند.

۱۳٫ اگرچه احتمال سرطان پوست در آفریقایی آمریکایی‌ها، آسیایی‌ها و لاتین‌ها کم است، اما احتمال مرگ و میر در این نژادها بیشتر خواهد بود.

۱۴٫ از هر ۳ قفقازی یک تن در طول زندگی خود به سرطان پوست دچار می‌شوند.

۱۵٫ تاول‌های ناشی از آفتاب سوختگی در دوران کودکی ریسک ابتلا به ملانوما در بزرگ سالی را افزایش می‌دهد. در حقیقت، سوختگی شدید در دوران کودکی ریسک ابتلا به سرطان پوست را افزایش می‌دهد.

۱۶٫ طبق انجمن سرطان آمریکا، مردان دو برابر زنان به سرطان پوست دچار می‌شوند.

۱۷٫ براساس سازمان سرطان پوست آمریکا، حتی یک جلسه برنزه کردن در دستگاه‌ها احتمال ملانوما را ۲۰% افزایش می‌دهد. زیرا تخت‌های برنزه از امواج فرابنفش استفاده کرده و کلاژن را سریع‌تر تجزیه کرده و احتمال سرطان را افزایش می‌دهند.

۱۸٫ برخی از آنتی بیوتیک ها یا داروها مانند ایزوترتینوین پوست را بیشتر در معرض سوختگی قرار می‌دهند. دو نوع واکنش پوستی ممکن است رخ دهد، اولین واکنش حساسیت به نور است که پوست را تحت تأثیر قرار داده و دومی آفتاب زدگی است که سیستم ایمنی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۱۹٫ در حالی که اسپری‌های ضد آفتاب می‌توانند گزینه مناسبی باشند، اما بخش زیادی از پوست را در معرض خطر قرار می‌دهند.

۲۰٫ قرار گرفتن در معرض آفتاب به پوست آسیب می‌رساند. اگرچه ممکن است در ابتدا متوجه نشوید اما پس از چند دهه آسیب‌های آن را خواهید دید.

۲۱٫ وجود ملانوما و سرطان پوست در اقوام درجه یک بیش از امواج فرابنفش می‌تواند احتمال ملانوما در فرد را افزایش دهد.

۲۲٫ ملانوما در کمتر از ۱ درصد مبتلایان به سرطان پوست دیده می‌شود، اما مرگ و میر در این تعداد بیشتر است.

۲۳٫ آمریکایی‌هایی وجود ملانوما در آن‌ها در مراحل اولیه تشخیص داده شده به احتمال ۹۸% تا ۵ سال زنده می‌مانند. اگر بیماری به غده‌های لنفی برسد احتمال زنده ماندن ۶۲% بوده و اگر بیماری به اندام‌های دیگر متاستاز کند، احتمال زنده ماندن ۱۸% است.

۲۴٫ اگر فرد بیش از ۵ بار دچار آفتاب سوختگی شود، احتمال ملانوما در او دو برابر خواهد شد.

۲۵٫ مصرف منظم ضد آفتاب با SPF 15 یا بالاتر احتمال کارسینوم سلول-سنگفرشی را حدود ۴۰% و احتمال ملانوما را ۵۰% کاهش می‌دهد.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

۱۰ فعالیت روزانه که پوستتان را ۱۰ سال پیرتر می‌کند

۱۰ ماسک صورت خانگی برای پوست‌های خشک که پوست‌هایتان را نرم و لطیف می‌کند

معرفی انواع روش‌های درمان سرطان در عصر جدید

۱۵ لوازم منزل که باعث ایجاد سرطان می‌شوند

۱۰ نکته مهم درباره سرطان پروستات که مردان باید بدانند

ادامه‌ی پست

دیوار برلین چرا ساخته شد و چطور سقوط کرد؟ + تصاویر و حقایق تاریخی

دیوار برلین یک دیوار بتنی بزرگ در داخل و اطراف برلین در آلمان بود که برلین شرقی و غربی را در دوران جنگ سرد، از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ از لحاظ فیزیکی و ایدئولوژیک از هم جدا می‌کرد. برلین غربی یک نقطه جغرافیایی مهم بود که هزاران ساکن آلمان شرقی از طریق آن به غرب دموکراتیک فرار می‌کردند. آلمان کمونیست شرقی در واکنش به این فرارها در اطراف برلین غربی یک دیوار ساختند. در اینجا ۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره سقوط دیوار برلین را به شما معرفی می‌کنیم. با رازی بلاگ همراه باشید.

۱٫ این دیوار در ۱۳ اوت ۱۹۶۱ در عرض یک شبانه روز ساخته شد. این دیوار در ابتدا از سیم خاردار و بلوک خاکستر ساخته شد، اما به زودی به دیوارهای بتنی که ارتفاع آن به ۵ متر می‌رسید تبدیل شد که در بالای آن سیم خاردار گذاشته شده بود و نگهبانان مجهز به تفنگ و مین، روی آن دیده می‌شدند.

۲٫ دیوید بویی در ساخت دیوار برلین نقش داشت، در حالی که آلمانی‌های شرقی پشت دیوار گوش می‌دادند. او می‌گفت، “ما صدای آواز خواندن و خوش گذرانی آن‌ها را می‌شنیدیم. نمی‌توانستم در برابر آن مقاومت کنم. شدیداً ناراحت بودم. هرگز ممکن نبود در زندگی‌ام چنین کاری کنم و نخواهم کرد.”

۳٫ پیتر فچر یک جوان ۱۸ ساله از آلمان شرقی بود که در حین عبور از دیوار توسط سربازان آلمان غربی مورد شلیک قرار گرفت. او در سیم خادار گیر کرد و از خون ریزی از دنیا رفت، در حالی که پلیس تلاش می‌کرد او را درمان کند و رسانه‌های دنیا در حال پخش این صحنه بودند.

«پیتر فچر» در راه فرار به سوی آزادی گلوله خورد و در برابر دیدگان جهانیان جان باخت

۴٫ در سال ۱۹۶۳ یک سرباز آلمان شرقی به نام ولفگانگ انگلس یک تانک دزدید و تلاش کرد از دیوار برلین گذشته و فرار کند.

۵٫ تخریب دیوار برلین توسط شهروندانی انجام گرفت که با شنیدن این خبر که هر شهروند می‌تواند از دیوار عبور کند، قدرت گرفتند. البته این خبر یک اشتباه لفظی بود.

۶٫ بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۱ بیش از ۳ میلیون شهروند آلمان شرقی به آلمان غربی فرار کردند، اغلب آن‌ها از طریق دیوار برلین فرار می‌کردند.

۷٫ ۵۰،۰۰۰ شهروند برلین که Grenzgaenger نام داشتند هر روز برای کار در غرب از دیوار عبور می‌کردند، این افراد در حالی که در شرق زندگی می‌کردند در غرب دستمزد بیشتری دریافت می‌کردند، اما در اقتصاد شرق مشارکت نداشتند. به دلیل توانایی بالای آلمان غربی در خرید محصول، دویچه آلمان غربی ۴ تا ۶ برابر بیشتر از دویچه آلمان شرقی ارزش داشت.

۸٫ آلمان شرقی نوشیدنی کولای خود را تولید کرد که Vita-Cola نام داشت. با این حال این نوشیدنی هنوز در آلمان محبوب است و به همین دلیل آلمان تنها کشور جهان است که در آن کوکاکولا نوشیدنی برتر بازار محسوب نمی‌شود.

۹٫ نیوزیوم در واشنگتن دی سی تنها نقطه در خارج از آلمان است که بزرگ‌ترین بخش دیوار برلین در آن قرار دارد.

۱۰٫ مارگارت تاچر، نخست وزیر پیشین بریتانیا، در سپتامبر ۱۹۸۹، از رئیس جمهور شوروی، میخائیل گورباچف، درخواست کرد که اجازه ندهند دیوار برلین فرو بریزد و از تخریب آن جلوگیری کند.

۱۱٫ آناتولی گلیتسین یک مأمور کاگ‌ب بود که در سال ۱۹۶۱ به ایالات متحده فرار کرد. براساس گفته او، شوروی‌ها می‌خواستند طی یک برنامه بلندمدت با تخریب دیوار برلین غرب را فریب داده و اتحادیه اروپا ایجاد کنند. در نتیجه ایالات متحده مانند امروز خود را درگیر یک بدهی بزرگ می‌دید.

۱۲٫ به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد سقوط دیوار برلین، ۸۰۰۰ بالون روشن در ۱۶ کیلومتری مکان سابق دیوار برلین قرار گرفتند.

۱۳٫ بر روی دیوار برلین ۳۰۲ برج دیدبانی، ۲۵۹ سگ، ۲۰ سنگر و بیش از ۱۱،۰۰۰ سرباز وجود داشت.

۱۴٫ آخرین نفری که بر روی دیوار برلین مرد کسی بود که در تاریخ ۸ مارس، ۱۹۸۹ می‌خواست با استفاده از بالون هوای گرم فرار کند اما سقوط کرد و از دنیا رفت.

۱۵٫ ساکنان آلمان غربی و کشورهای دیگر می‌توانستند با درخواست ویزا در سفارت آلمان شرقی چند هفته زودتر از سفر خود، از آن جا دیدن کنند.

۱۶٫ در ۱۹ جولای ۱۹۸۸، ۱۶ ماه پیش از سقوط دیوار برلین، بروس اسپرینگستین و E-Street Band در یک کنسرت زنده در برلین شرقی آهنگ Rocking the Wall را اجرا کردند که ۳۰۰،۰۰۰ نفر در آنجا حضور داشت و از تلویزیون هم پخش می‌شد.

۱۷٫ برخلاف باور عموم، سقوط اصلی دیوار برلین تا تابستان ۱۹۹۰ آغاز نشد و تا سال ۱۹۹۲ هم ادامه داشت.

۱۸٫ اریکا ایفل، کماندار آمریکایی که سابقاً عاشق تیر و کمان خود بوده، با برج ایفل ازدواج کرده است. او در گذشته با دیوار برلین رابطه طولانی داشت.

۱۹٫ یوسین بولت صاحب بیش از ۳ تن از دیوار برلین است.

۲۰٫ شوروی در داخل بخش‌هایی از دیوار برلین ده‌ها هزار مسلسل قرار دارد تا مردم شرق نتوانند از آن فرار کنند. شوروی در سال ۱۹۸۳ قبول کرد تا در ازای دریافت ۲ میلیارد دویچه از آلمان غربی این مسلسل‌ها را جمع آوری کند.

۲۱٫ مجسمه رونالد ریگان در کاخ کنگره ایالات متحده از بخش‌هایی از دیوار برلین ساخته شده است.

۲۲٫ زمانی که جان اف. کندی در اخبار شنید که کمونیست‌ها به جای حمله به برلین غربی دیوار برلین شرقی را خراب کرده‌اند به همراهانش گفت، “این کار راه حل خوبی نبود، اما یک دیوار بهتر از یک جنگ است. این سقوط پایان مشکلات برلین است. طرف دیگر عصبانی می‌شود نه ما. ما در حال حاضر نباید کاری کنیم زیرا راهی جز جنگ وجود ندارد.”

۲۳٫ رازول، نیومکزیکو در ازای تسلیم کردن اسیران آلمانی جنگ جهانی دوم بخشی از دیوار برلین را دریافت کرد.

۲۴٫ هولگر بتکی از اتاق زیرشیروانی به دیوار برلین تیر زد و از طریق قرقره به آن سوی دیگر در برلین غربی رسید. خوشبختانه نگهبانان او را ندیدند.

۲۵٫ برادران بتکی که ۳ تن بودند هرکدام جداگانه از دیوار برلین رد شدند. اولی اینگو بود که از طریق تشک بادی در غرب فرود آمد. هولگر از قرقره و زیپ لاین استفاده کرد. برادر سوم، اگبرت، به کمک برادرهایش اینگو و هولگر که سوار هواپیمای سبک بودند، گریخت.

۲۶٫ تیری نویر یک دانشجوی اخراجی کالج بود که در سال ۱۹۸۴ و به نشانه اعتراض دیوار برلین را رنگ کرد. او از طریق حفره‌های کوچک از دیوار بالا می‌رفت تا تیر نخورد. و به این شکل ۵ کیلومتر از سمت غربی و شرقی دیوار را رنگ کرد. اودر زمینه نقاشی دیواری اعتراضی یک پیشتاز است.

۲۷٫ دیوار برلین یک سازه از پیش طراحی شده نبود. بلکه چهار دیوار مختلف بود که با دو سیم خاردار آغاز شده و دو دیوار بتنی به آن اضافه شده بود. دیوارهای آخر، یا همان Grenzmauer 75، از بلوک‌های بتنی رنگی ساخته شدند که امروزه آن را دیوار برلین می دانیم.

۲۸٫ برخی از قسمت‌های دیوار آخر از لحاظ استراتژیک ضعیف بودند تا نیروهای شوروی بتوانند از طریق آن تانک‌های خود را به قسمت غربی منتقل کنند.

۲۹٫ در دو سال اول وجود استقرار این دیوار، پیش از اینکه مردم دیوار را خراب کنند، بیش از ۱۳۰۰ مأمور یونیفرم پوش جمهوری دموکراتیک آلمان به آلمان غربی فرار کردند.

۳۰٫ ۹ ماه پس از سقوط دیوار برلین، آمار زایمان در برلین شرقی ۴۰% کاهش یافت و تا سال ۱۹۹۴ تغییر نکرد، زیرا مردم دچار مشکلات شخصی و اقتصادی شده بودند که باعث شده خوشحالی اولیه‌شان از بین برود.


پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

راهنمای سفر به برلین

۱۰ حقیقت جالب درباره آلمان

۳۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره نبرد نرماندی

۸ حقیقت درباره هیتلر که از آن‌ها خبر نداشتید

۳۰ حقیقت جالب درباره انقلاب آمریکا در قرن ۱۸ میلادی

ادامه‌ی پست

پنج نکته مفید در رابطه با ويتامين‌ها

رژیم غذایی سالم تقریباً می‌تواند همه مواد معذی موردنیاز شما را به بدن تان برساند. اما بسیاری از مردم سالم ترین رژیم غذایی را ندارند. به همین خاطر، مولتی ویتامین می تواند به پرکردن این خلاء کمک کند و فواید دیگری را نیز به همراه داشته باشد.

  • اگر زنان، قبل از بارداری اسید فولیک مصرف کنند، این ویتامین موجود در اغلب مولتی ویتامین ها از بروز آسیب های لوله عصبی در نوزادان و جنین جلوگیری می‌کند. اسید فولیک خطر حمله قلبی، سرطان روده و سرطان سینه را کاهش می‌دهد.
  • ویتامین D می‌تواند خطر ابتلا به سرطان و احتمالاً سایر سرطان‌ها و همچنین بیماری های عروقی را کاهش دهد.

البته، نباید در خوردن ویتامین ها زیاده روی کنید. با وجود این که مولتی ویتامین و مکمل های ویتامین D خلاء های موجود در رژیم غذایی را کاهش می‌دهند، اما زیاده روی در مصرف ویتامین ها هم مضر است.

توصیه می کنیم که میزان مصرف استاندارد مولتی ویتامین را رعایت کنید. و از آن جایی که مولتی ویتامین شما شامل میزان موردنیاز اسید فولیک است، از مواد غذایی که به میزان زیادی غنی از اسید فولیک شده اند پرهیز کنید.

شاید در خبرها، مطالب ضد و نقیضی در رابطه با فواید و مضرات مولتی ویتامین ها خوانده باشید، اما مطالعات مدرسه سلامت عمومی هاروارد نشان می‌دهد که فواید مصرف روزانه میزان استانداردی مولتی ویتامین بر مخاطرات آن غلبه می‌کند.

پنج نکته مهم در رابطه با ویتامین‌ها

  1. تغذیه سالم داشته باشید. مولتی ویتامین می توانید کاستی هایی را در رژیم غذایی شما جبران کند، اما اهمیت داشتن یک الگوی غذایی سالم بیشتر است. در روزهای آینده مطالب جالبی را در رابطه با رژیم های غذایی در سایت رازی بلاگ برایتان خواهیم نوشت. برنامه تغذیه ای شما باید سرشار از میوه ها، سبزی ها، دانه های کامل، آجیل ها و روغن های سالم باشد و گوشت قرمز و چربی های ناسالم را کمتر مصرف کنید.
  2. به طور روزانه مولتی ویتامین مصرف کنید. مصرف روزانه میزان استانداردی ویتامین بیمه ای ارزان برای سلامتی شما است.
  3. ویتامین D را جدی بگیرید. ویتامین D برای سلامت استخوان بسیار مفید است و شواهد نشان می دهد که این ویتامین می تواند به کاهش خطر ابتلا به سرطان روده و سینه کمک کند. روزانه ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ واحد استاندارد بین المللی ویتامین D مصرف کنید. ممکن است لازم باشد که برای دستیابی به این هدف، قرص جداگانه ای مصرف کنید.
  4. به «مگاها» نه بگویید. به طورکلی، از هر ویتامین یا غذایی که میزان مصرف مگا را تبلیغ می کند یا بیش از حد غنی از ویتامین شده است، دوری کنید. میزان های بالاتر ویتامین E ممکن است به از بروز بیماری قلبی جلوگیری کند، اما به طور کلی، میزان موجود در مولتی ویتامین استاندارد برای دستیابی به فواید سلامتی کافی است. در یک مولتی ویتامین استاندارد اسید فولیک لازم روزانه موجود است، بنابراین از غذاهایی که میزان بسیار بیشتری اسید فولیک به آن ها افزوده شده، پرهیز کنید. البته، بعضی از افراد ممکن است به میزان بیشتری از ویتامین D توصیه شده برای مصرف در هر روز نیاز داشته باشند.
  5. از «سوپر مکمل های غذایی» پرهیز کنید. شاید در تبلیغات اینترنتی و تلویزیونی دیده باشید که ادعاهای عجیب و غریبی در رابطه با اثرات بعضی از مکمل های غذایی صورت می گیرد. زیاد این ادعاها را جدی نگیرید و از همان میزان مصرف استاندارد ویتامین ها و الگوی تغذیه سالم پیروی کنید.

در نهایت، داشتن تغذیه سالم، و رعایت سبک زندگی آرام و شاد و به دور از استرس از همه چیز بهتر است. سالم و خوشمزه بخورید، به سفر بروید و با طبیعت آشتی کنید.

منبع: مدرسه سلامت عمومی هاروارد

ادامه‌ی پست